به گزارش افکارنیوز،

هر فرد یا حکومتی که با مواضع و کردار خود به‌گونه‌ای رفتار کند که شأن اسلام و مسلمانان افزایش یابد یا به‌عکس، تنزل و کاهش پیدا کند، در زمره مؤمنین یا در نقطه مقابل، در صف منافقین و مشرکین قرار می‌گیرد. امروز عربستان سعودی که به نهج و شیوه یزیدیان حکومت می‌کند، طابق النعل بالنعل، نقش پیاده‌نظام استکبار را بازی کرده و مجری توطئه‌ها و فتنه‌های شوم آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه و جهان اسلام است.

دردآورتر اینکه سیاست‌های فعلی قارون‌های سرزمین حجاز، نه‌تنها عامل عملیاتی شدن راهبردهای زرسالاران بین‌المللی، یکی پس از دیگری است، بلکه به الگویی برای برخی کشورهای جهان اسلام نیز بدل شده است. سعودی‌ها به درجه‌ای از سرسپردگی رسیده‌اند که آمریکا رسماً بر این واقعیت صحه می‌گذارد و از سقوط این حکومت قرون‌وسطایی ظرف دو هفته در صورت عدم‌حمایت از آن‌ها سخن به میان می‌آورد و از سوی دیگر تصریح می‌کند که ریاض، شریکی راهبردی برای ایجاد ثبات مدنظر آن‌ها در غرب آسیا محسوب می‌شود.

بدتر از آن اینکه، ترامپ نخستین رئیس‌جمهور آمریکاست که عربستان را آشکارا موردانتقاد قرار می‌دهد و با کم‌اهمیت جلوه دادن جایگاه ریاض در سیاست خارجی آمریکا اعلام کرده است که آل سعود برای واشنگتن همچون «گاوی شیرده» هستند که هر وقت نتوانند به کاخ سفید دلار و طلا بدهند، دستور ذبح آن را صادر می‌کند، یا از دیگران می‌خواهد این اقدام را انجام دهند! این واقعیتی است که همه دوستان و دشمنان آمریکا به‌ویژه خود آل سعود از آن آگاهند اما فاجعه اینجاست که قبیله سعودی در برابر این توهین آشکار، عکس‌العملی نشان نداد که هیچ، روابط خود را با کاخ سفید مستحکم‌تر کرد و حتی رسانه‌های این کشور در نمایشی مضحک به توجیه این نام‌گذاری خفت‌بار روی آوردند. به‌عنوان‌مثال، روزنامه سعودی «عرب نیوز» طی تحلیلی در این خصوص نوشت که پس از صادرات شیر شتر عربستان به آمریکا این شیرها با استقبال مصرف‌کننده آمریکایی مواجه شده و آن‌ها به این تولید جدید عطش نشان داده‌اند!!

این در حالی است که رئیس‌جمهور آمریکا برای بهبود اوضاع تولید و اشتغال داخلی به‌خصوص در حوزه صنایع نظامی به فرصت فروش چند صد میلیارد دلاری سلاح به مرتجعین حاشیه خلیج‌فارس چشم دوخته و همچنین نیازمند همیاری و همکاری آن‌ها به اصطلاح برای مهار ایران اسلامی است اما رهاورد ترامپ برای شرکایش جز اختلاف، تحقیر و باج‌خواهی چیز دیگری نیست. از این منظر، رفتارهای خصمانه واشنگتن در قبال تهران و تشدید ایران هراسی، قطعه‌ای از پازل سوداگرایانه ترامپ در غرب آسیا محسوب می‌شود. لذا کلیددار کاخ سفید، امنیت شرکای منطقه‌ای خود را دستاویزی برای تغذیه اقتصاد مقروض و بدهکار خود با منابع ارزی حاصل از فروش نفت آن‌ها می‌بیند و دراین‌باره، همه تعارفات سیاسی و اقتصادی را کنار گذاشته است.

از باب مثال، ترامپ طی یک سخنرانی در ایالت ویرجینیا به تماس تلفنی خود با ملک سلمان اشاره و اظهار داشت که پادشاه عربستان را مخاطب قرار داده و به وی گفته است که سعودی‌ها با در اختیار داشتن تریلیون‌ها دلار، از تأمین امنیت خود عاجزند و در صورت درگیر شدن ریاض در جنگ، میلیون‌ها کشته روی دست پدرجد تروریست‌ها باقی خواهد ماند. اظهارات تحقیرآمیز ترامپ سبب شد تا گروهی از رسانه‌های عربی نیز با نگاه انتقادی به روابط ریاض- واشنگتن نگریسته و سران سعودی را به دلیل وادادگی و عدم واکنش به مزخرفات رئیس‌جمهور آمریکا سرزنش کنند. ازجمله نشریه «القدس العربی»، در مقاله‌ای تحلیلی با یادآوری این سودرسانی کلان و هنگفت، این‌گونه نتیجه گرفت که عربستان با مواضع توهین‌آمیز رهبران واشنگتن مواجه شده و در این رابطه، کسی جز حاکمان ریاض مقصر نیست.

رفتارهای توهین‌آمیز ازاین‌دست نسبت به سعودی‌ها در دوره ریاست جمهوری ترامپ مسبوق به سابقه است. حدود 6 ماه پیش نیز ولیعهد جاه‌طلب عربستان سفری 18 روزه به آمریکا داشت که دستمایه گزارش روزنامه لبنانی «العهد» شد و در آن از بدرقه به‌شدت تحقیرآمیز بن سلمان از جانب ترامپ نوشت. رئیس‌جمهور آمریکا افزون بر اینکه پول سعودی‌ها را در قبال فروش سلاح به آن‌ها نقداً دریافت می‌کند، هزینه‌هایی که در سوریه و دیگر نقاط منطقه صورت داده را نیز برای آن‌ها فاکتور کرده است؛ ضمن اینکه فرامین خود را برای آن‌ها لازم‌الاجرا می‌داند.

یکی از این موارد، در جنگ یمن عینیت یافته است. ائتلاف عربی جز با چراغ سبز آمریکا نمی‌توانست به یمن حمله کند و حالا که حدود چهار سال از این نبرد بی‌حاصل گذشته و سعودی‌ها روزبه‌روز خود را در این باتلاق گرفتارتر می‌بینند، بازهم با اشاره آمریکا فتیله جنگ پایین کشیده شده و با بهانه‌های حقوق بشری به دنبال خاتمه بخشیدن آبرومندانه به این جنایت هستند. به‌بیان‌دیگر، عربستان نه در شروع و نه در پایان دادن به این جنگ، فاقد رأی مستقل بوده و تنها نقش مباشرت را در آن برعهده‌گرفته داشته است. این در حالی است که ریاض و ابوظبی باآن‌همه ادعا و برخورداری از سلاح‌های کادوپیچ شده غرب، بعد از قریب به نیم دهه از تصرف شهر و بندر «الحدیده» عاجز مانده‌اند و حالا هم از دست از پا درازتر به اشاره عمو سام برای جلوگیری از آبروریزی بیشتر باید از یمن خارج شوند.

در مورد فلسطین و توطئه شوم «معامله قرن» نیز عربستان، به معنای واقعی کلمه مایه ننگ مسلمانان شده و در حال اجرای موبه‌موی نسخه دیکته شده آمریکا برای خارج کردن فلسطین از اولویت جهان اسلام است. جالب اینجاست که هرچه نقشه‌ها و خیانت‌ها علیه ملت مظلوم فلسطین بیشتر می‌شود، پیروزی‌ها و فتوحات مردم و مجاهدان سرزمین‌های اشغالی هم مضاعف می‌گردد. طی 70 سال گذشته در هیچ برهه‌ای، امت اسلام شاهد این سطح از دشمنی علیه آرمان قدس نبوده و درعین‌حال نیز این حجم از دستاوردهای نظامی و سیاسی برای مقاومت نیز سابقه نداشته است.

و بالاخره اینکه به تعبیر رهبر حکیم انقلاب در جمع میهمانان کنفرانس وحدت اسلامی «چرا باید حکام اسلامی در حرکت جنایت‌آمیز علیه فلسطین و مردم یمن با آمریکا همراه شوند؟ این حکام مطمئن باشند که در هر دو جبهه، هم پیروزی با مردم فلسطین و یمن است و آمریکا و تبعه آمریکا در این قضیه شکست خواهند خورد.»  

 دکتر اصغر زارعی