از زمان آغاز جنگ غزه در 7 اکتبر 2023 ، صحبتهای زیادی مطرح بود؛ مبنی بر اینکه این صرفاً یک تقابل نظامی میان فلسطینیان و رژیم صهیونیستی نخواهد بود، بلکه یک لحظه محوری است که میتواند ساختار نظام بینالمللی موجود را تغییر دهد.
شبکه الجزیره در مقالهای به این منظور، به بررسی ابعاد و اهداف نهاد موسوم به «شورای صلح غزه» که آمریکا چند روز قبل آن را در چارچوب طرح دونالد ترامپ، رئیس جمهور این کشور اعلام کرد، پرداخته که شرح آن به شکل زیر است.
شهید یحیی سنوار، معمار عملیات طوفان الاقصی در ابتدای این عملیات گفت: این یک جنگ منطقهای خواهد بود که همه چیز را تغییر خواهد داد.
با گذشت بیش از دو سال از جنگ غزه، سوالی که امروز مطرح میشود این است که آیا واقعاً شاهد خطوط کلی این تغییر بزرگ هستیم.
امروز یکی از برجستهترین این خطوط، پیشنهاد مربوط به تشکیل نهاد موسوم به شورای صلح برای غزه است که در طرح دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا به آن اشاره شده بود و چند روز قبل، او از تشکیل چنین نهادی خبر داد.
با وجود اینکه آمریکاییها مدعی هستند این نهاد، شورای صلح غزه است، اما در واقع نهاد مذکور چندان به غزه مربوط نمیشود؛ بلکه بیانگر تلاشهای محور آمریکا برای بازسازی نهادهای نظام بینالمللی است که نتوانسته آنگونه که آمریکا و اسرائیل میخواهند، به پروژه آنها خدمت کند.
نهاد موسوم به شورای صلح غزه، بر مبنای اصل تعادل بینالمللی نیست؛ بلکه بر اساس منطق «هر که با ماست» بنا شده و هر طرفی را که از پذیرش آن امتناع ورزد، حتی اگر متحد تاریخی آمریکا باشد، کنار میگذارد و در اینجاست که تنشهای آمریکا و اروپا آشکار میشود.
بحران نهادهای نظام بینالمللی فعلی
محافل صهیونیستی در آمریکا به ویژه در دوره بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم اشغالگر و با حمایت مستقیم دونالد ترامپ متوجه شدند که نظام بینالمللی بعد از جنگ جهانی دوم، از سازمان ملل گرفته تا همه سازمانهای حقوق بشری و دیوان بینالمللی دادگستری، دیگر نمیتوانند به آن شکلی که اسرائیل و آمریکا میخواهند، برای آنها پوشش سیاسی و حقوقی لازم را فراهم کنند.
از ابتدا هم ساختار نهادهای بینالمللی به گونهای بود که برخلاف اعلامیهها و منشورهای آنها بی طرف نبودند و اساساً وظیفه آنها حمایت از مواضع آمریکا و متحدانش بود. اما در دوره کنونی، به ویژه بعد از جنگ غزه، هنگامی که نهادهای مذکور تحت فشار افکار عمومی جهان مجبور شدند، حتی به شکل نسبی و موقتی از حقوق فلسطینیان حمایت کنند و برخی محدودیتهای قانونی بر متجاوزان آمریکایی- صهیونیستی اعمال نمایند، ناگهان تبدیل به باری برای آمریکا و اسرائیل شدند که باید کنار بروند.
ترامپ به وضوح این تغییر را با اذعان به اینکه واقعیت عوض شده است، بیان کرد. از سوی دیگر، بسیاری از کشورهای جهان که پیشتر به دنبال همگرایی با رژیم صهیونیستی بودند، امروز بعد از افشای جنایات این رژیم در غزه محتاطانهتر عمل میکنند و متوجه شدهاند که تعامل با این رژیم از نظر سیاسی و اخلاقی هزینه زیادی دارد.
همه اینها بدان معناست که نظام بینالمللی دیگر نمیتواند کاملاً در اختیار پروژه صهیونیستی باشد و بنابراین آمریکا و اسرائیل خودشان را در موقعیتی میبینند که باید جایگزینی برای این نظام بینالمللی پیدا کنند.
شورای صلح غزه؛ پوششی برای یک نظام بینالمللی جایگزین
در همین زمینه، نهاد موسوم به شورای صلح، به عنوان چارچوبی برای مدیریت مسئله غزه بعد از جنگ ارائه شد، اما در واقع تلاشی برای ایجاد یک سیستم بینالمللی موازی است که شورای امنیت و سازمان ملل را از قدرت خود محروم میکند و مرکز تصمیم گیری جهان را به حلقه باریکی به سرکردگی آمریکا منتقل میکند؛ جایی که تنها وفاداری سیاسی به آمریکا و متحدان آن اهمیت دارد، نه پایبندی به قوانین بینالمللی.
شورای صلح غزه به هیچ وجه بر اساس اصل تعادل بینالمللی نیست و پروژه صهیونیستی هم دشمنان خود را فراموش نکرده؛ بلکه برای تضعیف تدریجی آنها تلاش میکند، چه از طریق فشارهای سیاسی و چه با فشار برای تغییر نظامها از طریق ابزارهای دموکراتیک دستکاری شده یا از طریق اتحاد با راست افراطیهای اروپایی در راستای دیدگاه ترامپ.
در اینجا، واکنش اروپاییها جالب توجه است و فرانسه به عنوان عضو دائم شورای امنیت متوجه شد که شورای صلح غزه صرفاً یک ابتکار سیاسی برای غزه نیست؛ بلکه پروژهای برای حذف این کشور و سایر کشورهای اروپایی از حوزه نفوذ در جهان و منطقه است.
در شورای امنیت، کشورهای اروپایی از اهرمهای فشار و اقتدار واقعی برخوردارند، اما در شورای صلح غزه، قدرت تصمیم گیری به طور متمرکز در اختیار آمریکا و پشت آن رژیم صهیونیستی قرار گرفته است. به همین دلیل است که این شورا اروپاییها را نگران میکند و مخالفت آنها را بر میانگیزد.
منطق انتقام صهیونیستی
در کنار تغییر شکل نهادهای بین المللی، پروژه جدید صهیونیستی- آمریکایی تحت تاثیر یک ذهنیت دیگر، اما به خطرناکی همان پروژه صهیونیستی قبلی قرار دارد: ذهنیت انتقام سیاسی.
تجربه تاریخی نشان داده که هر کشور یا نظامی که مانع منافع صهیونیستها شود، در پرونده آنها برای انتقام ثبت میگردد؛ حتی اگر اجرای این انتقام به تعویق بیفتد و خیلی طول بکشد.
در همین راستا، پروژه صهیونیستی، حتی مواضع فرانسه، انگلیس و سایر کشورهای اروپایی در جلسات اخیر سازمان ملل که با موضع آمریکا همسو نبودند را فراموش نخواهد کرد؛ بلکه برای تضعیف تدریجی موضع آنها چه از طریق فشار سیاسی و چه ابزارهای دموکراتیک دستکاری شده تلاش میکند.
امروز در شرایطی که پروژه صهیونیستی- آمریکایی به دنبال تحمیل یک سیستم یک جانبه مبتنی بر وفاداری به آمریکا و اسرائیل و انتقام از مخالفان است، اروپا تلاش دارد تا آنچه که از تعادل بین المللی، باقی مانده را حفظ کند.
اما علاوه بر اروپا، موضع انتقامی پروژه صهیونیستی به دامنه وسیعتری به ویژه در خاورمیانه گسترش مییابد. در جهان عربی و اسلامی، هر کسی که با منافع صهیونیسم و پروژه آن، حتی به شکل جزئی مخالفت کند، در لیست انتقام صهیونیستها قرار میگیرد و در این میان محور آمریکایی- صهیونیستی، ایران را به عنوان بزرگترین دشمن و مانع استراتژیک خود میدانند و همواره به دنبال انتقام جویی از آن هستند.
در مورد ترکیه هم، صهیونیستها از گذشته به دنبال تضعیف نقش و نفوذ این کشور در منطقه بودهاند و تلاش کردهاند تا از تبدیل شدن ترکیه به یک قدرت مستقل جلوگیری کنند. در لبنان، غزه و سوریه هم از دهههای گذشته حملات مستقیم و غیرمستقیم صهیونیستها برای تضعیف ظرفیت مقاومت ادامه داشته و این روند همچنان پابرجاست. تجاوزات و اشغالگریهای رژیم صهیونیستی علیه سوریه بعد از روی کار آمدن ابو محمد جولانی(الشرع) نیز با هدف ترسیم مجدد نقشه ژئوپلیتیک منطقه است.
جایگزینی برای حقوق بینالملل
در این چارچوب شورای صلح غزه به ابزاری برای اجرای اهداف آمریکا و رژیم صهیونیستی تبدیل میشود و به واشنگتن مشروعیتی جایگزین میدهد که فراتر از شورای امنیت است. در واقع آمریکا از طریق این شورا با گردهم آوردن تعدادی از کشورهای عربی، اسلامی و اروپایی، مشروعیت سیاسی جدیدی ایجاد میکند که نه بر اساس اصل حقوق بینالملل، بلکه بر اساس همسویی با دیدگاه آمریکاست.
به همین دلیل است که رفتار اروپا نسبت به شورای صلح غزه محتاطانه بوده و آن را عاملی برای از بین بردن مفهوم تعادل بینالمللی و تبدیل جهان به یک سیستم تصمیم گیری یک جانبه میداند.
در واقع، آنچه که امروز اتفاق میافتد، صرفاً بحثی در مورد مدیریت غزه نیست، بلکه مبارزه بر سر ساختار نظام بینالمللی جدید است که در آن پروژه صهیونیستی- آمریکایی میخواهد یک سیستم یک جانبه مبتنی بر انتقام را تحمیل کند و اروپا هم تلاش دارد آنچه که از تعادل بینالمللی باقی مانده را در راستای منافع خود حفظ کند. در قلب این درگیریها، غزه بار دیگر نقطه اشتعالی است که واقعیت تغییر شکل جهان را آشکار میسازد.