همه چیز از تابستان ۱۳۹۰ آغاز شد، زمانی که محمد رویانیان به علی پروین و محمد پنجعلی، محمدحسین نژادفلاح و لطف الله دهکردی پیوست تا پس از استعفای حبیب کاشانی از سمت مدیرعاملی، در آخرین روزهای دولت رییس جمهور وقت، سکان اداره پرطرفدارترین باشگاه ایران را در اختیار بگیرد. این انتصاب در زمانی رقم خورد که پرسپولیس با هدایت حمید استیلی روزهای تیره و تاریک را میگذراند و همه انتظار داشتند پایان مدیرعاملی حبیب کاشانی و سرمربیگری حمید استیلی، به سرعت رقم بخورد.
اما استیلی به سرعت کاشانی جدا نشد تا در روزهایی که زوج علی فتحاللهزاده و پرویز مظلومی هر هفته شیرینی پیروزی به یکدیگر تعارف میکردند، رویانیان و استیلی شبیه مردان شکست خورده، هر هفته با سر پایین و تحمل شعارهای تند، استادیوم را ترک کنند. سرانجام در دی ماه ۱۳۹۰ رویانیان حکم اخراج استیلی را به دست او داد و دنیزلی پرسپولیسی شد، اولین تصمیم مهم رویانیان برای آنکه مچ فتح الله زاده را بخواباند.
جدال دو مدیرعامل که توجه ویژه به رسانه و افکار عمومی و بازخوردهای مردمی داشتند، تقابلی منحصربفرد را شکل داده بود. چیزی که پیش از آن فتح الله زاده تنها با امیر عابدینی آن را گذرانده و البته اغلب دستکم از نظر نتیجه در آن شکست خورده بود. اما این بار اوضاع تفاوت محسوسی داشت و استقلال با بیشترین اختلاف ممکن نسبت به رقیب سنتی در کورس قهرمانی بود.
حضور دنیزلی اما جان دوباره به مدیرعامل پرسپولیس داد. قرمزها با این سرمربی ترک تبار در آسیا موفق به صعود شدند، با این حال نقطه عطف جدال دو رییس، دربی ۷۵ بود. جایی که پرسپولیس با سرمربی و مهاجم جدید خود موفق شد بزرگترین بازگشت تاریخ دربیها را رقم بزند و یکی از پرمهرهترین تیمهای استقلال را شکست بدهد. این دربی از آن جهت اهمیت داشت که مسیر قهرمانی استقلال را دچار اختلال کرد، روند بردهای پرویز مظلومی در دربی را از بین برد و رویانیان را به برنده نقل و انتقالات زمستانی تبدیل کرد.
پس در جدال دو مدیرعامل اگرچه پرسپولیس رتبه پایینتری در جدول داشت اما میتوان گفت رویانیان به یک پیروزی یا حداقل دستاورد معنادار رسید. اما فتح الله زاده نمیخواست عقب بنشیند و به همین دلیل سریعا امیر قلعهنویی را برای لیگ دوازدهم جایگزین پرویز مظلومی کرد. در آن سو پرسپولیس که از تصمیم مصطفی پاشا برای جدایی شوکه شده بود، تمرکز خود را روی تقویت اسکواد تحلیل رفته خود گذاشت.
برای آنچه در نقل و انتقالات تابستانی ۱۳۹۱-۹۲ گذشت، کافی است به این لیست نگاه کنید:
پرسپولیس: شهاب گردان، حسین ماهینی، سیدجلال حسینی، محسن بنگر، مهرداد پولادی (قرضی در آسیا بازی کرده بود)، کریم انصاریفرد و محمد قاضی.
استقلال: امیرحسین صادقی، هاشم بیگ زاده، جواد نکونام، رودریگو توسی، فابیو جانواریو و سیاوش اکبرپور.
پرسپولیس برنده نقل و انتقالات به نظر میرسید اما انتخاب مانوئل ژوزه در فاصله یک هفته تا آغاز لیگ و حضور سرمربی مدافع عنوان قهرمانی روی نیمکت استقلال، برگ برنده را به فتح الله زاده داد. استقلال هم با چهرههای جدید موفق شد شروع خوبی را رقم بزند.
اما رویانیان نمیخواست شکست بخورد. و در نیم فصل رضا حقیقی را به خدمت گرفت و یحیی گلمحمدی را به جای ژوزه سرمربی تیم کرد. پرسپولیس جان دوباره گرفت و اگرچه لیگ را از دست داده بود اما برای جام حذفی تلاش کرد. جایی که آنها تا یک قدمی قهرمانی هم رسیدند و به شکلی دردناک برابر سپاهان شکست خوردند تا رویانیان تماشاگر جشن قهرمانی رقیب خود در استقلال باشد.
البته کسی بر او خرده نمیگرفت و رویانیان توانست با موفقیت بار ناکامی را روی دوش یحیی گلمحمدی بگذارد. پس او هم با قدرت یحیی را کنار گذاشت و علی دایی را به پرسپولیس بازگرداند. سرخپوشان این بار هم یک پنجره نقل و انتقالات طوفانی داشتند. این بار میثم حسینی و مهرداد کفشگری و مهدی سیدصالحی و میثم حسینی و پیام صادقیان و محسن مسلمان و امید عالیشاه و محمد عباس زاده به پرسپولیس پیوستند تا رویانیان با سرمربی جدید اسکواد متوازن داشته باشد.
جدال رویانیان و فتح الله زاده در این فصل با جدایی رویانیان همراه شد. دولت جدید تصمیم به انتصاب مدیرعامل جدید گرفت و البته این تصمیمی نبود که بدون دردسر انجام شود. برای اولین بار هواداران پرسپولیس در حمایت از یک مدیرعامل مقابل ساختمان باشگاه تجمع کردند که این بدعتی جالب را هم بنا نهاد.
به این ترتیب، شکل جدایی رویانیان او را تبدیل به چهره محبوب بسیاری از هواداران پرسپولیس کرد. در حالی که فتح الله زاده پس از ناکامی استقلال در دفاع از عنوان قهرمانی و کسب سهمیه، با چهره مدیرعامل شکست خورده، باشکاه را موقتا ترک کرد.
میراث دوره دو ساله رویانیان برای پرسپولیس بهبود اسکواد این تیم و بازگشت به تیم پرستاره بود اما اختلافات مالی، مشکلات در پرداخت دستمزد و البته بدهی سنگین به مانوئل ژوزه، سبب شد تا او در سالیان بعد وجاهت و محبوبیت خود را تا حد زیادی از دست بدهد.
آنها ۱۳ سال بعد از این دوئل، این هفته در استادیوم دستگردی باهم رودررو شدند. دو چهره که مدیران عامل را وارد کری و شوخی و بحث هواداری کردند، یکی با لقب «سردار» و دیگری «شوالیه» بمب منفجر کردند و البته تعهدات مالیای را روی دست باشگاه گذاشتند که در سالیان بعد، به بلای جان مدیران جایگزین تبدیل شد.