سلبریتی عزیز خودزنی مکن!

جشنواره فیلم فجر از همان دوره‌ اول، فقط یک رویداد نمایشی نبود؛ کارخانه‌ی تولید سینمای حرفه‌ای ایران بود. نسلی از فیلمسازان صاحب‌نام، از دل همین جشنواره بیرون آمدند؛ کسانی که امروز نام‌شان برای مخاطب اعتبار است و برای تاریخ سینما سند. اگر امروز از «سینمای جدی ایران» حرف می‌زنیم، ریشه‌اش در همین بستر نهادی است که بعد از انقلاب، با همه‌ محدودیت‌ها، جنگ، فشارهای سیاسی، بحران‌های اقتصادی و موج‌های اجتماعی، ایستاد و مسیرش را ادامه داد.

فجر در خلأ رشد نکرد. در متن تحولات سخت دهه شصت، در فضای بازتر دهه هفتاد، در کشاکش اعتراضات اجتماعی، در دوران تحریم و تهدید جنگ، همیشه بوده و جلو رفته است. نه بی‌نقص، نه بی‌خطا؛ اما زنده، پویا و اثرگذار. سینمای ایران بدون فجر اصلاً قابل تصور نیست.

واقعیت تلخ این است: همان سینماگران یا سلبریتی‌هایی که امروز گاه ژست استقلال می‌گیرند و از تحریم حرف می‌زنند، محصول همین جشنواره‌اند. اعتبار بین‌المللی‌شان، شبکه ارتباطی‌شان و حتی زبان سینمایی‌شان در همین زمین تمرین شکل گرفته. بریدن از ریشه، اسمش شجاعت نیست؛ خودزنی فرهنگی است.

تحریم جشنواره نه ضربه به ساختار قدرت می‌زند، نه معادلات سیاسی را تغییر می‌دهد. تنها چیزی که تخریب می‌کند «دانش اجتماعی» و حافظه فرهنگی جامعه است. وقتی میدان گفتگو را خالی می‌کنی، آن را دو دستی تقدیم ابتذال و انحصار می‌دهی.

فجر اگرچه گاه گرفتار سفارش‌زدگی شده، اما همچنان بزرگ‌ترین ویترین سینمایی ایران و برترین سکوی دیده‌شدن سینماگران ایرانی است. 

آنها که صحنه را ترک می‌کنند، در واقع میدان را واگذار می‌کنند. تاریخ هنر با قهر ساخته نشده؛ با ایستادن، جنگیدن و تغییر دادن ساخته شده است