رژیم صهیونیستی معتقد است که در خصوص ایران باید از راهبرد «چمنزنی» استفاده کند. یعنی بهطور دورهای، به ایران حمله کند و با ضربه به داراییهای کشور، توان آن تضعیف شود. این راهبردی است که اسرائیل قصد دارد با همراهی آمریکا پیش ببرد. البته در این راهبرد، شکستهای سنگینی خوردهاند و دارایی ارزشمندی همچون تنگه هرمز در اختیار ایران قرار گرفته است.
بنابراین، درگیریهای فعلی، بسیار عمیقتر و کلانتر از یک درگیری ساده است که بتوان آن را باید توافق چند خطی، پایان داد.
شناخت پروژه محوری اسرائیل در یک سال اخیر
اگر به جنگهای یک سال اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران توجه کنیم، مشخص میشود که قدرت نظامی، بهویژه موشکی، یکی از ارکان حیاتی شکست دشمن است. رکن مهم دیگر، این است که همواره مردم در مقابل دشمن خارجی، متحد شدهاند. این موضوع، در جنگ 12 روزه، تمام محاسبات اسرائیل را خراب کرد. آنها تصور میکردند که با شروع حملات، مردم علیه حکومت به خیابان میآیند. اما نتیجه معکوس شد.
درنتیجه، آمریکا و اسرائیل، اغتشاشات دیماه را به راه انداختند؛ با این امید که در جنگ بعدی، مردم علیه حکومت به خیابان بیایند و کار را تمام کنند. این طرحی بود که دیوید بارنیا، رئیس سابق موساد به ترامپ و نتانیاهو ارائه داده و موردپذیرش واقعشده بود.
اما نتیجه آن شد که از روز اول جنگ تاکنون، یعنی حدود 5 ماه، مردم در حمایت از جمهوری اسلامی و مقابله با دشمن خارجی، در خیابان هستند.
چه کسی توافق را نقض کرد؟
از زمان امضای تفاهمنامه میان پزشکیان و ترامپ، آمریکا عملا تمام بندهای تفاهم را نقض کرده است. بهویژه بند 5 که تایید میکرد عبور و مرور در تنگه هرمز، با ترتیبات تهران است. ایران نیز در واکنشی طبیعی، منطقی و پذیرفتهشده در روابط و قوانین بینالملل، با کشتیهای ناقض حاکمیت خود بر تنگه، برخورد کرد.
ترامپ که با جنگ تمامعیار و تهدیدات زیرساختی نتوانسته بود تنگه را باز کند، گمان میکرد با توافق و فریبکاری در اجرای آن، میتواند به این هدف استراتژیک دست یابد. اما ایران نشان داد که حاکمیت قانونی خود بر تنگه را حفظ میکند.
تمرکز اسرائیل روی پروژه محوری
حال اسرائیل به سراغ پروژه دیرینه خود رفته است: ایجاد آشوب داخلی. در این مرحله، نه بر اساس مشکلات اقتصادی یا موضوعات فرهنگی، بلکه بر یک دوگانه ساختگی سرمایهگذاری کرده است: جنگطلب و صلحطلب. کارکرد این دوگانه، یک هدف مهم دارد: خارج کردن تنگه هرمز از دست ایران و پس از آن، حمله تمامعیار به کشور.
دراینبین، برخی از چهرهها و جریانهای سیاسی داخلی، بهویژه تعدادی از اصلاحطلبان تندرو، احتمالاً بهطور نادانسته، در همین پازل بازی میکنند. کسانی در داخل هستند که بر طبل دوگانه جنگطلب و صلحطلب میکوبند و میگویند که تنگه هرمز آوردهای برای ایران ندارد، پس بهتر است آن را واگذار کنیم تا همه درگیریها حل شوند؛ غافل از آنکه درگیری آمریکا و اسرائیل با ایران، یک درگیری وجودی از سوی دشمن تعریف شده است.