وبگاه ریسپانسیبل استیت کرفت با انتشار یادداشتی مدعی شد: در شرایطی که ایالات متحده برای دستیابی به اهداف ادعایی اش در جنگ با ایران با شکست مواجه شده، مقامهای آمریکایی مجموعهای از نظریههای قدیمی و ناکارآمد را برای دستیابی به این اهداف مطرح کردهاند.
در چهار هفته گذشته، آمریکاییها شاهد تلاش دولت خود برای کسب پیروزی اقتصادی علیه ایران از طریق «عملیات طرد اقتصادی» بودهاند؛ عملیاتی که در چارچوب آن، رژیم تحریمهای چند دههای علیه ایران تشدید شده؛ تحریمهایی که اگرچه اقتصاد ایران را تحت فشار قرار دادهاند، اما نتوانستهاند اختلافات اساسی میان تهران و واشنگتن را حل کنند.
اکنون که این راهبرد نیز نتیجه بخش نبوده، دولت ترامپ بار دیگر به راهبرد قدیمی حملات نظامی علیه ایران بازگشته است؛ حملاتی که نتوانستهاند اهداف این بازیگر را محقق کنند.
حال واشنگتن در مواجهه با خطر شکست ناشی از سیاستهای خود دو مسیر تازه را بررسی میکند.
بازگشت به راهبرد «چمنزنی»
نخستین گزینه که والاستریت ژورنال چهارشنبه گذشته بدان پرداخت که هدف از آن تمدید و رسمی کردن روند فعلی حملات پراکنده آمریکا علیه ایران است؛ حملاتی که مقامهای آمریکایی از آن با عنوان ادعایی «چمنزنی» یاد میکنند.
این راهبرد بر استفاده دورهای از نیروی نظامی نامتناسب برای تضعیف مستمر طرف مقابل استوار است؛ رویکردی که اسرائیل پیش از آغاز کارزار گسترده و بهظاهر بیپایان خود در غزه پس از حملات هفتم اکتبر ۲۰۲۳، در قبال این منطقه بدان متوسل شد.
برای پشتیبانی از این گزینه، پنتاگون استقرار نیروهای آمریکایی در خاورمیانه را تا سال ۲۰۲۷ تمدید کرده؛ اقدامی که فشار بیشتری بر ارتش آمریکا وارد خواهد کرد.
اعلام پیروزی و خروج
دومین گزینهای که گفته میشود در کاخ سفید مورد بررسی قرار گرفته، این است که آمریکا اعلام پیروزی کند و از منطقه خارج شود؛ گزینهای که بر اساس گزارش والاستریت ژورنال، دونالد ترامپ نیز از آن حمایت میکند.
جو کنت، مدیر پیشین مرکز ملی مبارزه با تروریسم آمریکا که در اعتراض به جنگ با ایران از سمت خود استعفا داد، از حامیان این رویکرد است. او در شبکه اجتماعی ایکس استدلال کرده که واشنگتن باید با «خارج کردن نیروها و کشتیهای خود از منطقه»، شرایط توافق با ایران را از نو تنظیم کند.
این دیدگاه که آمریکا باید جنگ را پایان داده و با اعلام «پیروزی» کنار بکشد، حتی در میان محافل سنتی سیاست خارجی این کشور نیز طرفداران بیشتری پیدا کرده است.
با این حال، با توجه به محدودیتهای تاریخی تحریمها در دستیابی به اهداف سیاسی و همچنین شروط فعلی ایران، این گزینه نیز بعید است بتواند به بازگشایی تنگه هرمز و جلوگیری از پیامدهای اقتصادی ناشی از اهرم تهران بر این مسیر حیاتی منجر شود.
چرا تحریمها نتوانستهاند راهبرد ایران را تغییر دهند؟
دانشمندان علوم سیاسی مدتهاست درباره توانایی فشار اقتصادی و تحریمهای آمریکا برای تغییر رفتار سیاسی کشورها تردید دارند؛ بهویژه زمانی که کشور هدف باور نداشته باشد در صورت تغییر رفتار، تحریمها لغو خواهند شد.
پژوهشگرانی مانند دیوید سیگل صراحتا معتقدند تحریمها «کار نمیکنند». حتی مقامهایی در دولت آمریکا مانند جانت یلن، وزیر خزانهداری پیشین، نیز اذعان کردهاند که تحریمهای ایران اگرچه «بحران اقتصادی واقعی» ایجاد کردهاند، اما نتایج سیاسی آنها «بسیار کمتر از چیزی بوده که انتظار داشتیم».
سیگل که اخیرا شکست تحریمهای آمریکا علیه روسیه در تغییر رفتار مسکو را بررسی کرده ، در این باره گفت: «کشورهای هدف انگیزههای قدرتمندی برای تسلیم نشدن دارند و گاهی حتی از افزایش حمایت داخلی سیاسی بهره میبرند؛ زیرا میتوانند مشکلات اقتصادی خود را به یک قدرت خارجی نسبت دهند».
او معتقد است این موضوع امروز بیش از گذشته صدق میکند، زیرا کشورهای تحت تحریم اکنون میتوانند به چین تکیه کنند.
شرط ایران برای بازگشایی هرمز
احتمال موفقیت فشار اقتصادی آمریکا برای باز کردن تنگه هرمز، به دلیل یکی از شروط اصلی ایران کاهش یافته است. تهران اعلام کرده بازگشایی این مسیر منوط به رفع تحریمهاست؛ اقدامی که نیازمند تصویب کنگره آمریکا خواهد بود و با موانع جدی سیاسی مواجه خواهد شد.
اما شاید مهمترین دلیل شکست گزینه «اعلام پیروزی و خروج»، این باشد که ایران آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز را به مهار اقدامات اسرائیل از سوی آمریکا مرتبط کرده؛ در حالی که واشنگتن تاکنون نشان داده حاضر نیست چنین فشاری را بر تلآویو وارد کند.
توافق ۱۷ ژوئن میان آمریکا و ایران تنها مستلزم آن بود که واشنگتن اسرائیل را به خروج از لبنان وادار کند، اما آمریکا به این تعهد عمل نکرد. پس از آن، اقدامات تحریکآمیز آمریکا و اسرائیل باعث شد ایران شروط آتشبس خود را به دیگر جبههها، از جمله عراق، یمن و فلسطین، گسترش دهد.
بحران اعتماد
دستیابی به توافق برای بازگشایی تنگه هرمز و پایان جنگ، به دلیل افزایش نگاه جهانی مبنی بر ناتوانی ترامپ در دستیابی به توافقهای پایدار، پیچیدهتر شده است.
نتایج یک نظرسنجی سال ۲۰۲۵ از دیپلماتهای ۱۵ کشور نشان داد مقامهای خارجی روند مذاکره ترامپ را «واکنشی و بدون مسیر مشخص» توصیف کردهاند. ترامپ تاکنون نتوانسته جنگ نیابتی اوکراین را که وعده داده بود در نخستین روزهای ریاستجمهوری خود پایان دهد، حل کند. کاخ سفید همچنین در دستیابی به توافق صلح در غزه ناکام مانده است.
تکرار سناریوی اوکراین
در چنین شرایطی، جنگ با ایران به سرعت به سمت شرایطی پیش میرود که مدیرعامل یک شرکت کشتیرانی دانمارکی در گفتوگو با فایننشال تایمز آن را «بنبستی شبیه اوکراین» توصیف کرده است.
مدیرعامل شرکت تورن در ماه اوت گفت رهبران کشورهای خلیج فارس دریافتهاند که باید خود را برای وضعیتی طولانیمدت آماده کنند؛ وضعیتی که نه روزها یا هفتهها، بلکه ماهها یا حتی سالها ادامه خواهد داشت.
او افزود: «با توجه به رفتار فعلی آمریکا، تصور اینکه جهان در آینده نزدیک به شرایط ۱۰ سال پیش بازگردد، یک خیالپردازی است».
پیامدهای این وضعیت طولانیمدت بهزودی بیش از پیش توسط مصرفکنندگان آمریکایی احساس خواهد شد؛ زیرا کنترل ایران بر تنگه هرمز، قیمت گازوئیل را به بالاترین سطح تاریخی خود رسانده است.
بنابراین جلوگیری از یک بحران اقتصادی گسترده، نیازمند آن است که آمریکا شروطی را بپذیرد که تاکنون حاضر به قبول آنها نبوده است؛ صرفا اعلام پیروزی و خروج از منطقه، راهحل نخواهد بود.