به گزارش افکارنیوز،

هفته گذشته در شرایطی که ترامپ و تیم همراهش هنوز نتوانسته‌اند حتی نمایندگان کنگره را در چرایی فرار از منطقه غرب آسیا توجیه کنند، پمپئو وزیر امور خارجه امریکا در پی اعلام جانشین وزیر دفاع ایران مبنی بر برنامه ایران برای ارسال سه ماهواره به فضا، دوباره علیه ایران خط‌ونشان کشید و در بیانیه‌ای به جمهوری اسلامی هشدار داد به نقض قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل پایان داده و برای پرهیز از انزوای جدی اقتصادی و سیاسی، به فعالیت‌های موشکی خود پایان دهد. در این بیانیه که از سوی وزارت خارجه امریکا منتشرشده، آمده است: «وزارت دفاع ایران به‌طور عمومی اعلام کرده که برنامه دارد سه موشک حامل پرتاب فضایی در ماه‌های آینده راه‌اندازی کند.

چنین رفتارهایی بار دیگر رفتار خلاف ایران با قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل را نشان می‌دهد چراکه این قطعنامه به‌صراحت از ایران می‌خواهد هیچ‌گونه فعالیتی در حوزه موشک‌های بالستیکی که قابلیت حمل کلاهک اتمی دارند، نداشته باشد.

فعالیت موشک حامل پرتاب فضایی در همین حوزه است چراکه معادل همان فناوری موشک اتمی در خانواده موشک‌های بالستیک قاره‌پیما است. مایک پمپئو افزود: «ایالات‌متحده همواره هشدار داده که فعالیت‌های موشکی بالستیک و موشک حامل پرتاب فضایی از سوی رژیم ایران، اثری برهم زننده در ثبات منطقه و فراتر از آن دارد.

فرانسه، آلمان و بریتانیا و خیلی کشورهای دیگر در جهان هم نگرانی عمیق خود را ابراز کرده‌اند.» وزیر خارجه امریکا در پایان این بیانیه می‌گوید: «ایالات‌متحده نظاره‌گر سیاست‌های مخرب رژیم ایران در به خطر انداختن ثبات و امنیت جهانی نمی‌ماند. ما به رژیم توصیه می‌کنیم در این برنامه‌های هدایت موشکی تحریک‌کننده تجدیدنظر کرده و به‌تمامی فعالیت‌های موشکی بالستیک خود برای پرهیز از انزوای عمیق‌تر اقتصادی و دیپلماتیک، پایان دهد.»

گفتنی است که چند روز پیش، قاسم تقی زاده، معاون وزیر دفاع جمهوری اسلامی گفته بود ایران ظرف چند ماه آینده، سه موشک به چند مدار مختلف زمین ارسال خواهد کرد. وزیر امور خارجه ایران هم در واکنش به توئیت‌های مایک پمپئو، وزیر خارجه ایالات‌متحده، در صفحه توئیتر خود نوشت که آزمایش‌های موشکی یا پرتاب ماهواره از سوی ایران، نقض قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل نیست.

تأکید بر تعطیلی برنامه‌های موشکی ایران به‌عنوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای بازدارندگی ایران در حالی است که امریکابی‌ها ضمن تجهیز رژیم صهیونیستی و رقبای منطقه‌ای ایران به آخرین تجهیزات نظامی رسماً از تهدیدات آن‌ها علیه ایران حمایت می‌کنند.

هم‌زمان ترامپ هم باهدف تحریک اعتراضات خیابانی در ایران، در اولین روز شروع به کار کابینه امریکا در سال جدید میلادی ضمن تأکید بر تداوم تحریم‌های فلج‌کننده علیه مردم ایران، مدعی می‌شود که مردم ایران «هر هفته» با اعتراض و شورش مردم «در تمامی شهرها، و بزرگ‌تر از قبل» مواجهند، «پولشان در محاصره است» و مشکلات زیادی دارند». دونالد ترامپ سپس با ذکر اینکه علاقه دارد با مقام‌های ایرانی مذاکره کند اذعان می‌کند که آن‌ها «هنوز آماده نیستند، اما آماده خواهند بود.»

خط‌ونشان ترامپ و پمپئو علیه ایران در شرایطی صورت می‌گیرد که روند تحولات منطقه غرب آسیا این روزها به کلکسیونی از شکست‌های زنجیره‌وار امریکا و متحدان اروپایی و منطقه‌ای‌اش تبدیل‌شده است و تیم مستقر در کاخ سفید نتوانسته نه‌تن‌ها افکار عمومی امریکا، بلکه حتی هم‌حزبی‌های خود را در چرایی شکست‌های زنجیره‌ای امریکا در منطقه توجیه نماید.

هفت سال پیش از زمانی که اوباما گفته بود: «آینده سوریه را باید مردم این کشور مشخص کنند و بشار اسد، رئیس‌جمهور این کشور در برابر آن‌ها قرارگرفته است و زمان آن فرارسیده است که اسد از این سمت کناره‌گیری کند.» و «نیکلا سارکوزی» رئیس‌جمهور وقت فرانسه و «دیوید کامرون» نخست‌وزیر پیشین بریتانیا هم دیگر مقامات غربی بودند که موضع‌گیری مشابه اوباما داشتند و بر کناره‌گیری اسد تأکید کردند تا به‌زعم خود زنجیر مقاومت را در ضعیف‌ترین حلقه خود پاره کنند، اکنون در حالی فرار را برقرار در سوریه ترجیح داده‌اند که جان ۵۰۰ هزار نفر از مردم سوریه و دیگر مسلمانانی را که با تطمیع و تحریک به این جنگ کشانده بودند فدای جاه‌طلبی‌های خودکرده و امروز نه اوباما و نه سارکوزی و نه کامرون دیگر بر مسند قدرت نیستند، اما اسد همچنان رئیس‌جمهور سوریه است و خط مقاومت محکم‌تر و باتجربه‌تر پیروز این جنگ هفت ساله شده است و اکنون این «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور امریکاست که به‌رغم هزینه ۷ تریلیون دلاری ناچار به اعلام شکست برنامه‌های امریکا و اعلام خروج خفت‌بار ۲ هزار امریکایی باقی‌مانده در سوریه شده است بدون آنکه هیچ دستاوردی برای امریکا داشته باشد.

امریکا ۱۷ سال قبل وارد افغانستان شد تا طالبان را از بین ببرد چراکه به القاعده و رهبر این گروه اسامه بن‌لادن پناه داده بود. همان القاعده و طالبانی که بنا بر اعتراف خانم کلینتون امریکایی‌ها با سرمایه و هدایت تکفیری‌های سعودی و اماراتی و دولت وقت پاکستان سازمان‌دهی کرده بودند تا به‌عنوان یک جریان موازی مسلمانان را به خود جلب و در مقابله انقلاب اسلامی قرار داده تا حرکت انقلاب و بیداری اسلامی ناشی از آن را مهار کنند، اما اکنون به‌ناچار وارد مذاکره با طالبان برای صلح شده و حتی ناتو هم از ایران کمک خواسته تا در حل مشکل افغانستان به آن‌ها کمک کند و ترامپ نیز در این اندیشه است تا محملی بیابد که ۷ هزار نظامی باقی‌مانده امریکایی را نیز از افغانستان نجات دهد.

 

سفر خفت‌بار و دزدانه ترامپ به عراق برای دیدار با نظامیان امریکایی باقی‌مانده در عراق و وعده به خارج کردن این نیروها از عراق در حالی است که «جرج بوش» رئیس‌جمهور اسبق امریکا عملیات نظامی در عراق را باهدف کشف سلاح‌های کشتارجمعی «صدام» آغاز کرد.

صدام چنین تسلیحاتی نداشت و این جنگ هم عراق را به دموکراسی و سنگر غرب در جهان اسلام و عرب تبدیل نکرد و باگذشت ۱۵ سال، اکنون در شرایطی عراقی‌ها از ضرورت اخراج امریکایی‌ها سخن به میان می‌آورند که اکثریت مجلس و دولت عراق در اختیار نیروهای انقلابی و ضدامریکایی قرارگرفته است.

 

در یمن، اما حقارت امریکایی‌ها کمتر از عرصه‌های دیگر نیست. امریکایی‌ها به مدت سه سال از سعودی‌ها در برابر مردم یمن و انصارالله، در جنگ یمن حمایت کردند و با سرازیر کردن آخرین تجهیزات نظامی روز جهان به عربستان و امارات و هدایت جنگنده‌های نظامی ائتلاف در بمباران‌های کور مردم بی‌پناه یمن، یکی از بدترین بحران‌های انسانی قرن بیست و یکم را به نام امریکا و اروپا و حکام مرتجع آل سعود و شیخ‌های اماراتی رقم زدند؛ و اکنون ترامپ ناچار است تا با عدم شراکت بیشتر با محمد سلمان در جنایت علیه مردم یمن، به‌نوعی امریکا را از این باتلاق نجات دهد.

تأکید کنگره بر ضرورت پایان دادن به جنگ علیه مردم یمن در الحدیده، ناشی از شکست ائتلاف متشکل از امریکا، فرانسه، انگلیس، آلمان و سعودی و امارات در جنگ با جلوه مقاومت در یمن یعنی انصارالله است. هزینه این مداخله‌های نظامی برای امریکا چه بوده است؟ علاوه بر تریلیون‌ها دلار که برای این برنامه‌ها هزینه شد، حدود ۷ هزار کشته و ۴۰ هزار زخمی برای مردم امریکا سوغات فرستاده است و این در حالی است که برای جهان اسلام، هزینه‌ای سنگین‌تر از این رقم‌زده که شامل صدها هزار کشته و میلیون‌ها آواره و ویرانی صدها شهر در کشورهای اسلامی است.

اکنون، اما ترامپ و دیگر شرکایش در کاخ سفید هشدار و تهدید علیه ایران را مستمسکی برای توجیه و پوشش شکست‌ها در منطقه قرار داده‌اند و این در حالی است که در این هذیان‌گویی به‌ناچار عزت و اقتدار ایران را بهانه قرار داده‌اند، یکی قدرت وتوان موشکی ابران را هدف گرفته و با ادعای حمایت از مردم ایران درعین‌حال اذعان می‌کند که علیه همین مردم بی‌نظیرترین و شکننده‌ترین تحریم‌ها را اعمال می‌کند و نتوانسته آن‌ها را تسلیم کند و آن دیگری که قبلاً هر شب خواب تظاهرات و اعتراضات مردم ایران را می‌دید و اکنون به آخر هفته بسنده کرده است، آرزو می‌کند که ایران در برابرش پای میز مذاکره بنشیند و این در حالی است که وقتی از همسایه جنوبی ما که تنها در همین ماه‌های اخیر با چند قرارداد تنها ۵۰۰ میلیارد دلار باج‌گرفته سخن به میان می‌آورد، از او به‌عنوان گاو شیرده نام‌برده و باصفت «کوفتی» تحقیرش می‌کند.

برای مردم ایران همین عظمتی که دشمن به‌ناچار به آن اعتراف می‌کند باید کافی باشد تا در مبارزه خود برای شکست و تسلیم دشمن در این آخرین گام پابرجا مانده تا بتواند ثمره پیروزی‌هایش را یکجا به آغوش بکشد.

عباس حاجی نجاری