به گزارش افکارنیوز،

لقمه حرام آثار سوئی دارد که اگر این آثار هر چه زودتر از بین برده نشوند خسران دنیا و آخرت را برای انسان به همراه خواهد داشت. برای پاک کردن روح و جسم از تأثیرات سوء و ویرانگر لقمه حرام باید در اموری جهد و کوشش شود تا راه تکامل روح و نفس هموار شود.

این امور عبارتند از:

۱ـ احیاء حق الله

یکی از توابع و نتایج خوردن لقمه حرام، ضایع شدن حق خداوند است، چرا که انسان با انجام این معصیت، از اوامر الهی سرپیچی کرده و به حریم محرمات الهی تجاوز نموده است و حقی را که خداوند بر عهده او داشته ضایع و پایمال نموده است. حال برای احیاء نمودن این حق، تنها راه توبه و استغفار است و به قول امام علی «علیه السلام» هیچ شفیعی بهتر از توبه نیست «لاشفیع انجح من الأستغفار» (۱)، و خداوند خود این راه را بر ما هموار نموده، آنجا که می‌فرماید: فمن تاب من بعد ظلمه و أصلح فان الله یتوب علیه (۲) , کسی که بعد از ظلمش توبه کند و به اصلاح گذشته بپردازد، خداوند توبه اش را می‌پذیرد.

همچنین از رسول گرامی اسلام «صلی الله علیه و آله» نقل شده: «من اکل لقمة من الحرام فقد باء بغضب من الله فان تاب تاب الله علیه و ان مات فالنار اولی به» (۳). کسی که لقمه‌ای از مال حرام بخورد مورد خشم و غضب الهی قرار می‌گیرد، پس اگر به درگاه خداوند توبه کند، خداوند توبه او را می‌پذیرد، ولی اگر بدون توبه از دنیا برود مستحق آتش دوزخ است.

۲ـ اداء حق الناس

یکی از اموری که در اسلام مورد تأکید و اهتمام قرار گرفته است، حفظ و حرمت اموال دیگران است و خداوند با صراحت، صاحبان ایمان را از این کار ناپسند نهی می‌کند یا أی‌ها الذین آمنوا لا تأکلوا اموالکم بینکم بالباطل (۴) ,‌ای کسانی که ایمان آورده اید اموال خود را از طریق باطل و نا مشروع نخورید. در حدیثی پیامبر «صلی الله علیه و آله» می‌فرماید: «حرمة مال المسلم کحرمة دمه» (۵) , احترام اموال مسلمانان، برابر با حرمت و احترام خون آنان است حال با توجه به چنین اهمیتی باید بیان شود که تنها راه رهایی از حقوق ضایع شده دیگران، این است که صاحب حق، راضی شود و حقش به او برگردانده شود.

روزی شخصی از امام باقر «علیه السلام» سئوال کرد: من مدت زمانی والی و حاکم (از طرف بنی امیه) بر مردم بوده ام، آیا می‌توانم توبه کنم؟ حضرت فرمود: نمی‌توانی توبه کنی مگر این که حق هر کسی را که ضایع کردی به او برگردانی. (۶) به همین خاطر است که حضرت علی «علیه السلام» می‌فرماید: «جعل الله سبحانه حقوق عباده مقدمة لحقوقه فمن قام بحقوق عباد الله کان مؤدیاً الی القیام بحقوق الله» (۷) , خداوند حقوق بندگان را بر حقوق خودش مقدم کرده، از این رو کسی که حق بندگان را ادا نماید، حقوق خداوند را هم ادا خواهد کرد. پس اگر کسی هیچ حق الله‌ای به عهده اش نباشد، ولی حق الناس بر عهده اش باشد بخشیده نمی‌شود تا آن شخص از حق خودش بگذرد و راضی شود.

۳- انجام مستحبات

تا کنون بررسی شد که برای پاک شدن از تأثیرات لقمه حرام چه اموری بر ما واجب است، ولی امور مستحبی هم وجود دارد که به واسطه آن، اثرات لقمه حرام در وجود انسان به کلی از بین می‌رود و راه کمال و سعادت هموارتر می‌شود، از جمله: سختی دادن بدن و جسم در حدی که اثرات بوجود آمده از آن راه و قوایی که از راه حرام رشد کرده به کلی از بین برود.

برای توضیح بیشتر به فرازی از کلمات امیر بیان امیرالمومنین «سلام الله علیه» می‌پردازیم که تمام موارد بیان شده را به خوبی بازگو می‌نماید. آن حضرت می‌فرماید: (به شخصی که از روی غفلت و بی خبری گفت: استغفرالله): آیا می‌دانی استغفار یعنی چه؟ استغفار مقام بلند مرتبگان است که یک کلمه است، اما شش معنی و مرحله دارد: ۱ـ پشیمانی از گذشته. ۲ـ تصمیم بر ترک همیشگی گناه در آینده. ۳ـ حقوقی که از مردم ضایع کردی به آن‌ها باز گردانی.۴ـ هر واجبی که از تو فوت شده حق آن را بجای آوری (قضا کنی). ۵ـ گوشت‌هایی که در اثر حرام بر اندامت روئیده آب کنی تا چیزی از آن باقی نماند و گوشت تازه‌ای به جای آن بروید. ۶ـ به همان اندازه که شیرینی معصیت و گناه را چشیدی، زحمت طاعت را نیز بچشی، پس از انجام این مراحل می‌گویی: استغفرالله» (۸). عده‌ای از علماء در تفسیر این کلام گفته اند که شرط پنجم و ششم، از شرایط کمال توبه است. (۹)

اما اگر لقمه حرام به صورت ناخواسته خورده شود و انسان بدون قصد و از روی جهل و بی اطلاعی در مال حرام تصرف کند و از آن بخورد، فقط نسبت به حق الله، حقی به عهده اش نیست. چرا که با علم و عمد صورت نگرفته است ولی حق الناس و تأثیرات وضعی آن، به حال خود باقی است که باید نسبت به آن اهتمام بورزد.

به این طریق که اگر می‌داند این غذای حرامی که خورده از کجا و از چه کسی است و توانایی دست رسی به آن صاحب مال را دارد حتما باید او را پیدا کند و حق او را به وی اگر زنده است و به ورثه اش اگر از دنیا رفته بپردازد و از او و یا ورثه اش رضایت و حلالیت بطلبد.

اما اگر هیچ راهی برای دست یابی به صاحب مالی که حق اش ضایع شده نداشته باشد و نمی‌داند از چه کسی و کسانی است. می‌بایست به همان اندازه و یا مقداری که که توانایی دارد از طرف صاحبان مال ضایع شده صدقه به فقرا بپردازد و برای آن‌ها دعا و طلب مغفرت از خدا کند.

البته در برخی موارد که یقین دارد غذایی که مصرف کرده، حرام است، می‌بایست مقدار پول آن را با حاکم شرع و مرجع تقلید مصالحه کند و یا اذن بگیرد. از باب نمونه در مورد غذا خوردن از خانه کسی که خمس مال خود را نمی‌دهد و یا مالش مخلوط به حلال و حرام است، چه خانه پدری باشد و چه غیر آن، وقتی از مراجع سؤال میشود که تکلیف چیست؟ می‌فرمایند اگر یقین دارید اموالی که تحت تصرف شما قرار می‌گیرد از مال حرام، تهیه شده، تصرف جایز نیست، مگر آن که با اجازه حاکم شرع، مال حرام یا مقدار خمس مال را جدا کند (و به حاکم شرع پرداخت کند.(۱۰)

البته توجه به این نکته حائز اهمیت است که از نظر شرعی در این گونه موارد تحقیق و تفحص لازم نیست که ببیند این غذایی که می‌خواهد مصرف کند حلال است یا حرام، خمس داده است یا نه، خمس به آن تعلق گرفته یا نه؟ به همین منظور اکثر مراجع فرموده اند تا یقین به حرام بودن آن نداشته باشید تصرف را جایز می‌دانند.

(۱۱) از باب نمونه در استفتائی که از آیه الله خامنه‌ای آمده که: ما با اشخاصی معامله می‌کنیم که خمس نمی‌دهند و حساب سال هم ندارند، با آنان خرید و فروش داریم و به دیدن آنان رفته و با آنان غذا می‌خوریم، این مسأله چه حکمی دارد؟ ایشان در جواب می‌فرمایند: اگر یقین به وجود خمس در اموالی دارد که ازطریق خرید و فروش از آنان گرفته اید و با هنگام رفتن نزد آنان، مصرف می‌کنید، معامله در مقدار خمس موجود در اموالی که از طریق خرید و فروش از آنان می‌گیرید، فضولی است و احتیاج به اجازه ولی امر خمس یا وکیل او دارد، و تصرف در اموال ایشان برای شما جایز نیست، مگر این که ترک معاشرت و خود داری از خوردن غذای آنان و تصرف در اموالشان برای شما حرجی باشد که در این صورت تصرف جایز است، ولی ضامن خمس اموالی که در ان‌ها تصرف می‌کنید، هستید. (۱۲)

نتیجه آن که از نظر اخلاقی آدمی باید قبل از هر چیز باید مواظبت بر غذا‌ها و لقمه‌هایی که می‌خواهد مصرف کند داشته باشد که حرام یا شبهه ناک نباشند که به سختی و درد سر بیفتد و اگر از روی ناچاری و یا جهل و بدون قصد این امر اتفاق افتاد اولا باید یقین به حرمت داشته باشد و اعتنا به شک نکند. ثانیا اگر امکان دارد حق صاحبانشان را بپردازد و از او حلالیت بطلبد و ثالثا در صورت یقین به حرام بودن و عدم دست رسی به صاحب آن به مقداری که مصرف کرده با حاکم شرع مصالح و مقدار پول آن را پرداخت کند.

پی نوشت ها:

۱. آمدی، غرر الحکم، مکتب الاعلام الاسلامی، ح. ۳۸۳۳.

۲. مائده:۳۹.

۳. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، دارالاحیاء التراث العربی، ج. ۱۰۰، ص. ۱۲.

۴. نساء:۲۹.

۵. محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمة، ج. ۲، ص. ۶۸۳، ح. ۲۴۲۹۶.

۶. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، دار الأضواء، ج. ۲، ص. ۳۳۱، باب ظلم؛ و مجلسی، بحار الانوار، ج. ۵۷، ص. ۳۲۹.

۷. آمدی، غرر الحکم، ح. ۴۷۸۰.

۸. نهج البلاغه، ک. ۴۱۷.

۹. امام خمینی، سید روح الله، چهل حدیث، بحث توبه، نراقی، ملا احمد، معراج السعادة، بحث توبه.

۱۰. ر. ک: امام خمینی، سید روح الله، استفتائات، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، ۱۳۶۶، ج. ۱، ص. ۴۱۴ و ۴۱۵. و سوال ۲۰۹ و ۲۱۲.

۱۱. ر. ک: امام خمینی، سید روح الله، استفتائات، ص. ۴۱۳ و ۴۱۴. همچنین خامنه ای، سید علی، اجوبه الاستفتائات، ص. ۱۹۶ و ۱۹۷.

۱۲. خامنه ای، سید علی، رساله اجوبه الاستفتائات (ترجمه فارسی)، انتشارات بین المللی الهدی، ۱۳۸۲، ص. ۱۹۶.