این اربعین، چهل روز ایران‌سازی بود

سلام آقاجان...

سلامی از این سربازِ کمترین، به شما، فرمانده‌ی کل قوا در آسمان‌ها...

چهل روز است که رفته‌ای،اما نه آن‌گونه که رفتن، خاموشی بیاورد؛که رفتنت، آغاز خیزشی دوباره شد، آغازِ ایستادنی بلندتر،و نفس کشیدنی عمیق‌تر در هوای غیرت و ایمان.

چهل روز است که سکان هدایت این کشتی،این شیعه‌خانه‌ی امام زمان (عج)،را به دستان ما سپرده‌ای،تا امتحان شویم...

و ما، میان اشک و آتش،درس‌هایت را مرور کرده‌ایم؛هشدارهایت را،تلنگرهایت را،و آن «قوی باشید» همیشگی‌ات را...

چهل روز است که یادمان داده‌ایدر خاک خود بایستیم؛با اهل خانه‌ی خود،نه در پناهگاه‌های دور و تاریک،که در قلب شهر،در میان مردم،در متن زندگی...

چهل روز است که پرچم را زمین نگذاشته‌ایم،رجز خوانده‌ایم،ایستاده‌ایم،و به دشمن فهمانده‌ایماین راه، با رفتن تو، تمام نمی‌شود...

آقاجان!خون پاکت،درخت تنومند انقلاب را آبیاری کرده،و ما،در نبودت،تلاش کرده‌ایم باغبانانِ خوبی باشیم؛حواسمان به ریشه‌ها باشد،به خاک،به آب،به آنچه با جانت ساختی...

آقاجان!وضعیت چطور است؟نمره‌ی قبولی می‌گیریم؟تمام نیروها برخاسته‌اند؛هوا، فضا، دریا و زمین،همه بیدارند،همه آماده‌اند،همه «قوی‌تر از همیشه» شده‌اند؛همان‌گونه که می‌خواستی...

دشمن،حیرت‌زده و مایوس،نظاره‌گر این ایستادگی است؛

مظلومان جهان، امیدوار شده‌اند،و ظالمان،از این بیداری، به خشم آمده‌اند...

ما عهد بسته‌ایم،با اتحاد و شجاعت،راهت را ادامه دهیم،تا آن تمدن عظیم،که به هدایت تو بنا شد،در ذیل ولایت،استوار بماند...

آقاجان!این ایران، ایران توست...

این امت، امت توست...

و این دل‌ها،همه از آنِ توست...

در کوچه‌ها،در خیابان‌ها،در سنگرها،و در میدان‌ها،حاضریم...

این چهل روز،فقط داغ نبود؛چهل روز آدم‌سازی بود،چهل روز خودسازی،چهل روز ایران‌سازی...

ما بزرگ شدیم،ما فهمیدیم،ما ایستادیم...

و امروز،هرکدام از ما،در حد و اندازه‌ی خود،خامنه‌ای شده‌ایم...

آقاجان!تا دنیا دنیاست،افتخار ما این استکه امت تو بوده‌ایم...

شهادت می‌دهیمکه جز خیر و دلسوزی از تو ندیدیم،و شهادت می‌دهیمکه تا آخرین قطره‌ی خون،با مشت گره‌کرده،برای اعتلای اسلام و ایران ایستادی...

و سرانجام،به همان آرزویی رسیدیکه سال‌ها در دل داشتی:شهادت فی سبیل‌الله...

و اما...

یک «تشکر» هم داریم،تشکری از جنس دل...

برای هدیه‌ای که برایمان گذاشتی،برای آن جانشینیکه پس از تو،دل‌های شکسته‌مان را آرام کرد،و امید رابه این خانه بازگرداند...

خدا حفظش کند برای این راه...

آقاجان...از آنجا،برای ما دعا کن...

راه، سخت است...موانع، بسیار...

اما دل‌هایمان قرص استبه وعده‌ی صادق خدا:«وَ ما النَّصرُ إِلّا مِن عِندِ اللهِ العَزیزِ الحَکیم»

صفورا ترقی