خاورمیانه بهعنوان یکی از حساسترین مناطق ژئوپلیتیکی جهان، همواره کانون تلاقی امنیت، انرژی و سیاست بینالملل بوده است. در این میان، هرگونه تشدید تنش میان ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران، بهویژه در قالب یک درگیری نظامی مستقیم، پیامدهایی فراتر از مرزهای دو کشور خواهد داشت. کشورهای عربی منطقه، بهخصوص دولتهای عرب حوزه خلیج فارس، اگرچه در مواردی اختلافات سیاسی و امنیتی با ایران دارند، اما بهطور فزایندهای نسبت به سناریوی حمله نظامی آمریکا به ایران نگران هستند. این نگرانی نه از ملاحظات ایدئولوژیک، بلکه از محاسبات دقیق اقتصادی، انرژیمحور و امنیت ملی ناشی میشود. ساختار اقتصادی شکننده و وابستگی راهبردی به انرژیاکثر کشورهای عربی صادرکننده نفت دارای اقتصادهای رانتمحور هستند که بخش اعظم درآمدهای دولت، تراز پرداختها و ثبات مالی آنها به صادرات نفت و گاز وابسته است. بر اساس دادههای صندوق بینالمللی پول (IMF)، بیش از ۶۰ درصد درآمد دولتهای عرب حوزه خلیج فارس مستقیماً از محل صادرات انرژی تأمین میشود. حتی کشورهایی که برنامههای گستردهای برای تنوعبخشی اقتصادی تدوین کردهاند، همچنان در عمل به درآمدهای نفتی متکیاند.
در چنین شرایطی، بروز یک جنگ گسترده با ایران میتواند زیرساختهای حیاتی انرژی، زنجیره صادرات و جریان سرمایه را با تهدید جدی مواجه کند. برای کشورهای عربی، شوک انرژی نهتنها به معنای کاهش درآمد، بلکه تهدیدی برای ثبات اقتصادی و اجتماعی داخلی است.تنگه هرمز؛ قلب تپنده امنیت انرژی جهانیتنگه هرمز بهعنوان یکی از حیاتیترین گلوگاههای انرژی جهان، نقش محوری در نگرانی کشورهای عربی ایفا میکند. طبق گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، روزانه بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و میعانات گازی از این تنگه عبور میکند که سهم عمدهای از آن مربوط به کشورهای عربی است.در صورت حمله نظامی آمریکا به ایران، حتی احتمال محدود اختلال در امنیت تنگه هرمز، افزایش ریسک ژئوپلیتیکی، بالا رفتن هزینه بیمه نفتکشها و نااطمینانی بازار، میتواند صادرات نفت کشورهای عربی را دچار وقفه کند. این کشورها بهخوبی میدانند که امنیت انرژی آنها بهطور جداییناپذیری با ثبات ایران و عدم درگیری نظامی در این منطقه گره خورده است.
توهم سودآوری افزایش قیمت نفت برخی تحلیلهای سطحی بر این فرض استوارند که افزایش قیمت نفت ناشی از جنگ، به سود کشورهای صادرکننده عربی خواهد بود. اما تجربههای تاریخی، نشان داده که شوکهای قیمتی نفت اگرچه ممکن است درآمد کوتاهمدت ایجاد کنند، اما در بلندمدت اثرات مخربی دارند.افزایش شدید قیمت نفت:- موجب تسریع گذار انرژی در کشورهای صنعتی میشود- سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر را افزایش میدهد- تقاضای بلندمدت برای نفت را کاهش میدهد- اقتصاد جهانی را به سمت رکود سوق میدهدبانک جهانی و آژانس بینالمللی انرژی (IEA) بارها تأکید کردهاند که بیثباتی ژئوپلیتیکی در خاورمیانه، یکی از عوامل اصلی تسریع کاهش وابستگی جهان به نفت است؛ روندی که در نهایت به زیان کشورهای عربی صادرکننده انرژی تمام خواهد شد.
تهدید مستقیم زیرساختها و سرمایهگذاری خارجیکشورهای عربی حوزه خلیج فارس طی دو دهه گذشته تلاش کردهاند خود را بهعنوان محیطی امن برای سرمایهگذاری خارجی، تجارت بینالمللی و گردشگری معرفی کنند. شهرهایی مانند دبی، ریاض، دوحه و ابوظبی نماد این راهبرد هستند. وقوع یک جنگ منطقهای، تمام این دستاوردها را بهطور بالقوه تهدید میکند.حضور پایگاههای نظامی آمریکا در قطر، بحرین، کویت و امارات، این کشورها را در صورت درگیری به اهداف بالقوه واکنشهای متقابل تبدیل میکند. تجربه حمله به تأسیسات نفتی عربستان در سال ۲۰۱۹ نشان داد که حتی حملات محدود چگونه میتواند اعتماد بازارهای جهانی را متزلزل کند.پیامدهای اجتماعی و امنیت داخلیثبات سیاسی بسیاری از دولتهای عربی به توانایی آنها در حفظ رفاه اقتصادی و کنترل فشارهای اجتماعی وابسته است. هرگونه اختلال در درآمدهای نفتی یا افزایش هزینههای امنیتی ناشی از جنگ، میتواند این تعادل را بر هم بزند.افزایش تورم، کاهش یارانهها، افت اشتغال و فشار بر بودجههای عمومی، خطر نارضایتی اجتماعی را افزایش میدهد؛ بهویژه در شرایطی که جمعیت جوان و مطالبات اقتصادی در بسیاری از کشورهای عربی رو به افزایش است. از این منظر، جنگ با ایران نهتنها تهدید خارجی، بلکه عامل بالقوه بیثباتی داخلی تلقی میشود.
چرخش راهبردی بهسوی تنشزداییدر سالهای اخیر، نشانههای روشنی از تغییر رویکرد کشورهای عربی نسبت به ایران دیده میشود:از گفتوگوهای امنیتی و احیای روابط دیپلماتیک گرفته تا تلاش برای کاهش تنشهای منطقهای. این چرخش راهبردی، بیش از هر چیز بازتاب درک عمیق هزینههای درگیری نظامی است.کشورهای عربی به این جمعبندی رسیدهاند که تداوم رقابتهای ژئوپلیتیکی از مسیر نظامی، منافع اقتصادی و آینده توسعه آنها را به خطر میاندازد. به همین دلیل، بسیاری از آنها بهطور غیرعلنی با هرگونه حمله نظامی آمریکا به ایران مخالفت میکنند.جمعبندی نهایینگرانی شدید کشورهای عربی از حمله احتمالی ایالات متحده به ایران، ریشه در محاسبات دقیق اقتصادی، انرژیمحور و امنیتی دارد. وابستگی حیاتی به صادرات نفت، آسیبپذیری تنگه هرمز، تهدید سرمایهگذاری خارجی، خطر بیثباتی اجتماعی و تجربههای تاریخی پرهزینه، همگی باعث شدهاند که دولتهای عربی جنگ را نه یک فرصت، بلکه تهدیدی راهبردی تلقی کنند.از این رو، میتوان گفت که بخش مهمی از جهان عرب، حتی در صورت اختلافات سیاسی با ایران، خواهان مهار تنشها و جلوگیری از درگیری نظامی گسترده است؛ زیرا در معادله واقعی قدرت و منافع، جنگ علیه ایران بهطور مستقیم یا غیرمستقیم هزینهای سنگین برای خود آنها خواهد داشت.