به گزارش افکارنیوز،

یکی از ابزارهایی که دشمنان ومعاندین اسلام همیشه از آن برای مقابله با این دین بکار می برده اند، این مساله است که اسلام نگاهش به زن در مقایسه با مرد متفاوت بوده و حقوقی را که برای مرد قائل شده است چیزی فراتر از حقوق زن در ابعاد مختلف بوده و بدین وسیله ارزش زن را نادیده گرفته و ارزشی برای او قائل نشده است.

اما آنچه مهم است این است که این افراد با دید مغرضانه ی خود فقط توجه به برجسته کردن مواردی را داشته اند که به ظاهر اسلام حقوق بیشتری را به مرد داده است و دیگر به علت ها و دلایل این تفاوت ها اشاره ایی نکرده اند.

در قرآن کریم هیچ آیه ایی یافت نمی شود که به طور  کلی یک قاعده و قانونی را بیان کرده باشد که مردان از حقوق بیشتری نسبت به زنان برخوردارند. مگر در مواردی خاص؛ که در آن ها برای حفظ تعادل میان حق و مسئولیت نکاتی را بیان کرده که برخی از آن به اشتباه حقوق بیشتر مردان را استنباط کرده اند که این صحیح نیست.

تفاوت میان زن و مرد به دو صورت قابل تصور است؛ یکی از حقوق مادی و دیگری حقوق معنوی.

نسبت به مورد دوم یعنی حقوق معنوی علاوه بر اینکه هیچ آیه ایی بر این ادعای اشتباه نداریم؛ بلکه قرآن مجید به صراحت بیان می کند « و لهن مثل الذی علیهن [بقره /228] و برای زنان حقوقی شایسته است همانند وظیفه ای که بر عهده آنهاست» به عبارت دیگر به  این معنا که هر اندازه مرد بر گردن زن حق  دارد، زن نیز بر گردن مرد حق و حقوقی دارد.

و در مورد حقوق مادی نیز همچنین است که نه تنها افضلیت مرد  بیان نشده، بلکه شاید بتوان عکس آن را نیز اثبات کرد؛ چرا که این زنان هستند که در مال و اموال شوهران خود از حیث نفقه و ... حق دارند، در حالیکه مردان چنین حق و حقوقی را ندارند.

اما آنچه باید مد نظر قرار داد این است که زن و مرد در بسیاری از حقوق با هم مشترک اند مانند: حق انتخاب همسر، انجام برخی از معاملات مانند مضاربه و... . مگر در برخی از حقوق که بواسطه ی آیات قرآن کریم و یا روایات تخصیص خورده است. به عنوان مثال ما به یک مورد اشاره  می کنیم:

حق مالکیت

قرآن کریم در عصری که برخی از اقوام و ملل برای زن هیچ حق مالی و دارایی را فرض نکرده بودند، به صراحت حق اقتصادی آنان را بیان می دارد و  می فرماید:

 « وَلاَ تَتَمَنَّوْاْ مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَکُمْ عَلَى بَعْض لِّلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِّمَّا اکْتَسَبُواْ وَلِلنِّسَآءِ نَصِیبٌ مِّمَّا اکْتَسَبْنَ وَسْـَلُواْ اللَّهَ مِن فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ کَانَ بِکُلِّ شَىْء عَلِیمًا[ نساء/32] و نعمت ها و مال و ثروتى که خدا به سبب آن برخى از شما را بر برخى برترى داده آرزو مکنید [که آرزویش مایه حسد و فساد است . این تفاوت‌ها و برترى‌ها لازمه زندگى دنیا و بر اساس محاسبات حکیمانه است ، اما در عین حال براى مردان از آنچه کسب کرده‌اند بهره‌اى است ، و براى زنان هم از آنچه کسب کرده‌اند بهره‌اى است . و [با کمک تقوا و عمل صالح] از فزون بخشى خدا بخواهید ، یقیناً خدا همواره به همه چیز داناست. »

علامه طبرسی در بیان شان نزول این آیه چنین می فرمایند: «امّ سلمه (یکى از همسران رسول خدا) به پیامبر عرض کرد: چرا مردان به جهاد مى روند، ولى زنان جهاد نمى کنند؟ و چرا براى ما نصف میراث مردان مقرر شده است؟ سپس افزود: «اى کاش ما هم مرد بودیم و همانند آنان به جهاد مى رفتیم و به کارهاى مردان مبادرت مى کردیم؟» در پاسخ به این سؤالات بود که این آیه نازل شد.

در این آیه چند نکته به چشم می خورد؛ در ابتدای آیه چنین می فرماید که برخی از برتری هایی که بظاهر دیده می شود به جهت شرایط خاص و بر اساس نظام احسنی است که در وجود هر یک از زن و مرد قرار داده شده است که هر یک از این تفاوت ها برای خود اسراری دارند که نظام بشری بر آن نهاده شده است. در نتیجه آرزو کردن اموری که خداوند در طبیعت افراد قرار داده است و بر اساس آن احکام و قوانین خاصی را تشریع کرده، امری اشتباه و ناصحیح است.

علامه طباطبایی پیرامون کلمه ی "فضل" به کار برده شده در آیه چنین می فرمایند که مراد از این کلمه مزیت هایی است که خداوند متعال روزی هر یک از زن و مرد کرده است و متناسب با این فضیلت ها، احکام متفاوتی را درباره ی آنان وضع نموده. مثل اینکه مردان را در تعدد زوجات نسبت به زنان برتری داده و در مقابل نیز زنان را به جهت دریافت نفقه و مهریه نسبت به مردان برتری داده است.

نکته ی دوم اینکه، درست است که هر یک از مردان و زنان از تفاوت های طبیعی ایی برخوردارند  ولی این تفاوت ها باعث نمی شود که این افراد از انچه بوسیله ی کسب و تلاش خود بدست می آورند محروم شوند که قسمتی از این تلاش ها، همان تلاش های مادی است؛ به این بیان که مردان مالک تلاش های خود و زنان نیز مالک تلاش ها و کوشش خود هستند.

نکته ی سوم اینکه در پایان درسی که به انسان ها می دهد این است که سعی کنید به جای آنکه آرزو و حسرت چیزهایی را بخورید که از ید قدرت شما بعید و دور است؛ به جای آن از خداوند متعال درخواست و تمنا داشته باشید چرا که این خداوند متعال است که همه ی امور را بدست دارد و اوست که می تواند به شما موفقیت ها و پاداش عطا کند.

نتیجه آنکه با بیان نکات بالا می توان گفت که تفاوتی بین زن و مرد در حقوق وجود ندارد ولی با توجه به خصوصیات و ویژگی هایی که خداوند متعال برای هر یک از زن و مرد قرار داده است، تفاوت هایی در حقوق زن و مرد احساس می شود که در واقع این چنین نیست چرا که اینگونه تفاوت ها ناشی از سیستم خلقتی بین زن و مرد می باشد که متناسب با آفرینش این دو صنف است.

از طرف دیگر  "تفاوت" مساله ی غیر از "تبعیض "است. چرا که تفاوت ها ناشی از ویژگی ها و استعدادها می باشد ولی تبعیض، ناشی از بی عدالتی است.

و از طرف دیگر این تفاوت هاست که باعث می شود هر یک از زن و مرد وظایف خاصی را عهده دار شوند و اینگونه می توان گفت که زن و مرد با ازدواج کردن مکمل یکدیگر خواهند بود.

و نکته ی آخر اینکه نظر اسلام تساوی حقوق زن و مرد است نه تشابه میان آنها و آنچه که مورد ایراد و گاها شبهه قرار می گیرد اشاره به تشابه حقوق دارد نه تساوی آن، که با بیان نکات بالا به فرض وجود تشابه، این خود بی عدالتی محضی از سوی خداوند متعال خواهد بود، چرا که در اینصورت بر هر یک از زن و مرد وظایف و حقوقی متحمل می شد که خارج از توان هر کدام می بود.