۴۸ ساعت گذشته و نگرانی از برجام دوم

محسن مهدیان مدیر مسئول روزنامه همشهری در تلگرام نوشت:

یکی پرسید چه کنیم برجام تکرار نشود؟ گفتم کل این صد روز بکنار، واقعاً این ۴۸ ساعت کافی نیست؟ دیگر چه باید بشود تا بفهمیم دوران انفعال غرب زده ها تمام شده؟ حداقل تا این لحظه، مقایسه امروز و دیروز بی‌معنی است.

بیایید سیرک رفتاری کاخ سفید را مرور کنیم؛ ترامپِ دیوانه می‌گوید به توافقی بسیار خوب و نزدیک رسیده‌ایم، اما بلافاصله دستور حمله می‌دهد. سوالی فراتر از ساده: اگر توافق خوبی در میان بود، چرا دست به ماشه بردید؟ این تحلیل ما نیست؛ آکسیوس، رسانه نزدیک به کاخ سفید، صریحاً نوشت هدف حملات آمریکا صرفاً وادار کردن تهران به پذیرش دیکته‌های واشنگتن است.

اما کمدی ماجرا بعد از ضرب شست ایران عجیب‌تر می‌شود؛ ترامپ پس از عقب‌نشینی مدعی می‌شود ایرانی‌ها با من مذاکره کرده‌اند. ایران فورا تکذیب می‌کند و رسانه‌های غربی این لاف‌زنی را به ریشخند می‌گیرند. بی‌بی‌سی با تمسخر روایتش می‌کند و گاردین او را یک «راوی نامعتبر» می‌خواند؛ همان تعبیر گزنده‌ای که کریسی هولاهان، نماینده کنگره، دو روز پیش در سی‌ان‌ان به کار برد. اگر فشار نظامی جواب می‌داد، چه نیازی بود رئیس‌جمهور آمریکا ناشیانه دروغ ببافد تا دنیا به او بخندد؟ گاردین مچش را گرفته؛ ۳۸ بار ادعای توافق، خروجی صفر.

این‌سو نیز فضا دگرگون است. عراقچی، دیپلماتیک‌ترین چهره حاکمیت، در جریان عملیات نصر هشدار نظامی می‌دهد. قالیباف نیز به عنوان رئیس هیات مذاکره‌کننده، موضعش برای اقدام نظامی بیش از میل به مذاکره است.

این چه مذاکره‌ای است که زیر آتش موشک‌های بالستیک پیام جابه‌جا می‌کند؟

وقتی دیپلمات از دست روی ماشه حرف می‌زند، این تناقض نیست؛ منطق بازدارندگی است. دیپلمات وقتی قدرت دارد که پشتش به میدان گرم باشد؛ وگرنه مذاکره به التماس تبدیل می‌شود. با میدان فعال، دیپلماسی یعنی تثبیت دستاورد نبرد، تبدیل هزینه دشمن به امتیاز سیاسی و کور کردن چشم حریف برای ساختن روایت دروغین از پیروزی.