جفری ساکس، اقتصاددان آمریکایی و استاد دانشگاه کلمبیا، در گفتوگویی به مناسبت بیستوپنجمین سالگرد حملات ۱۱ سپتامبر، سیاست خارجی آمریکا طی ربع قرن گذشته را بهشدت مورد انتقاد قرار داد و گفت ایده «جنگ جهانی علیه تروریسم» از همان ابتدا یک خطای بزرگ بود، زیرا واشنگتن به جای شناخت ریشههای سیاسی و نهادی خشن، تقریباً بلافاصله مسیر جنگ را در افغانستان و سپس عراق در پیش گرفت.
ساکس با یادآوری سخنرانی «کالین پاول» وزیر خارجه وقت آمریکا در شورای امنیت درباره ادعای وجود سلاحهای کشتار جمعی در عراق گفت همان زمان در یک برنامه تلویزیونی اعلام کرده بود که سخنان پاول را باور نمیکند. او افزود: «در نهایت مشخص شد که حق با من بود. کل مبنای جنگ یک دروغ بود.» به گفته وی، نومحافظهکاران از ۱۱ سپتامبر برای پیشبرد یک «چشمانداز هژمونیک آمریکایی» و گسترش دامنه نظامی آمریکا از طریق چندین «جنگ انتخابی» استفاده کردند.
این استاد دانشگاه کلمبیا در عین حال درباره ادعاهای مربوط به اطلاع قبلی یا طراحی حملات ۱۱ سپتامبر تصریح کرد که در زمینه ادله و بررسی فنی این موضوع تخصصی کسب نکرده است. وی گفت صرفنظر از منشأ آن واقعه، ۱۱ سپتامبر به سکوی پرتابی برای سیاست هژمونیک آمریکا تبدیل شد؛ سیاستی که به گفته او «فاجعهای بیوقفه» بوده، آمریکا را فرسوده کرده و نمونهای کلاسیک از «غرور و توسعه بیش از حد قدرت» است.
ساکس افزود آمریکا طی ۲۵ سال گذشته تقریباً بیوقفه در جنگ بوده و اکنون نیز در ایران وارد اقدامی «کاملاً بیفایده و کاملاً غیرموجه» شده است که نهتنها به جهان آسیب جدی میزند، بلکه امنیت و ثبات مالی خود آمریکا را نیز بیشتر تضعیف میکند. وی نتیجه گرفت که حملات ۱۱ سپتامبر با «سیاست خارجی و نظامی عمیقاً اشتباه آمریکا» دنبال شد.
«توهم بزرگ» هژمونی آمریکا
این اقتصاددان آمریکایی، «دکترین بوش» و جنگ جهانی علیه تروریسم را بخشی از پروژه گستردهتر «برتری یا هژمونی آمریکا» دانست و با اشاره به کتاب «صفحه شطرنج بزرگ» نوشته زبیگنیف برژینسکی گفت منطق این دیدگاه آن بود که آمریکا باید بر جهان مسلط باشد. او همچنین «پروژه قرن جدید آمریکایی» را از مراکز اصلی تفکر نومحافظهکارانه دانست و گفت این دکترین اساساً درباره تروریسم نبود، بلکه درباره «برتری آمریکا یا هژمونی آمریکا» بود.
به گفته ساکس، «توهم بزرگ» ۲۵ سال گذشته این بود که رهبران آمریکا به جای استفاده از قدرت کشورشان برای ایجاد محیطی امن برای آمریکا و جهان، در پی ایجاد نظمی رفتند که در آن واشنگتن بدون رقیب حکومت کند. او پیمان امنیتی آکوس را نیز «احمقانهترین، پرهزینهترین و بیفایدهترین ایده» خواند و گفت به جای کنار آمدن با دیگر کشورها و حل اختلافات از طریق دیپلماسی، تفکر برتری آمریکا همچنان ادامه یافته است.
رؤسایجمهور میروند، ساختار قدرت میماند
ساکس در پاسخ به پرسشی درباره اینکه چرا دونالد ترامپ با وجود انتقادهای انتخاباتی خود از نومحافظهکاری و «جنگهای بیپایان» نتوانسته این روند را متوقف کند، گفت رؤسایجمهور میآیند و میروند، اما «سیا باقی میماند، پیمانکاران نظامی باقی میمانند» و منطق بنیادین دستگاه حکومتی نیز ماندگار است. او با اشاره به سخنی از ولادیمیر پوتین گفت رؤسایجمهور آمریکا با ایدههایی وارد قدرت میشوند، اما سپس افرادی از ساختار قدرت برایشان توضیح میدهند «جهان واقعاً چگونه است» و پس از آن دیگر خبری از آن ایدهها نیست.
وی گفت برای مقابله با «دولت عمیق» به شایستگی، هدف مشخص، ارتباط با افکار عمومی و همراه کردن مردم نیاز است، در حالی که ترامپ از نظر او فاقد این ویژگیهاست. ساکس ترامپ را «پیرمردی ناآگاه و بیکفایت» توصیف کرد و گفت در نتیجه، ساختار دولت عمیق بدون توجه به رئیسجمهور به فعالیت خود ادامه میدهد.
در بخش دیگری از این مصاحبه که به جنگ ایران اختصاص داشت، مجری به گزارش نیویورکتایمز اشاره کرد که براساس آن «جیدی ونس» در جلسات خصوصی ارزیابیهایی نگرانکننده درباره جنگ دریافت کرده که با مواضع علنی دولت آمریکا همخوانی نداشته است. ساکس با مقایسه این وضعیت با جنگ ویتنام و افشاگریهای «اسناد پنتاگون» گفت: «من با این واقعیت بزرگ شدم؛ دولت آمریکا دروغ میگوید. شغلش دروغ گفتن است. همیشه دروغ میگوید.» او همچنین ترامپ را «رئیسجمهوری کاملاً فاسد» توصیف کرد.
پس از اشاره مجری به نگرانی فرماندهان آمریکایی درباره کاهش ذخایر موشکهای رهگیر پاتریوت و شباهت احتمالی شرایط با جنگ ویتنام، ساکس گفت: «همه جنگها اینگونهاند.» وی گفت مقامهای آمریکایی در آستانه جنگ عراق اعتقادی به وجود سلاحهای کشتار جمعی نداشتند و براساس مطالعات گروههای متمرکز در پنتاگون در پاییز ۲۰۰۲، سخن گفتن از این تسلیحات «بهترین راه برای فروختن ایده جنگ به مردم آمریکا» تشخیص داده شده بود. او این روند را «روابط عمومی» توصیف کرد و گفت آمریکا در «روایتهای دروغین و دروغگویی دولتی» گرفتار شده و کشورهای دیگر را نیز وارد این وضعیت کرده است.
آرزوی تغییر رژیم در ایران شکست خواهد خورد
مجری سپس دیدگاه نومحافظهکاران و حامیان جنگ را مطرح کرد که مدعی هستند محاصره دریایی آمریکا هزینه اقتصادی فزایندهای به ایران تحمیل کرده و به تدریج موازنه را علیه تهران تغییر خواهد داد. ساکس این ارزیابی را با ادعاهای مطرحشده در زمان جنگ ویتنام مقایسه کرد و حامیان آن را «احمق» خواند.
او گفت: «جنگی را که نمیتوانید ببرید شروع نکنید.» ساکس سپس بنیامین نتانیاهو را «جنایتکار جنگی» و ترامپ را «یک دلال املاک نیویورکی کاملاً بیکفایت، ۸۰ ساله و فاسد» خواند و گفت آنها «با جان انسانها بازی میکنند» و چیزی به دست نمیآورند. وی همچنین از «اسکات بسنت» وزیر خزانهداری آمریکا انتقاد کرد و با اشاره به سابقه فعالیت او در صندوقهای پوشش ریسک پرسید آیا جهان باید در معرض تهدید قرار گیرد تا چنین افرادی «این شهربازی» را ادامه دهند.
ساکس همچنین ادعای مطرحشده درباره ناکامی ایران در ایجاد شوک اقتصادی از طریق تنگه هرمز و اینکه زمان به نفع ترامپ است را رد کرد. او گفت نفت برنت آن روز حدود ۱۰۵ دلار در هر بشکه بوده و بانکهای والاستریت قیمت ۱۳۰ تا ۱۵۰ دلار را پیشبینی کردهاند؛ همزمان بحرانهایی در زمینه سوخت دیزل، کاهش ذخایر نفت، کود و افزایش قیمت مواد غذایی شکل گرفته است. وی بار دیگر ترامپ را «احمق» خواند و گفت: «زمان به نفع هیچکس نیست. این یک عملیات تغییر رژیم کاملاً بیفایده، احمقانه و بیملاحظه است که شکست خواهد خورد.»
هشدار درباره هرمز، بابالمندب و اقتصاد جهان
در ادامه، ساکس یادآور شد که انصارالله یمن با عقب راندن نیروهای یمنی وابسته به دولت سعودی، ارتفاعات مسلط بر ورودی دریای سرخ را در اختیار گرفته است. وی در پاسخ به این پرسش که آیا آمریکا در حال «پیروزی» است، گفت: «نمیدانم پیروزی در اینجا با چنین بیقانونی آشکار، بیرحمی، بیملاحظگی، کشتن دختران مدرسهای و همه موارد دیگر چه معنایی دارد؛ اما نه، ما پیروز نمیشویم.»
این اقتصاددان آمریکایی درباره پیامدهای بحران در تنگه هرمز و بابالمندب نیز پرسید: «به چند روش میتوانیم عمداً اقتصاد جهان را نابود کنیم؟» او از احتمال اختلال در ۲۰ درصد جریان انرژی جهان، کانال سوئز و تجارت دریای سرخ سخن گفت، امری که به اذعان ساکس در نتیجه تصمیم ترامپ و نتانیاهو برای سرنگونی دولت ایران مطرح شده است. ساکس گفت: «این دیوانگی است. ما به اندازه کافی در این جهان مشکل داریم و نیازی نیست این ابربحرانها را از هیچ خلق کنیم. این بحران کاملاً از هیچ ساخته شد.»
وی همچنین با اشاره به اینکه تنها چند روز پیش از حمله نظامی آمریکا به ایران، ترامپ در سخنرانی دو ساعته خود تنها حدود ۳۰ ثانیه به ایران پرداخته بود، گفت مردم آمریکا در آنچه دولتشان انجام میدهد، بهویژه در سیاست خارجی، عملاً نقشی ندارند. او تفاوت میان آمادهسازی افکار عمومی با «تبلیغات و دروغ» برای جنگ و کشاندن ناگهانی جهان به بحران بدون اطلاع قبلی را نیز فاقد اهمیت اساسی دانست و گفت هیچیک از این دو شیوه «به هیچ وجه شایسته واژه دموکراسی نیست.»
جهان چندقطبی است؛ آمریکا نمیتواند همهچیز را اداره کند
ساکس در بخش دیگری از گفتوگو با مرور مداخلات نظامی غرب گفت آمریکا و متحدانش به صربستان در ۱۹۹۹، افغانستان در ۲۰۰۱، عراق در ۲۰۰۳ و سوریه و لیبی در ۲۰۱۱ حمله کردند و همچنین یادآور شد واشنگتن در سال ۲۰۱۴ دولت وقت اوکراین را سرنگون کرد. او افزود: «اینها ارزشهای غربی هستند؛ اسمشان تغییر رژیم، هژمونی، برتری و جنگ بیوقفه است.» به گفته او، آمریکا زمانی دست بالا را داشت و تصمیم گرفت از این قدرت برای «اداره جهان» استفاده کند؛ چیزی که وی آن را «غرور» و «تکبر قدرت» توصیف کرد.
ساکس در پایان تأکید کرد جهان اکنون چندقطبی است و راه زندگی در چنین جهانی «همکاری قدرتهای بزرگ» است، نه آماده شدن برای جنگ یا ورود به جنگ. او گفت: «ایالات متحده باید یاد بگیرد با کشورهای دیگر در صلح زندگی کند و تلاش برای آقایی کردن بر همه را متوقف کند.» وی همچنین همراهی کشورها با «جاهطلبیهای هژمونیک آمریکا» را اشتباهی بزرگ دانست و گفت آنها باید به واشنگتن بگویند: «به خودت بیا، جهان را درک کن. تو کشور قدرتمندی هستی، اما نمیتوانی همهچیز را اداره کنی؛ پس با دیگر قدرتهای بزرگ همکاری کن.»