شهپادهای آمریکا زیر آتش ایران در بحرین

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در جریان موج هفدهم عملیات «نصر۲»، از هدف قرار گرفتن دپوی شهپادهای آمریکایی در بحرین و سوختن تعداد زیادی از این شناورها خبر داد؛ حمله‌ای که پس از اعلام حملات پیشین به مقر ناوگان پنجم آمریکا، توجه‌ها را به بخش کمتر دیده‌شده قدرت دریایی واشنگتن معطوف کرد؛ شبکه سامانه‌های بدون‌سرنشین و تأسیساتی که فعالیت آن‌ها را پشتیبانی می‌کنند.

براساس اطلاعیه شماره ۲۵ سپاه، این عملیات با رمز «یا صاحب‌الزمان ادرکنی» انجام شد. پیش‌تر نیز سپاه در اطلاعیه منتشرشده در ۲۰ خرداد، از حمله پهپادی نیروی دریایی خود به ناوگان پنجم آمریکا در بحرین، در پاسخ به حملات آمریکا به جنوب ایران، خبر داده بود.

کنار هم قرار گرفتن این عملیات‌ها نشان می‌دهد تأسیسات دریایی آمریکا در بحرین، در مقاطع مختلف در فهرست اهداف پاسخ ایران قرار داشته‌اند.

درهم‌کوبیده‌شدن تأسیسات دریایی ناوگان پنجم آمریکا

ابعاد خسارت به پایگاه بحرین در اظهارات مقام ارشد آمریکایی نیز بازتاب یافته است. هانگ کائو، سرپرست وزارت نیروی دریایی آمریکا، در گفت‌وگو با «اپک‌تایمز»، با تعبیری صریح از درهم‌کوبیده‌شدن تأسیسات دریایی این کشور در بحرین به دست ایران سخن گفت. او همچنین اعلام کرد کارگروهی در حال بررسی آینده این پایگاه است. دریاسالار داریل کادل، رئیس عملیات نیروی دریایی آمریکا، نیز گفته است بازگشت به پایگاه بحرین به این زودی‌ها امکان‌پذیر نیست.

مراکزی هدف قرار گرفتند که برای فرماندهی، پشتیبانی و استمرار حضور دریایی آمریکا نقش دارند. واشنگتن با توسعه سامانه‌های بدون‌سرنشین به دنبال افزایش توان مراقبت و عملیات خود بود، اما حملات ایران نشان داد زیرساخت پشتیبان این فناوری‌ها نیز از دسترس پاسخ نظامی ایران خارج نیست.

اکنون بررسی آینده پایگاه بحرین، بنا بر اظهارات مقام آمریکایی، خود به مسئله‌ای برای نیروی دریایی این کشور تبدیل شده است.

اهمیت این اهداف، فراتر از ساختمان‌ها و تجهیزات مستقر در آن‌هاست. قدرت دریایی برای اجرای مأموریت به شناسایی، ارتباطات، فرماندهی و پشتیبانی مستمر نیاز دارد. یگان ۵۹ یکی از مجموعه‌هایی است که آمریکا برای تقویت همین توان، با استفاده از سامانه‌های بدون‌سرنشین و هوش مصنوعی، ایجاد کرده است.

یگان ۵۹ چگونه به شبکه دریایی آمریکا اضافه شد؟

نیروی دریایی آمریکا در سپتامبر ۲۰۲۱ از تشکیل «Task Force ۵۹» خبر داد؛ یگانی با مأموریت ادغام سامانه‌های بدون‌سرنشین و هوش مصنوعی در عملیات ناوگان پنجم. هدف، گسترش ظرفیت مراقبت دریایی و تسریع ورود فناوری‌های جدید به عملیات بود. بنابراین، عنوان «یگان ویژه» در اینجا به معنای نیروی تکاوری نیست؛ با مجموعه‌ای تخصصی برای آزمایش، توسعه و به‌کارگیری سامانه‌های رباتیک در دریا مواجهیم.

منطق این برنامه، افزودن ابزارهای شناسایی بیشتر به شبکه ناوگان است. شناورهای بدون‌سرنشین می‌توانند بخشی از مأموریت جمع‌آوری اطلاعات را بر عهده بگیرند و داده‌های آن‌ها در کنار اطلاعات دیگر سامانه‌ها، به شناخت بهتر محیط کمک کند.

در چنین ساختاری، تعداد شناورها تنها یکی از شاخص‌های توان عملیاتی است. کیفیت حسگرها، قابلیت انتقال اطلاعات و سرعت تبدیل داده به ارزیابی قابل استفاده نیز اهمیت دارد. هوش مصنوعی در این میان، ابزاری برای کمک به پردازش اطلاعات است؛ ابزاری که کارایی آن همچنان به کیفیت داده و عملکرد شبکه وابسته می‌ماند.

شناور کوچک، مأموریت طولانی

«سیل‌درون اکسپلورر» یکی از نمونه‌های شناخته‌شده سامانه‌های آزمایش‌شده در برنامه یگان ۵۹ است. شرکت سازنده در ژانویه ۲۰۲۲ اعلام کرد این شناور پس از ارزیابی در خلیج عقبه، آزمایش عملیاتی خود را در آب‌های نزدیک بحرین آغاز کرده است.

این شناور حدود هفت متر طول دارد، برای حرکت از نیروی باد استفاده می‌کند و انرژی حسگرهای آن با پنل‌های خورشیدی تأمین می‌شود. بنا بر همان گزارش، نمونه آزمایش‌شده در خلیج عقبه بیش از ۳۰ روز به‌طور پیوسته در دریا فعالیت کرده بود. اهمیت این ویژگی برای مأموریت مراقبت، فراهم کردن امکان حضور طولانی بدون استقرار خدمه روی شناور است.

نیروی دریایی آمریکا نیز در معرفی اکسپلورر، به تجهیز آن به حسگرها، رادار و دوربین برای ناوبری و جمع‌آوری داده اشاره کرده است. چنین تجهیزاتی توضیح می‌دهند چرا یک شناور کوچک و فاقد تسلیحات سنگین می‌تواند برای شبکه مراقبت دریایی ارزشمند باشد: مأموریت اصلی آن، فراهم کردن اطلاعات از محیط پیرامونی است.

از جمع‌آوری اطلاعات تا توسعه قابلیت رزمی

فعالیت یگان ۵۹ به شناورهای مراقبتی محدود نمانده است. ناوگان پنجم در گزارش رسمی اوت ۲۰۲۵، از اجرای پرتاب از راه دور مهمات پرسه‌زن از یک سامانه بدون‌سرنشین و برخاست و بازیابی خودکار یک پهپاد از روی شناور بدون‌سرنشین در کارنامه این یگان خبر داد.

همان گزارش، به بیش از ۶۰۰ ساعت فعالیت پهپاد «فلکس‌روتور» در ۹۴ پرواز از شش شناور آمریکایی اشاره می‌کند؛ آماری که نشان‌دهنده تلاش برای وارد کردن سامانه‌های بدون‌سرنشین به مأموریت‌های واقعی ناوگان است.

این روند نشان می‌دهد موضوع صرفاً افزایش تعداد دوربین‌ها در دریا نیست. آمریکا در حال توسعه ترکیبی از قابلیت‌های شناسایی و رزمی بر بستر سامانه‌های بدون‌سرنشین بوده است؛ هرچند این سوابق، به‌تنهایی نقش یگان ۵۹ در یک حمله مشخص علیه ایران را ثابت نمی‌کند.

بحرین؛ محل پیوند فرماندهی و پشتیبانی

پایگاه پشتیبانی دریایی آمریکا در بحرین، موسوم به «NSA Bahrain»، میزبان مقر فرماندهی نیروهای دریایی آمریکا در منطقه و ناوگان پنجم است. حوزه عملیات این ناوگان، خلیج فارس، دریای عمان، دریای سرخ و بخش‌هایی از اقیانوس هند را شامل می‌شود و سه گذرگاه هرمز، باب‌المندب و سوئز را در بر می‌گیرد. اطلاعات رسمی ناوگان پنجم

از این منظر، اهمیت بحرین برای واشنگتن، در پیوند دادن فرماندهی با پشتیبانی حضور دریایی است. شناورهای پراکنده در منطقه، برای حفظ آمادگی و تداوم مأموریت به مجموعه‌ای از خدمات فنی، ارتباطی و عملیاتی نیاز دارند. بدون‌سرنشین شدن تجهیزات، این وابستگی را حذف نمی‌کند.

همین ویژگی، معنای نظامی هدف‌گیری دپوی شهپادها را روشن می‌سازد. در صورت انهدام تجهیزات ذخیره یا آماده مأموریت، پیامد حمله می‌تواند از دست رفتن بدنه چند شناور فراتر رود و ظرفیت جایگزینی، آماده‌سازی و تداوم حضور آن‌ها را تحت فشار قرار دهد.

ضربات پیاپی چه معنایی دارند؟

اهمیت راهبردی ضربات ایران، رسیدن پاسخ نظامی به مراکزی است که آمریکا برای فرماندهی، پشتیبانی و تداوم حضور دریایی خود به آن‌ها اتکا دارد. هدف قرار گرفتن مقر ناوگان پنجم و دپوی شهپادها نشان می‌دهد دامنه این پاسخ، زیرساخت پشتیبان عملیات آمریکا را نیز در بر گرفته است.

واشنگتن برای گسترش توان مراقبت و عملیات دریایی به سامانه‌های بدون‌سرنشین روی آورده، اما این تجهیزات همچنان به پایگاه، ارتباطات و پشتیبانی نیاز دارند. حملات ایران به اهداف بحرین نشان داد این پشتوانه نیز از دسترس پاسخ نظامی ایران خارج نیست؛ تا جایی که اکنون، بنا بر اظهارات مقام ارشد آمریکایی، آینده استفاده از پایگاه در دست بررسی است.

حملات اعلام‌شده، پشتوانه‌ای را هدف گرفته‌اند که آمریکا برای حفظ حضور و گسترش توان مراقبت دریایی به آن نیاز دارد. سنجش نتیجه این ضربات نیز باید بر همین مبنا باشد؛ میزان کاهش تجهیزات آماده، زمان لازم برای جایگزینی و اثر خسارت‌ها بر استمرار مأموریت.

این‌ موارد شاخص‌هایی هستند که نشان می‌دهند ضربه به یک پایگاه یا دپو، تا چه اندازه به محدود شدن قدرت عملیاتی در دریا تبدیل شده است.