«این بزرگترین شوک عرضه انرژی است که جهان تاکنون تجربه کرده.»این جمله از زبان امین ناصر، مدیرعامل آرامکو، در ماه مه ۲۰۲۶ خطاب به سرمایهگذاران بیرون آمد. او گفت اگر تنگه هرمز امروز باز شود، بازار ماهها زمان نیاز دارد تا تعادل خود را بازیابد و اگر چند هفته دیگر به تعویق بیفتد، بازگشت به شرایط عادی تا سال ۲۰۲۷ طول میکشد.چهار ماه بعد، همان «اگر» به واقعیت تبدیل شد: هرمز بسته است، خط لوله شرق-غرب هدف حمله قرار گرفته و صادرات نفت عربستان در ماه گذشته به پایینترین سطح ۱۳ سال گذشته سقوط کرده استدر ضربهای سنگین به یکی از مهمترین شریانهای نفتی جهان، عربستان پنجشنبه گذشته دهم سپتامبر خط لوله استراتژیک «شرق – غرب» این کشور را پس از هدف قرار گرفتن با حمله هوایی منتسب به پهپادهایی برخاسته از عراق بست. ریاض متوقف کردن این خط لوله را احتیاطی و با هدف تأمین امنیت تأسیسات و ارزیابی خسارات انجام داده است.
این خط لوله، که «سپر صادرات» عربستان نام گرفته، تنها مسیر زمینی است که تنگه هرمز را دور میزند. با بسته شدن آن، نگرانیها از یک اختلال تازه در بازارهای انرژی بالا گرفته؛ در حالی که قیمتها همین حالا هم موجی از افزایش شدید را تجربه میکنند. اما اهمیت این مسیر چقدر است و بسته شدنش چه تأثیری بر بازارها میگذارد؟خط لوله «شرق – غرب»، که با نام «پترولاین» هم شناخته میشود، یکی از مهمترین شریانهای نفتی عربستان است. این خط حدود ۱۲۰۰ کیلومتر از میدانهای نفتی منطقه شرق تا بندر ینبع در ساحل دریای سرخ امتداد دارد و تنها جایگزین زمینی برای دور زدن تنگه هرمز است.این خط از دو لوله موازی به قطر ۵۶ و ۴۸ اینچ تشکیل شده و ۱۱ ایستگاه پمپاژ دارد. ظرفیت طراحی حداکثری آن حدود ۷ میلیون بشکه در روز است که از این مقدار، حدود ۲ میلیون بشکه برای تغذیه پالایشگاههای داخلی در ساحل غربی اختصاص مییابد و حدود ۵ میلیون بشکه دیگر قابلیت صادرات از بندرهای دریای سرخ را دارد.این خط لوله در اوایل دهه ۱۹۸۰ میلادی وارد مدار شد؛ در دورهای که تنشهای منطقهای و نگرانیهای فزاینده از اختلال در کشتیرانی تنگه هرمز بالا گرفته بود.
ارزش اصلی این خط در این است که تنها مسیر جایگزین برای نفت عربستان است؛ نفتی که بهطور سنتی از تنگه هرمز صادر میشد. با تشدید تنشها در خلیج فارس و کاهش شدید ترافیک دریایی از تنگه هرمز در سال ۲۰۲۶، این خط از یک گزینه احتیاطی به ابزاری اصلی برای حفظ جریان صادرات عربستان به بازارها تبدیل شد.از سوی دیگر، این مسیر خودش هم با گسترده شدن حلقه محاصره کشتیهای سعودی در اطراف دریای سرخ و بابالمندب از سوی یمنیها با خطرهای فزایندهای روبهروست.ظرفیت طراحی این خط لوله ۷ میلیون بشکه در روز است، اما در عمل روزانه حدود ۴ تا ۵ میلیون بشکه نفت از آن عبور میکند. این عدد واقعیتر است، چون مقداری است که واقعاً در جریان بوده.قیمت نفت برنت نیز به دلیل محدودیت شدید عبور و مرور در تنگه هرمز و فشار یمنیها در دریای سرخ، به بالای ۱۰۵ تا ۱۰۷ دلار برای هر بشکه رسیده است.بر این اساس، اگر توقف این خط لوله باعث قطع ۴ تا ۵ میلیون بشکه در روز صادرات شود، با احتساب ۱۰۵ دلار برای هر بشکه هر روز توقف این خط لوله، حدود ۴۲۰ تا ۵۲۵ میلیون دلار از درآمد صادراتی بالقوه عربستان را از بین میبرد.
ضربه مضاعف: از دست دادن نصف درآمد، حالا تهدید نصف دیگر باقیمانده
صادرات نفت خام عربستان در ماه اوت به حدود ۳.۲ میلیون بشکه در روز کاهش یافته که پایینترین سطح در ۱۳ سال گذشته است. این رقم نسبت به سطح قبل از جنگ که حدود ۶.۲ تا ۷ میلیون بشکه در روز بود، کاهشی حدود ۴۸ تا ۵۴ درصد را نشان میدهد. یعنی عربستان در ماه اوت تقریباً نصف درآمد نفتیاش را از دست داده بود.حالا توقف خط لوله شرق-غرب دقیقاً همان ۳.۲ میلیون بشکه باقیمانده را هدف گرفته است یعنی مسیری که تقریباً تمام صادرات باقیمانده عربستان از آن عبور میکرد. خسارت روزانه توقف این خط لوله ۴۲۰ تا ۵۲۵ میلیون دلار برآورد میشود.اگر این دو را جداگانه حساب کنیم، مجموع ضربه روزانه به اقتصاد عربستان میتواند به بیش از ۷۰۰ تا ۹۰۰ میلیون دلار برسد. در حالی که کسری بودجه سالانه عربستان ۴۴۰ میلیارد دلار است. این خط لوله هر روز که متوقف باشد، حدود ۷۰۰ تا ۹۰۰ میلیون دلار خسارت میزند یعنی هر روز توقف، معادل ۰.۲ درصد کل کسری بودجه سالانه این کشور است. به عبارت دیگر، توقف حدود ۵۰ روزه این خط لوله، کل کسری بودجه یک سال عربستان را پر میکند.
حالا به نظر میرسد همان کابوسی که مقامات سعودی از آن هراس داشتند، در حال تحقق است: هرمز بسته، خط لوله شرق-غرب هدف حمله قرار گرفته، و مسیر دریای سرخ نیز با تهدید یمنیها روبهروست.