چرا کره‌جنوبی وارد جنگ آمریکا علیه ایران نمی‌شود؟

 وبگاه اسپانسیبل استیت کرفت با انتشار یادداشتی مدعی شد: از زمان آغاز جنگ آمریکا علیه ایران در اوایل سال جاری، واشنگتن متحدان خود در اروپا و آسیا را تحت فشار قرار داده تا برای کمک به بازگشایی تنگه هرمز، نقش نظامی بیشتری ایفا کنند.

با وجود فشارهای مداوم مقام‌های دولت ترامپ و شخص رئیس‌جمهور آمریکا، بیشتر متحدان واشنگتن همچنان در قبال این درخواست‌ها محتاط بوده‌اند. کشورهایی که تصمیم به حمایت گرفته‌اند نیز عمدتا به شکلی غیرمستقیم مشارکت داشتند؛ برای مثال با فراهم کردن دسترسی محدود به پایگاه‌های نظامی.

سئول بر سر دوراهی

این وبگاه در ادامه آورد: کره‌جنوبی یکی از بازیگرانی اصلی است که تحت فشار قرار داشت و دارد. در ماه اوت، دونالد ترامپ به‌طور ناگهانی در شبکه‌های اجتماعی اعلام کرد که واشنگتن رزمایش‌های مشترک نظامی با سئول را «به‌طور قابل توجهی کاهش خواهد داد» و این تصمیم را به امتناع کره‌جنوبی از حمایت از تلاش‌های جنگی آمریکا علیه ایران مرتبط کرد. این اقدام ظاهرا تنبیهی، نگرانی‌هایی را در سئول برانگیخت و بحثی جدی درباره احتمال اعزام نیروی دریایی کره‌جنوبی به تنگه هرمز شکل داد.

لی جائه‌میونگ، رئیس‌جمهور کره‌جنوبی، در نشست خبری ۱۸ سپتامبر این احتمال را رد کرد و گفت سئول قصد ندارد نیرو یا تجهیزات نظامی‌ای را به تنگه هرمز اعزام واین کشور را در جنگ آمریکا علیه ایران درگیر کند. با این حال، او امکان گسترش نقش واحد ضد دزدی دریایی کره‌جنوبی در خاورمیانه را برای حفاظت از کشتی‌های تجاری، محموله‌های نفتی و شهروندان این کشور منتفی ندانست.

این تصمیم برای سئول تصمیمی منطقی است. اعزام نیروهای نظامی به تنگه هرمز خطرات آشکاری به همراه دارد، در حالی که دستاوردهای آن نامشخص است.

مرز میان حمایت و مشارکت

برخی تحلیلگران معتقدند سئول باید برای حفاظت از آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز، تجهیزات نظامی اعزام کند؛ زیرا این مساله صرفا مشکل دیگران نیست و با منافع اقتصادی کره‌جنوبی نیز ارتباط دارد. با این حال، واقعیت آن است که کمک نظامی کره‌جنوبی احتمالا تغییری در روند جنگ ایران یا توازن راهبردی در تنگه هرمز ایجاد نخواهد کرد.

حتی اگر استقرار نیروهای کره‌جنوبی صرفا با هدف انجام ماموریت های غیررزمی تعریف شود، ورود نیروهای این کشور به یک منطقه جنگی فعال، مرز میان «حمایت» و «مشارکت» را دشوار می‌کند. ماموریتی که در ابتدا با هدف حمایت از «آزادی کشتیرانی» آغاز می‌شود، ممکن است پس از قرار گرفتن نیروها در معرض حملات و خطرات، به درگیری عمیق‌تر منجر شود.

افکار عمومی کره‌جنوبی نیز چنین نگرانی‌هایی را بازتاب می‌دهد. نظرسنجی های اخیر نشان داد ۵۲ درصد از مردم کره‌جنوبی و ۶۹ درصد از حامیان حزب حاکم مخالف اعزام نیرو به تنگه هرمز هستند. این موضع عمومی برای سئول اهمیت دارد، به‌ویژه در شرایطی که میزان محبوبیت لی جائه‌میونگ در ماه‌های اخیر به دلیل مشکلات اقتصادی، مناقشات مربوط به انتصاب اعضای کابینه و دیگر چالش‌های داخلی کاهش یافته است.

با این حال، مخالفت‌های داخلی همیشه مانع از آن نشده که سئول در برابر درخواست‌های راهبردی پرهزینه واشنگتن همراهی کند. کره‌جنوبی در گذشته نیز بارها چنین تصمیم‌هایی اتخاذ کرده؛ از جمله اعزام نیرو برای حمایت از آمریکا در یک جنگ فعال.

وقتی تاریخ تکرار می‌شود

در سال ۲۰۰۴، دولت رو مو هیون، رئیس‌جمهور وقت کره‌جنوبی، با وجود مخالفت گسترده افکار عمومی، نیروهایی را با تمرکز بر ماموریت های پزشکی و مهندسی برای حمایت از جنگ آمریکا در عراق اعزام کرد. این تصمیم برای «رو» دشوار بود و در مقطعی میزان محبوبیت او به ۲۵ درصد کاهش یافت. با این حال، سئول در نهایت این اقدام را فرصتی برای پیشبرد یک منافع راهبردی اصلی خود دانست: تقویت اعتماد در اتحاد با آمریکا و استفاده از این اتحاد برای تاثیرگذاری بر سیاست واشنگتن در قبال کره‌شمالی.

دولت جورج بوش در ابتدا رویکردی سخت‌گیرانه در قبال کره‌شمالی اتخاذ کرد و حتی بررسی گزینه‌های نظامی برای عقب راندن برنامه هسته‌ای پیونگ‌یانگ را در دستور کار قرار داد. اما واشنگتن در نهایت به رویکردی دیپلماتیک‌تر نزدیک شد؛ رویکردی که مورد حمایت رو مو هیون بود و به جای اتکا صرف بر فشار و اجبار، گفت‌وگو با پیونگ‌یانگ از طریق مذاکرات شش‌جانبه را دنبال می‌کرد.

ایران، عراق نیست

در نگاه نخست، شرایط امروز ایران شباهت‌هایی با وضعیت سال ۲۰۰۴ دارد: جنگی فعال در فاصله‌ای دور از شبه‌جزیره کره که واشنگتن آغاز کرده و اکنون از سئول درخواست کمک دارد. همچنین دولت کره‌جنوبی تلاش دارد مسیر دیپلماسی با کره‌شمالی را دنبال و واشنگتن را نیز به حرکت در این مسیر ترغیب می‌کند. با این حال، تفاوت‌های مهمی میان این دو وضعیت وجود دارد که انگیزه سئول برای تکرار تصمیم سال ۲۰۰۴ را کاهش می‌دهد.

نخست آنکه ایران عراق نیست. در حالی که عراق توانایی جدی برای مقاومت در برابر نیروهای نظامی آمریکا نداشت، ایران از ظرفیت قابل توجهی برای تحمیل هزینه در تنگه هرمز و فراتر از آن برخوردار است. همچنین کره‌جنوبی منافع بلندمدت اقتصادی، امنیت انرژی و دیپلماتیک خود را در حفظ روابط غیرخصمانه با ایران دنبال می‌کند.

علاوه بر این، برخلاف دولت رو مو هیون، لی جائه‌میونگ با کاخ سفیدی مواجه نیست که به‌طور رسمی کره‌شمالی را بخشی از «محور شرارت» تعریف کرده و نسبت به دیپلماسی رویکردی بدبینانه داشته باشد. ترامپ تاکنون سه بار با کیم جونگ اون، رهبر کره‌شمالی، دیدار داشته و در عمل نشان داده که او را طرفی قابل مذاکره می‌داند. آنچه سئول اکنون از واشنگتن می خواهد، صرفا تمایل به گفت‌وگو با پیونگ‌یانگ نیست؛ بلکه بازنگری جدی در سیاست آمریکا در قبال کره‌شمالی است.

چالش عدم اعتماد

لی جائه‌میونگ در مصاحبه اخیر خود با نیویورک‌تایمز تاکید کرد که پیونگ‌یانگ احتمالا تا زمانی که به شکلی ملموس شاهد کاهش خصومت‌های واشنگتن علیه خود نشود، به گفت‌وگو بازنخواهد گشت؛ تغییراتی مانند کاهش تحریم‌ها و اولویت دادن به همزیستی با یک کره‌شمالی هسته‌ای به جای تمرکز صرف بر خلع سلاح هسته‌ای.

معضل سئول این است که آیا می‌تواند به ترامپ برای اجرای چنین اصلاحات بزرگی در سیاست خارجی، از طریق هماهنگی دقیق با متحدان، اعتماد کند یا نه. اگر کره‌جنوبی اطمینان بیشتری نسبت به مدیریت اتحاد با آمریکا از سوی ترامپ داشت، استفاده از اعزام نیرو به تنگه هرمز به‌عنوان اهرمی برای تأثیرگذاری بر سیاست واشنگتن در قبال کره‌شمالی ممکن بود ارزش بررسی بیشتری داشته باشد. اما ترامپ، مدیری قابل پیش‌بینی برای اتحادهای آمریکایی نیست و همین مساله باعث می‌شود سئول تمایل کمتری به پذیرش ریسک‌های بزرگ داشته باشد.

در سال ۲۰۰۴، کره‌جنوبی با دولتی در آمریکا مواجه بود که ساختار تصمیم‌گیری آن نسبتا قابل پیش‌بینی‌تر بود و کارشناسان باتجربه سیاست خارجی مسئول هماهنگی‌های ائتلافی بودند. اما امروز سئول با ترامپ مواجه است؛ رئیس‌جمهوری که متحدان را عمدتا به‌عنوان کشورهایی می‌بیند که از حمایت آمریکا بهره‌مند شده‌اند، بدون آنکه به اندازه کافی در مقابل آن مشارکت کنند. از این منظر، هماهنگی ائتلافی برای ترامپ اهمیت کمتری دارد و او بارها بدون مشورت قبلی با متحدان، تصمیم‌های مهم درباره مسائل امنیتی و دیپلماتیک را از طریق شبکه‌های اجتماعی اعلام کرده است.

در نهایت، اعزام نیروی نظامی کره‌جنوبی برای حمایت از جنگ آمریکا علیه ایران، ریسکی بسیار بزرگ محسوب می‌شود. خطر گرفتار شدن در جنگی که دامنه جغرافیایی آن طی هفت ماه گذشته گسترش یافته، واقعی و قابل توجه است؛ در حالی که منافع احتمالی این اقدام نامشخص و حتی ممکن است ناچیز باشد. از منظر محاسبات راهبردی، تصمیم سئول برای رد چنین اعزامی قابل درک است.