در تاریخ یک صد ساله فوتبال ملی، هیچ لیستی تا به حال در هیچ کجای دنیا نوشته نشده که خالی از ایراد و عاری از نقد باشد. انتخاب بازیکن برای تیم ملی یک فرایند انسانی است و از ازل تا ابد، آزمون و خطا در تمام گزینشها بوده، هست و خواهد بود اما صرف نظر از مورد خاص امیرحسین محمودی که در آخرین بازی تیم ملی نشان داد در قیاس با لژیونری که هر هفته دو دقیقه بازی می کند، میتواند در جام جهانی، ذخیره ای کارساز و کار راهانداز برای تیم باشد و از آزمون و غربال نهایی کادرفنی برنده بیرون نیامد، بقیه انتخابهای امیر قلعهنویی استدلال منطقی در پس زمینه خود دارد.
خلاف نظر دوستانی که وامصیبتا سر دادهاند، هیچ سرمربی ای در دو دهه اخیر به اندازه امیر قلعه نویی به بازیکن جوان اعتماد نکرده. همین امیرحسین محمودی، محمد خلیفه، حتی کسری طاهری، مهدی لیموچی، مهدی محبی و ... در دوره امیر قلعهنویی رنگ اردوی تیم ملی را دیدند و برخی بدون آن که سابقه دعوت به تیم امید را داشته باشند، با اعتماد امیر قلعهنویی تمرین تیم ملی را تجربه کردند.
همین حالا در لیست نهایی تیم ملی امیرمحمد رزاقینیا، دانیال ایری، امیرحسین حسینزاده، آریا یوسفی و ... نمونههای زنده و سرزنده اعتماد و احترام کامل امیر قلعه نویی به جوانان هستند. اما فراموش نکنیم برای نوشتن لیست نهایی جام جهانی، جوانی ملاک اصلی نیست و کادرفنی قرار نیست جوان ترین ها را به جام جهانی ببرد و تیم ملی را تبدیل به یک مجموعه عاری از تجربه کند. جام جهانی جای بهترین ها و آماده ترین هاست.
برای جوانگرایی و میدان دادن به نیروهای جوان، جام ملتهای آسیا فرصت مناسبتری است، حتی کرهجنوبی و ژاپن هم که الگوی مناسبی برای میدان دادن به جوانان هستند، همیشه بهترینها و آمادهترینها را به جام جهانی می برند و تغییر نسل و جوانگرایی را به جام ملتهای آسیا موکول می کنند. در دقایق حساسی که کار گره می خورد، امیر قلعه نویی و کادر فنی اش باید آمادهترینها و بهترینها را از روی نیمکت بلند کنند و به میدان بفرستند، نه جوانترینها را...
این حقیقتی است که برخی منتقدان نادیده میگیرند و از آن مهمتر این است که حالا لیست نهایی تیم ملی به فیفا اعلام شده و یک ایران است و یک امیر و همین ۲۶ سرباز نقدها و نوشتهها باید در راستای حمایت از این سربازان باشد. فرصت برای انتقاد زیاد داریم... این روزها نوبت حمایت است.