به گزارش افکارنیوز،

در این میان نمی‌توان تدبیر داهیانه امام راحل عظیم‌الشأن را در شکل‌گیری عنصر «بسیج» به‌عنوان جلوه نقش‌آفرینی مردم در حفظ و تعالی انقلاب‌اسلامی نادیده گرفت.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیاناتشان در سالگرد میلاد پیامبر اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع)، گسترش جریان مقاومت و روحیه بیداری اسلامی در منطقه را به‌عنوان یک نمونه، نتیجه حرکت در مسیر هدایت اسلام و قرآن دانستند و گفتند: «علت اینکه قدرتمندان مستکبر دنیا و در رأس آن‌ها امریکای جنایتکار و شیطان بزرگ به منطقه غرب آسیا حساس هستند، روحیه اقبال به اسلام و بیداری اسلامی در میان ملت‌های منطقه است ... علت اصلی دستپاچگی امریکا و متحدانش و یاوه‌گویی‌ها و اقدامات ظالمانه و جنایت‌آمیز آنها، ایستادگی و مقاومت ملت‌های مسلمان در منطقه است که این مقاومت حتماً نتیجه خواهد داد.» معظم‌له همچنین خطاب به روشنفکران و علمای دینی تأکید کردند: «هرچه می‌توانید حرکت بیداری اسلامی و مقاومت را در منطقه تقویت کنید، زیرا تنها راه نجات منطقه، گسترش این تفکر و روحیه است.» اکنون در سی‌امین سالگرد صدور آخرین پیام امام راحل عظیم‌الشأن (ره) به مناسبت هفته بسیج -که یکی از راهبردی‌ترین پیام‌های واپسین سال عمر بابرکت آن عزیز سفرکرده است- باید تأملی داشته باشیم در نسبت مفاهیم بسیج و مقاومت و نسبت آن با آینده جهان اسلام. 

از ویژگی‌های بی‌بدیل انقلاب اسلامی، تکیه آن بر نیروی عظیم و دائماً در حال جوشش مردمی است، به‌گونه‌ای که سرمایه اجتماعی، چه در مقطع حدوث و چه در مرحله بقا، در نظام و انقلاب‌اسلامی بروز و ظهور داشته است. در این میان نمی‌توان تدبیر داهیانه امام راحل عظیم‌الشأن را در شکل‌گیری عنصر «بسیج» به‌عنوان جلوه نقش‌آفرینی مردم در حفظ و تعالی انقلاب‌اسلامی نادیده گرفت. 

هرچند در دهه اول عمر انقلاب‌اسلامی، ضرورت‌های زمانه سبب شده بود این عنصر بی‌همتا در حوزه دفاع مقدس منحصر شود، اما گذر زمان چندبعدی و جامع بودن این جریان انسانی را ثابت کرد. در آخرین هفته بسیج در عمر پربرکت حضرت امام و پس از پایان جنگ تحمیلی بود که برخی خام‌اندیشانه از پایان مأموریت بسیج و لزوم انحلال آن سخن به میان می‌آوردند. بااین‌حال حضرت روح‌الله در پیامی که به مناسبت هفته بسیج سال ۱۳۶۷ صادر کردند، با تأکید بر اینکه کار و مأموریت بسیج به پایان نرسیده است و بسیج باید مثل گذشته و باقدرت و اطمینان خاطر به کار خود ادامه دهد، فرمودند: «باید بسیجیان جهان اسلام در فکر ایجاد حکومت بزرگ اسلامی باشند و این شدنی است، چراکه بسیج تنها منحصر به ایران اسلامی نیست، باید هسته‌های مقاومت را در تمامی جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد. شما در جنگ تحمیلی نشان دادید که با مدیریت صحیح و خوب می‌توان اسلام را فاتح جهان نمود. شما باید بدانید که کارتان به پایان نرسیده است، انقلاب‌اسلامی در جهان نیازمند فداکاری‌های شماست.»

بدین‌ترتیب روشن شد که در دومین دهه از عمر انقلاب‌اسلامی، بسیج وارد حیطه جدیدی از مأموریت شده است که آن‌هم جهان اسلام یا به‌عبارتی عمق راهبردی جمهوری اسلامی ایران است. به بیان زیبای رهبر معظم انقلاب‌اسلامی حضرت امام خامنه‌ای، «ملت‌های مسلمان عمق استراتژیک نظام جمهوری اسلامی‌اند.» تأکید امام راحل عظیم‌الشأن روی شکل‌گیری هسته‌های مقاومت در تمامی جهان ازآن‌رو بود که شکل‌گیری بسیج تجربه گران‌قیمت و کارآمدی را در اختیار نظام جمهوری اسلامی ایران قرار داد که این تجربه می‌توانست در بیرون مرز‌های جغرافیایی ایران اسلامی نیز پیش‌برنده گفتمان اسلام ناب محمدی (ص) و انقلاب‌اسلامی باشد. 

بستر موفقی که این تجربه در افق برون‌مرزی و جهانی روی آن مستقر شد، رابطه قلبی و ایمانی میان ملت مسلمان ایران و ملل مسلمان و مستضعف جهان بود. در سطح جهان اسلام و جهان مستضعفین، بسیج با مفهومی خاص عجین و هم‌راستا می‌شود که عبارت است از عمق راهبردی (Strategic depth). بر اساس الگوی راهبردی و تجربه سه دهه گذشته می‌توان گفت: امتداد انقلاب‌اسلامی در بیرون مرز‌های سرزمینی ایران، ظرفیت بی‌نظیری را رقم می‌زند که پیش‌برنده آرمان‌ها و اهداف اسلام ناب محمدی (ص) است. 

نیم‌نگاهی به تحولات منطقه غرب آسیا در چند دهه گذشته، ابعاد گوناگون کارآمدی این عمق راهبردی انقلاب‌اسلامی را آشکار می‌سازد. درست همان زمان که جریان ارتجاع وابسته به نظام سلطه به دنبال آشتی با غده سرطانی صهیونیسم در منطقه بود، گروه‌های کوچک مقاومت اسلامی با الهام‌گیری از گفتمان انقلاب‌اسلامی، مسیر پایداری و مبارزه اسلامی را برگزیدند و چنان به بالندگی رسیدند که در جنگ‌های متعدد، افسانه شکست‌ناپذیری رژیم اشغالگر قدس را بر باد دادند. تأثیر چنین روندی بر تحولات راهبردی منطقه تا حدی است که امروز از محوری به‌عنوان «محور مقاومت» یاد می‌شود که مناسبات و طراحی‌های سلطه‌گران استکباری و اذناب آن‌ها را بر هم می‌زند. اکنون، می‌توان گفت: بسیج بار دیگر در میدان تحولات منطقه واردشده و بازیگر اصلی این صحنه است. جوانان مجاهد و شهادت‌طلب عراقی، لبنانی، سوری، پاکستانی، افغانستانی، یمنی و ... با الگوگیری از این یادگار امام راحل (ره) با کم‌ترین امکانات، اما با ایمان حداکثری به میدان آمده و ابتکار عمل را در دست گرفته‌اند. رهبر معظم انقلاب چندی پیش بر ترویج و تبیین «نظریه مقاومت» تأکید کردند. در مقابل سلطه‌پذیری، سازش‌پذیری و تسلیم معنا و مفهوم می‌یابد. توصیه راهبردی معظم‌له ترویج این نظریه به‌صورت نظری و عملی است، به‌گونه‌ای که به چارچوبی برای «گفتمان‌سازی»، «شبکه‌سازی» و «جریان‌سازی» مقاومت در برابر نظام سلطه نه‌تن‌ها در جغرافیای ایران اسلامی، بلکه در قلمرو حضور همه ملت‌های آزاده جهان تبدیل شود. به‌نظر می‌رسد در صورت جهاد جوانان انقلابی می‌توان شاهد ظهور جریان جهانی مردمی مقاومت در سراسر گیتی بود که منافع سلطه گران در تمام این کره خاکی به مخاطره افکنده و معادلات بین‌المللی را به سود مستضعفین تغییر دهند. 

اگر امروز فرهنگ شهادت‌طلبی در هر کوی و برزنی از عراق ساری و جاری است، نباید فراموش کرد که حشدالشعبی پیروز میدان مبارزه با تکفیر، بسیج مستضعفین را الگوی خود قرار داده است. آنچه جوانان مدافع حرم را از اقصی‌نقاط جهان اسلام برای دفاع از اسلام ناب در مقابل اسلام جعلی و امریکایی به شام کشاند، «گفتمان مقاومت» و «فرهنگ و تفکر بسیجی» است که از دوران دفاع مقدس برای ما به یادگار مانده است. 

اگر امروز مردم کشور ما، در کمال نشاط و آرامش پیروزی بر تروریسم تکفیری را پشت سر گذارده‌اند، می‌دانند که امنیت امروزشان را مدیون جان‌فشانی بسیج و بسیجی هستند و روش مقاومت است که تومار تکفیر و تروریسم را در منطقه در هم می‌پیچد، کما اینکه باید به انتظار روزی نشست که ریشه‌های فاسد صهیونیسم و سلطه مستکبران را بخشکاند.