به گزارش افکارنیوز،

بسیاری از تحلیل گران در چشم انداز کوتاه مدت عربستان، پادشاهی بن سلمان را جزء لاینفک سپهر سیاسی این کشور می دانستند؛ اما انگار این مسیر آن چنان برای بن سلمان پر تنش شده که خبرها از رفتن ولیعهد جوان سعودی حکایت دارد. ولیعهد سعودی حالا سخن از رفتنش می شنود.

حتی ترامپ که برای پول های سعودی حساب ویژه ای باز کرده، به طور قطع از ریاض حمایت نمی کند و حمایتش را مشروط به حفظ سرمایه های آمریکا و خریدهای سعودی می کند.

در ادامه بیانیه خود نیز مدعی است نمی تواند به طور قطع بن سلمان را بی اطلاع از حادثه قتل خاشقچی بداند. به نظر می رسد بن سلمان فهمیده اگر شاهزاده های معترض سعودی بتوانند ترامپ را راضی و قراردادهای چرب تری امضا کنند، قطعا او مجبور است برای همیشه از کاخ پادشاهی برود.اشتباهات پشت سرهم برای بن سلمان دردسر ساز شده و او را تا مرز مرگِ سیاسی پیش برده است.

تحلیل ها نشان می دهد وضعیت سیاسی بن سلمان شکننده شده است و او قادر نیست بحران های پیش رو را به راحتی حل کند. انتخاب یک ژنرال بازنشسته ارتش آمریکا که سابقه فرماندهی جنگ در عراق و لبنان را دارد به سفارت این کشور در عربستان نیز، حکایت از بحران مستشاری نظامی در عربستان دارد. باید پرسید، بن سلمان چه بحران هایی را در پیش دارد و این بحران ها چه تاثیری در آینده سیاسی عربستان می گذارد.

 

یک) بحران یمن: بن سلمان حتی تصور نمی کرد جنگ یمن چنین طولانی و برای او این همه هزینه ایجاد کند. مهم ترین هزینه جنگ یمن، قدرت گیری انصارا... و توان دست یابی این گروه به قدرت تهاجمی و افزایش برد موشکی و دفاع زمینی است. تا جایی که انصار ا... توانست فرودگاه ابوظبی را با موشک هدف قرار دهد و پهپادهای یمنی خسارت های مهمی به بخش های ویژه ای از تاسیسات آرامکو وارد کنند.

در واقع شکست راهبردی در یمن، چه در ابعاد نظامی و چه در ابعاد سیاسی برای بن سلمان فاجعه آمیز است و او نمی داند چگونه می تواند از این جنگ خارج شود. تفاوت صدام با بن سلمان این است که روحیات و خصوصیات شخصی بن سلمان و غرور بچه گانه اش، اجازه نمی دهد کشورهای دیگری وارد مذاکرات و میانجی گری شوند و به پرونده جنگ یمن پایان دهند.

او قمار یا همه یا هیچ بر یمن بسته و به نظر نمی رسد از این قمار، کوتاه بیاید. همچنان که در تذکر جدی انگلیس به عربستان برای پایان دادن به جنگ یمن، مهلت دوماه عربستان بی فایده بوده و ریاض نتوانسته است الحدیده را در اختیار خود بگیرد.

 

2) بحران اقتصادی، دیگر بحرانی است که عربستانِ بن سلمان با آن مواجه است. محمد بن عبدا... وزیر دارایی عربستان اعلام کرده کسری بودجه این کشور در سال آتی میلادی به 32 میلیارد دلار خواهد رسید که در نوع خود بی سابقه است و می تواند به فروپاشی اقتصادی عربستان از درون منجر شود.

هزینه های تحمیلی خرید تسلیحات به اقتصاد عربستان موجب افزایش شکاف طبقاتی و نیز کسری بودجه عربستان می شود. سیاست مبارزه با پولشویی و فساد اقتصادی بن سلمان نیز جواب نداده و خبرهای منتشر شده حاکی از دریافت رشوه توسط بن سلمان برای آزادی سیاستمداران فاسد سعودی است و حبس آنان در هتل بیشتر یک باج خواهی اقتصادی بود و نتیجه دیگری نداشت.

بحران اقتصادی عربستان به این جا ختم نمی شود، در پی قتل خاشقچی بسیاری از شرکت های اقتصادی با ریاض قطع همکاری و هر نوع همکاری مجدد را منوط به مشخص شدن فرایند دادرسی عادلانه کردند. از طرفی طرح توسعه اقتصادی و فناوری های نوین نیز با چالش جدی مواجه شده است.

بسیاری از شرکت های بزرگ انرژی جهانی که قرار بود فناوری های خورشیدی یا هسته ای را در اختیار عربستان بگذارند؛ ظرف یک سال، همکاری خود را با عربستان پایان دادند و مدعی هستند مشکلات اقتصادی ریاض نمی تواند هزینه های این همکاری را تامین کند و امکان زیاد بودن این طرح ها برای شرکت های مشارکت کننده وجود دارد.

 

3) بحران سیاست داخلی، دیگر بحرانی است که بن سلمان با آن مواجه است. با روی کار آمدن بن سلمان، سرکوب مخالفان و حتی کودتای نظامی علیه یک شخصیت سیاسی دولت سعودی افزایش یافته و خبرها نشان می دهد، بن سلمان برای در امان ماندن از عملیات ترور، شب ها در قایق خود سر می کند.

بن سلمان از یک حمله نظامی به کاخ سلطنتی که توسط بعضی از شاهزادگان ترتیب داده شده بود، جان سالم به در برد و به نظر نمی رسد بحران سیاسی عربستان به این زودی ها حل شود. اختصاص قدرت به خانواده سدیری ها برای دیگر شاهزادگان سعودی سنگین تمام شده و احتمالا شاهد افزایش تنش میان گروه های سیاسی درون عربستان باشیم.

 

4) بدترین بحران پیش روی بن سلمان، بحران در سیاست خارجی است. او در انتخابات عراق، لبنان، مالزی و پاکستان شکست سنگینی خورد و گروه های مورد حمایتش با میلیاردها دلار هزینه نتوانستند اکثریت پارلمان یا قدرت را در این کشورها به دست گیرند.

مسئله ای که منجر به یک افتضاح سیاسی شده و حالا عربستان را با چالش جدی و تنگنای ژئوپلیتیک مواجه ساخته است. سیاست های ترسیم شده بن سلمان در سوریه شکست خورده و نه تنها بشار اسد نرفت بلکه با قدرت بیشتری بخش های قابل توجهی از سرزمین های سوریه را آزاد کرد و از دامان تروریسم نجات داد.

تشکیل حشدالشعبی دیگر مشکل پیش روی عربستان است. سیاست اشتباه بن سلمان برای تقویت داعش در عراق و افزایش جنگ در این کشور، موجب جدی شدن حضور حشدالشعبی در ارکان قدرت سیاسی و امنیتی عراق  شد و در نهایت تشکیلاتی منظم با ایدئولوژی ضد تکفیر در عراق رشد کرد و تثبیت شد. موضوعی که قطعا برای عربستان در سال های آتی بحران آفرین خواهد بود و علایق سیاسی عربستان در عراق را کاهش می دهد.

 

پرونده قتل خاشقچی، دیگر بحران سیاست خارجی است که دامن عربستان را گرفته و چهره اصلاح گرایانه بن سلمان را به کلی نابود کرده است. چهره ای که میلیاردها دلار برای ساخت آن هزینه شده است.

ترکیه نیز به طور جدی پیگیر این پرونده است و تحلیل ها نشان می دهد، دعوای اخوانی – وهابی که با جدایی دوحه از ریاض آغاز شد، شدت یافته است و اردوغان به راحتی دست از سر بن سلمان بر نمی دارد. حتی شرکت مشاوره WMP Eurocom از جمله شرکت‌های اروپایی که با دولت عربستان برای ساخت تصویر رسانه‌ای مطلوب از ولیعهد برای افکار عمومی اروپا قرارداد بسته بود  اکنون اعلام کرده قادر به ادامه فعالیت نیست و قراردادش را لغو کرده است.

 

 به نظر می رسد، بحران های پیش روی بن سلمان از قواره مدیریت او خارج است و واشنگتن نیز این را به خوبی فهمیده است، اما برای حل این موضوع نیاز به زمان و انجام تغییرات مهم در عربستان دارد. به گونه ای که حضور سفیر جدید، فرصتی است تا واشنگتن برای مدیریت این وضعیت یا تغییر بن سلمان با کمترین هزینه، تصمیم گیری کند.

بن سلمان که روزی سودای خلافت بر امت اسلامی و ریاض را داشت حالا با ریزش شدید قدرت مواجه شده است که در برابر آن هیچ کاری هم نمی تواند انجام دهد.تور عربی وی نیز نمی تواند به ترمیم وجهه او کمک کند.

این نخستین بار است که این چنین مردمان عرب به سفر ولیعهد عربستان به کشورشان معترض هستند و در تونس، الجزایر و حتی مصر از دولت‌های خود خواسته‌اند که آن را ملغی کنند. باید دید این ریزش اعتبار و قدرت تا کجا ادامه می یابد و آیا تغییر بن سلمان به سال آتی میلادی می رسد یا خیر.

امیر مسروری