«کریستوفر کالدول»، تحلیلگر و نویسنده برجسته نشریه نیویورکتایمز، در یادداشتی تند و صریح، حمله نظامی مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران را نه فقط یک اشتباه راهبردی محض، بلکه «نقطه عطفی در افول امپراتوری آمریکا» توصیف کرد.
این تحلیلگر سرشناس تاکید دارد، «دونالد ترامپ»، رئیسجمهور فعلی آمریکا، با این ماجراجویی نظامی، امپراتوری فرسوده واشنگتن را به شکلی خطرناک دچار «گستردهسازی خطرناک» کرده است.
کالدول در ابتدای تحلیل خود در نیویورکتایمز مینویسد: «حمله آمریکا و اسرائیل به ایران فراتر از یک فکر بد بود؛ این رویداد به نقطه عطفی در زوال امپراتوری آمریکا تبدیل شده است. نظامهای امپراتوری، فارغ از عنوانی که برایشان به کار میرود، تنها تا زمانی دوام میآورند که ابزارهایشان پاسخگوی اهدافشان باشد و ترامپ با جنگ علیه ایران، امپراتوری را به شکلی خطرناک دچار گستردهسازی خطرناکی کرده است.»
پایان توهم سلطه بر خاورمیانه
این تحلیلگر آمریکایی با اشاره به شعارها و وعدههای انتخاباتی ترامپ خاطرنشان میکند که رایدهندگان آمریکایی از او انتظار خودبزرگبینی توخالی و ماجراجویی نظامی نداشتند، بلکه خواهان خروج از باتلاقهای خاورمیانه و تمرکز بر مسائل داخلی و حوزه نیمکره غربی بودند.
کالدول در تشریح تناقض آشکار بین وعدهها و اقدامات ترامپ مینویسد: «اکثر مردم فکر میکردند ترامپ از میدانهای دور و دراز عقبنشینی خواهد کرد. او اعلام کرد دکترین مونرو بهروزرسانی شده، توجه آمریکا را بر نیمکره غربی متمرکز کرده و خودش نیز تاکید کرد "خوشبختانه روزهایی که خاورمیانه بر برنامهریزی بلندمدت سیاست خارجی آمریکا و اجرای روزمره حاکم بود، به پایان رسیده است." اما حالا با حمله به ایران، درست در خاورمیانهای که وعده خروج از آن را داده بود، معضلی خطرناک و پرهزینه به وجود آورده است.»
عبرت گرفتن از تاریخ بریتانیا
نویسنده گزارش نیویورکتایمز با اشاره به تاریخ افول امپراتوریها، سیاست خروج هوشمندانه و بهموقع بریتانیا از مستعمرات را الگویی عملی و موفق میخواند و تصریح میکند: «بریتانیا پس از جنگ جهانی دوم، برخلاف ماجراجویی ترامپ، تلاش نکرد مناطقی را که توان نگهداریشان را ندارد، حفظ کند. این عقبنشینی، برخلاف تصور، یک موفقیت در مدیریت افول بود. ترامپ نیز فرصت مشابهی داشت، اما آن را با حمله علیه ایران از دست داد.»
زوال واشنگتن در سایه رقابت قدرتهای نوظهور
در ادامه این گزارش، کالدول هشدار میدهد که فرضیه حاکم بر واشنگتن این است که جهان درگیر یک بازی ژئواستراتژیک «نشستن روی صندلیها بعد از قطع موسیقی» است و موسیقی آن در شرف قطع شدن است. وی تاکید دارد که پکن چه بسا بهزودی نهتنها در ظرفیت صنعتی-نظامی، بلکه در عرصه فناوری اطلاعات نیز از آمریکا پیشی بگیرد.
تحلیلگر نیویورکتایمز، استراتژی ترامپ برای فشار بر متحدان چین در آمریکای لاتین را «منسجم و قابل دفاع» توصیف میکند، اما حمله به ایران را مصداق بارز «گسترش بیش از حد توان» و تضعیف همان استراتژی انسجامطلبانه میداند. به گفته وی، در حالی که واشنگتن سعی دارد برای رویارویی با چین، جای پای خود را در حیاط خلوتش محکم کند، غرق شدن در کام ماجراجوییهای خاورمیانه، امپراتوری را با سرعت بیشتری به سمت فروپاشی سوق میدهد.
گزارش نیویورکتایمز در پایان، با لحنی آغشته به یاس و واقعگرایی تاکید میکند، چه آن را «امپراتوری» بنامیم و چه «هژمونی»، نظام تحت رهبری آمریکا اکنون با حمله متجاوزانه علیه ایران، از حد توان خود فراتر رفته و این یعنی پایان آن نزدیکتر از هر زمان دیگری است.