در حالی که دولت آمریکا اقدام به تشدید فشارها علیه ایران و اعمال نوعی محاصره دریایی کرده است، مجموعهای از تحلیلهای سیاسی، فنی و اقتصادی نشان میدهد این راهبرد نهتنها از قابلیت اجرایی بالایی برخوردار نیست، بلکه میتواند پیامدهای معکوس برای واشنگتن و بازارهای جهانی بههمراه داشته باشد.محاصرهای «ناقص» با مسیرهای جایگزین فعالسعید لیلاز، کارشناس اقتصادی، با تأکید بر ناکارآمدی این راهبرد میگوید محاصره اعلامشده اساساً کامل نیست و ایران ابزارهای متعددی برای عبور از آن در اختیار دارد.به گفته وی، اتکای ایران به هزاران کیلومتر مرز خاکی، کریدورهای زمینی و مسیرهای جایگزین تجاری، امکان خنثیسازی فشار دریایی را فراهم کرده است.لیلاز معتقد است آنچه امروز میان تهران و واشنگتن جریان دارد، بیش از آنکه یک رویارویی نظامی باشد، «جنگ ارادهها» است. وی موفقیت هر نوع محاصره را وابسته به دو عامل میداند: نخست گرفتار شدن کشور در روزمرگی داخلی و دوم طولانی شدن و تشدید فشارها. به باور این تحلیلگر اقتصادی ، اگر روندهای توسعهای کشور بدون وقفه ادامه یابد، اثرگذاری این فشارها کوتاهمدت و محدود خواهد بود. زمان به زیان آمریکاستاین کارشناس مسائل اقتصادی با اشاره به واقعیتهای میدانی اجرای محاصره میگوید: کنترل حدود دو هزار کیلومتر از آبهای جنوبی ایران با تعداد محدودی شناور نظامی عملاً امکانپذیر نیست.به گفته لیلاز، نشانههایی از نفوذپذیری این محاصره از هماکنون قابل مشاهده است.
وی همچنین هشدار میدهد که تبعات این وضعیت تنها متوجه ایران نخواهد بود. کشورهای حاشیه خلیج فارس از جمله قطر، کویت و بحرین، بهشدت به امنیت آبراههای منطقه وابستهاند و هرگونه اختلال پایدار در این مسیرها میتواند اقتصاد آنها را بیش از ایران تحت تأثیر قرار دهد.لیلاز با تأکید بر اینکه «زمان به زیان آمریکاست»، میگوید اقتصاد ایران در کوتاهمدت آسیب تعیینکنندهای از این فشارها نخواهد دید، مشروط بر آنکه کریدورهای جایگزین نظیر بندر انزلی، آستارا، رشت و سرخس با سرعت بیشتری فعال شوند. به اعتقاد وی در شرایط کنونی هر گزینهای جز ایستادگی، به معنای عقبنشینی در برابر فشار حداکثری خواهد بود.موانع فنی و نظامی محاصرهدر کنار تحلیلهای سیاسی، بررسیهای فنی نیز چشمانداز موفقیت این اقدام را با تردید مواجه میکند. حسین رضویپور، تحلیلگر اقتصادی، معتقد است پیش از هر قضاوتی باید دید آیا از نظر عملی و نظامی، چنین محاصرهای قابل اجرا هست یا خیر.وی می گوید: کنترل تردد در آبراه محدودی مانند تنگه هرمز به دلیل ویژگیهای جغرافیایی آن امکانپذیر است، اما توقیف یا اعمال اقتدار بر کشتیها در فاصلههای دورتر، نیازمند حضور نزدیک و مستمر نیروهای نظامی است؛ حضوری که به گفته وی با توجه به توان بازدارندگی ایران، هزینهزا و پرریسک خواهد بود.رضویپور اظهار داشت:در تحولات نظامی اخیر، ناوها و ناوشکنهای آمریکایی ترجیح دادهاند در فواصل دورتر و خارج از تیررس موشکهای کروز دریایی ایران مستقر شوند؛ موضوعی که خود محدودیت جدی برای اجرای مؤثر محاصره ایجاد میکند. چین، انرژی و پیامدهای جهانی
به گفته این تحلیلگر، یک مانع مهم دیگر، نقش چین بهعنوان بزرگترین شریک تجاری ایران است. وی بعید میداند آمریکا در شرایط فعلی حاضر شود مستقیماً با کشتیها یا تجارت دریایی چین درگیر شود؛ چراکه چنین اقدامی میتواند با واکنش متقابل پکن همراه شود.رضویپور همچنین به آثار فوری این تهدیدها بر بازار انرژی اشاره میکند و میگوید بلافاصله پس از اعلام تصمیم آمریکا، قیمت جهانی انرژی افزایش یافت؛ بهطوری که اوراق آتی گاز در اروپا تنها در یک روز حدود ۱۸ درصد رشد کرد.به اعتقاد وی، هرگونه محدودیت در عرضه انرژی از منطقه خلیج فارس، شوک تازهای به بازار جهانی وارد میکند و اقتصادهایی مانند اروپا، شرق آسیا و حتی خود آمریکا را در معرض رکود تورمی قرار میدهد.مجموع این تحلیلها نشان میدهد محاصره دریایی آمریکا علیه ایران، بیش از آنکه یک ابزار مؤثر اجرایی باشد، جنبه روانی و تبلیغاتی دارد. از نگاه کارشناسان، وجود مسیرهای جایگزین تجاری، محدودیتهای فنی و نظامی، وابستگی اقتصاد جهانی به انرژی منطقه و هزینههای ژئوپلیتیکی بالا، همگی عواملی هستند که این راهبرد را با خطر شکست و حتی بازگشت اثرات منفی به سمت طراحان آن مواجه میکنند.