در حالی که با نزدیک شدن به پایان هفته، به نظر میرسید ایالات متحده و ایران در آستانه دستیابی به توافقی برای پایان دادن به جنگ هفتهفتهای قرار دارند، روند مذاکرات ناگهان دچار اختلال شد و یکی از عوامل اصلی این اختلال، خود رئیسجمهور آمریکا بود.
ترامپ برخلاف توصیههای مکرر مشاورانش، شروع به انتشار پستهایی در شبکههای اجتماعی درباره مذاکرات جاری کرد؛ اقدامی که بهطور مستقیم با تلاشهای دیپلماتیک در تضاد بود. او همچنین با چندین خبرنگار تماس تلفنی برقرار کرد و درباره جزئیات مذاکراتی صحبت کرد که هنوز در جریان بودند. این در حالی بود که میانجیهای پاکستانی همزمان در حال انتقال پیامها میان تهران و واشنگتن بودند.
این رویکرد غیرمعمول، باعث نگرانی در میان مقامات آمریکایی شد؛ چرا که تیم مذاکرهکننده سعی داشت مذاکرات را در فضایی محرمانه و کنترلشده پیش ببرد. به گفته منابع آگاه، انتشار علنی مواضع از سوی ترامپ میتوانست انعطافپذیری طرفین را کاهش داده و روند دستیابی به توافق را پیچیدهتر کند.
در برخی از این پستها، ترامپ ادعا کرد که ایران با برخی از شروط کلیدی از جمله محدودیتهایی در برنامه هستهای موافقت کرده است. اما این ادعاها به سرعت از سوی مقامات ایرانی رد شد. همین تناقض میان روایتهای رسمی و اظهارات رئیسجمهور آمریکا، باعث شد فضای مذاکرات مبهمتر و بیاعتمادتر شود.
این نخستینبار نیست که ترامپ از شبکههای اجتماعی بهعنوان ابزار سیاست خارجی استفاده میکند. او در طول این بحران نیز بارها از این پلتفرمها برای تهدید ایران یا اعلام مواضع خود استفاده کرده است. در یکی از پستها، او توافق پیشنهادی آمریکا را «بسیار منصفانه» توصیف کرد و هشدار داد که در صورت عدم پذیرش، ایالات متحده ممکن است زیرساختهای حیاتی ایران را هدف قرار دهد.
این نوع پیامها، از نظر بسیاری از تحلیلگران، میتواند همزمان دو اثر متضاد داشته باشد: از یک سو ممکن است فشار بر طرف مقابل را افزایش دهد، اما از سوی دیگر میتواند فضای اعتماد را تخریب کرده و طرف مقابل را نسبت به آمریکا بدبین کند.
در داخل دولت آمریکا نیز، برخی مقامات از این وضعیت ابراز نارضایتی کردهاند. به گفته منابع نزدیک به کاخ سفید، تیم سیاست خارجی تلاش داشت از طریق کانالهای رسمی و دیپلماتیک به توافق برسد، اما اظهارات عمومی و گاه متناقض ترامپ، این تلاشها را دشوارتر کرده است.
در همین حال، ترامپ در اظهارات عمومی خود همچنان بر این نکته تأکید داشت که تحت فشار برای رسیدن به توافق نیست و زمان به نفع اوست. او بارها اعلام کرده که هرگونه توافق جدید با ایران، بهتر از توافق هستهای سال ۲۰۱۵ خواهد بود. این در حالی است که برخی کارشناسان نسبت به امکان دستیابی سریع به چنین توافقی ابراز تردید کردهاند.
افزون بر این، لحن ترامپ در شبکههای اجتماعی اغلب تند و تهدیدآمیز بوده است. او نهتنها ایران را تحت فشار قرار داده، بلکه منتقدان داخلی خود را نیز هدف حمله قرار داده و آنها را به تضعیف موقعیت آمریکا متهم کرده است. چنین رویکردی، به گفته تحلیلگران، میتواند بر فضای داخلی آمریکا نیز تأثیر گذاشته و شکافهای سیاسی را تشدید کند.
در سطح بینالمللی، این رفتارها باعث سردرگمی در میان متحدان آمریکا نیز شده است. پیامهای متناقض درباره پیشرفت مذاکرات، حضور یا عدم حضور مقامات در نشستها، و حتی جزئیات توافق احتمالی، باعث شده تصویر روشنی از مسیر دیپلماسی وجود نداشته باشد.
در نهایت، آنچه این گزارش نشان میدهد، این است که در شرایطی که مذاکرات به مرحله حساسی رسیده بود، استفاده از شبکههای اجتماعی بهعنوان ابزار ارتباطی بهویژه از سوی بالاترین مقام اجرایی میتواند پیامدهای پیشبینینشدهای داشته باشد. در حالی که دیپلماسی سنتی بر محرمانگی، هماهنگی و پیامهای حسابشده متکی است، ورود ناگهانی و مستقیم رئیسجمهور به عرصه اطلاعرسانی عمومی، میتواند این تعادل را بر هم بزند.
با نزدیک شدن به پایان مهلت آتشبس و ادامه مذاکرات، هنوز مشخص نیست که آیا این رویکرد به توافقی سریعتر منجر خواهد شد یا برعکس، روند دیپلماسی را پیچیدهتر خواهد کرد. اما آنچه مسلم است، این است که نقش شبکههای اجتماعی در سیاست خارجی بهویژه در دوران ترامپ به عاملی تعیینکننده و گاه غیرقابل پیشبینی تبدیل شده است.