درآمدی بر تبیین فتنه آمریکایی

۱- بیانیه بنیاد شهید در مورد میزان شهدای «فتنه آمریکایی» و اظهارات دبیر شورای امنیت ملی در مورد میزان خسارت این غائله هشداردهنده ،

 عجیب و رقت‌انگیز است.

وزیر خزانه‌داری آمریکا درباره این منطق مغولی و داعشی‌گری اهل فتنه می‌گوید: «با اعمال فشار اقتصادی مردم را در ایران به خیابان‌ها کشاندیم!»

مفهوم این سخن چیست؟

۲- ما گرفتار یک جریان «بغی اقتصادی» هستیم. إِنَّ قَارُونَ کَانَ مِنْ قَوْمِ مُوسَى فَبَغَى عَلَیْهِمْ(۷۶ قصص)

جهان امروز به رهبری ترامپ – نتانیاهو گرفتار یک قارونی‌گری بین‌المللی است که می‌خواهد همه چیز را ببلعد و درسته قورت بدهد! این فقط مختص ایران نیست آثار این اشتهای بلعیدن خود را در آمریکای لاتین، آسیا و حتی اروپا وانمایی می‌کند.

۳- ما امروز گرفتار بغی و تجاوز قارونی و محاربه نظام ارزی پولی کشور در کف بازار مسلمین هستیم.

از دل چنین پدیده‌ای ناآرامی‌های داعشی و مغولی و چیزی شبیه‌سازی «الغارات» دوران معاویه بیرون می‌آید.

مقوله «اقتصاد» مسئله‌ای است که امام خامنه‌ای بیش از دو دهه است روی آن متمرکز است و توجه مسئولین کشور را با نامگذاری سالانه و نیز ابلاغ سیاست‌های کلی شفاف، عملیاتی در «برنامه» و «بودجه» فرا می‌خواند.

۴- تمرکز رهبری بر مهار تورم و گرانی و تضمین و تثبیت قیمت کالاهای اساسی مورد نیاز مردم و نیز صیانت از ارزش پول ملی نشان می‌دهد، معظم‌له چون دیده‌بان آگاه و صادق بارها زنگ خطر را در مقاطع مختلف به صدا درآوردند. اما متأسفانه مسئولان ذیربط به آن توجه نکردند.

۵- قارون‌های آمریکایی در خزانه‌داری آمریکا مدام علیه اقتصاد ما از طریق تحریم‌ها و در پنتاگون از طریق تهدیدهای نظامی نقشه می‌کشند. مسئولان و نخبگان کشور در پاسخ به این تحریم‌ها و این تهدیدها فقط در اتاق جنگ نظامی، امنیتی و اطلاعاتی نشسته‌اند!

«اتاق جنگ اقتصادی» فاقد صف، ستاد و دیده‌بانی راهبردی است.

اتاق جنگ اقتصادی ما فاقد تمرکز و تجمیع نیرو و فرماندهی واحد و هوشمندانه است. اقداماتی که صورت می گیرد مقطعی و حالت مُسکن دارد و می‌خواهد از طریق شوک درمانی، اقتصاد بیمار ما را سرپا نگه دارد. ما جنگ اقتصادی را جدی نگرفتیم.

۶- ما در حوزه اجتماعی و سیاسی به دلیل حضور سکوهای خارجی در داخل مانند تلگرام، اینستاگرام و توییتر و ... وارد یک جنگ شناختی و روانی تمام‌عیار دست‌وپا می‌زنیم.

ما امروز در این عرصه گرفتار پدیده‌ای به نام «پاراسوشیال» هستیم.

پاراسوشیال واژه‌ای است که نام یک عصر ارتباطی را توصیف می‌کند که در آن مرجعیت اجتماعی و سیاسی در جامعه از نخبگان و علمای سیاست به بازیگران سینمایی، خواننده‌ها، ورزشکاران و چهره‌های سیاسی و ... منتقل می‌شود.

ما وارد جهان ارتباطی‌ای شده‌ایم که تنهایی نه با انسان، بلکه با تصویر، صدا و شبیه‌سازی پر می‌شود.

پاراسوشیال رابطه‌ای است که در آن یک طرف عاطفه، توجه، وفاداری، حتی احساس تعلق عمیق را تجربه می‌کند در حالی‌که طرف دیگر از وجود او بی‌خبر است یا اساسا امکان پاسخگویی به آن عاطفه، توجه و وفاداری را ندارد.

۷- ما کم‌کم داریم از «فتنه آمریکایی» اخیر عبور می‌کنیم و رویدادهای تلخ دی ماه گذشته را به فهرست فتنه ۷۸، ۸۸، ۹۸، ۱۴۰۱ در تاریخ جنگ نرم و شناختی اضافه می‌کنیم.

اما این قصه ادامه دارد. چراکه اصل آتش فتنه که قارون‌های داخل و خارج دست به دست هم دادند و نظم بازار مسلمین را به هم زدند و اخلال در نظام اقتصادی پدید آوردند هنوز خاموش نشده است.

۸- مجلس و دولت این روزها مشغول پخت و پز بودجه سال آینده هستند. اگر تقویم اعداد و ارقام درآمدی و هزینه‌ای درست انجام نشود، بودجه را گرفتار ناترازی بکنند، آش همان آش و کاسه همان کاسه است.

ناترازی بودجه و کسری مزمن آن به خاطر عدول بودجه‌نویسان و مصوبات آن از ممشای اصول فصل چهارم قانون اساسی به ویژه اصول ۵۲ و ۵۳ و ۴۴ و ۴۵ قانون اساسی است. اصلاح ساختار بودجه ،یک مطالبه اصیل رهبری و یک مطالبه درست مردمی است.

محمدکاظم انبارلویی