به گزارش افکارنیوز،

«همه (در فرانسه) شعار می دهند که ما دونالد ترامپ را می خواهیم.» این جمله بخش پایانی یکی دیگر از توئیت های نامتعارف و جنجالی دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا درباره موج اعتراضات اخیر در فرانسه است. در حالی که فرانسه ناآرام ترین دوران سیاسی – اجتماعی خود طی نیم قرن گذشته را طی می کند، دونالد ترامپ با ریختن بنزین روی شعله های خشم فرانسویان نوشت: «توافق پاریس خیلی خوب برای پاریس کار نکرد. اعتراضات و آشوب سراسر فرانسه را فرا گرفته است. مردم نمی خواهند پول هنگفتی به اکثر کشورهای جهان سوم بدهند تا شاید از محیط زیست حفاظت شود. شعار می دهند «ما ترامپ را می خواهیم!».

این آشکارترین دخالت آمریکا در امور کشوری است که به عنوان یکی از متحدان دیرینه ایالات متحده در جهان شناخته می شود. جنگ استقلال آمریکا از بریتانیا زمانی به نتیجه رسید که فرانسویان به کمک ارتش تحت فرمان جورج واشنگتن رفتند و انقلاب آمریکا را به پیروزی رساندند اما اکنون دو نیم قرن بعد از کمک سرنوشت ساز فرانسویان به آمریکا، دونالد ترامپ، سلف جورج واشنگتن گویی تصمیم دارد انقلابی را علیه دولت فرانسه به راه اندازد که یادآور انقلاب های رنگین در شرق اروپاست.

البته نشانه های اندکی از مداخله راست گرایان آمریکایی به رهبری ترامپ در شکل گیری جنبش اعتراضی جلیقه زردهای فرانسوی دیده می شود، با این حال، ترامپ هیچ تردیدی را باقی نگذاشته است که قصد دارد سوار بر موج اعتراضات فرانسویان، اتحادیه اروپا را در دریای توفانی پوپولیستی غرق کند. اگر تا پیش از ورود دونالد ترامپ به کاخ سفید در ژانویه 2017 چنین تصور می شد که اتحادیه اروپا بخشی از روابط فراآتلانتیکی میان اروپا و آمریکاست، اکنون رئیس جمهوری آمریکا، اتحادیه اروپا را بزرگ ترین دزد منافع آمریکا می خواند. ترامپ حتی اتحادیه اروپا را به مراتب بیشتر از چین دشمن منافع آمریکا اعلام کرده است.

از این رو، فقط کافی است گروهی در شهرهای اروپا به خیابان ها بیایند و علیه مناسبات شکل گرفته توسط این اتحادیه فریاد بزنند تا از حمایت رئیس جمهوری آمریکا برخوردار شوند. حتی قبل از آن نیز «بنن» استراتژیست ارشد سابق، فردی که دونالد ترامپ، پیروزی خود را در انتخابات سال 2016 مدیون تیزهوشی و نکته سنجی وی می داند، به اروپا آمده بود تا راست گرایان اروپایی را برای پیروزی در انتخابات پارلمان اروپا متحد کند.

استیو بنن قصد دارد همان جادویی که رای دهندگان آمریکایی را سحر کرد تا به دونالد ترامپ رای دهند، در اختیار راست گرایان و راست گرایان افراطی اروپایی قرار دهد تا صندلی را از زیر پای سیاستمدارانی همچون آنگلا مرکل در آلمان، امانوئل ماکرون در فرانسه و حتی اگر لازم شد، ترزا می در بریتانیا بکشد و ترامپ های آلمانی، فرانسوی و بریتانیا را در قاره اروپا به حکومت برساند.

برای رسیدن به این هدف، ملی گرایان آمریکایی به روش های انقلاب رنگین شرق اروپا در غرب اروپا روی آورده اند. حتی اگر اعتراضات اجتماعی در کشورهایی همچون فرانسه، آلمان، بریتانیا، ایتالیا یا اسپانیا ریشه داخلی داشته باشد، راست گرایان آمریکایی فرصت جهت دادن به این اعتراضات را از دست نخواهند داد.

به عبارت دیگر عطش آمریکا برای دخالت در امور داخلی کشورها که پیش از این، در کشورهای در حال توسعه و در داخل امپراتوری فروپاشیده شرق به شکل انقلاب های رنگین در جریان بود، اکنون غرب اروپا را در برگرفته است. البته انقلاب های رنگین در بلوک سابقا شرق از جمهوری چک و صربستان تا اوکراین ،گرجستان و قرقیزستان عمدتا منشأ لیبرال دموکراسی چپ گرایانه داشتند و با پول سرمایه دارانی همچون جورج سورس هدایت می شدند. اما اگر انقلاب رنگینی در غرب اروپا رخ دهد، رویکرد ملی گرای دست راستی خواهد داشت که نظریه پردازی همچون استیو بنن آن را هدایت خواهد کرد.

به هر حال، به نظر می رسد موج ملی گرایی ضد اروپایی گرایی که در پی بحران اقتصادی اواخر دهه گذشته اروپا را در نوردید و با عبور از آتلانتیک به سواحل ایالات متحده برخورد کرد و دونالد ترامپ را به وجود آورد، اکنون در شکل توفانی بزرگ تر در حال بازگشت به اروپاست تا دولت های بین الملل گرای اروپایی را به زیر بکشد.

اگر تا چند هفته پیش اروپایی ها منتظر مانده بودند تا دو سال باقی مانده ریاست جمهوری دونالد ترامپ در آمریکا به سر رسد و "دوران طلایی" حاکمیت لیبرال های بین الملل گرا در دولت باراک اوباما تکرار شود، اکنون باید نگران پایه های نظام لیبرال دموکراسی خود باشند تا در سونامی راست گرایی بیگانه ستیزانه، ضد زیست محیطی و ضد مالیاتی برخاسته از ایالات متحده غرق نشوند.ترامپ برای به زانو در آوردن هر نهاد و شخصیت سیاسی که رنگ و بوی چند جهانی شدن بدهد، شمشیر را از رو بسته است حتی اگر آن نهاد، اتحادیه اروپا و آن شخصیت، امانوئل ماکرون باشد که سال گذشته میزبان وی در کاخ سفید بود.

امیرعلی ابوالفتح