سید محمدکاظم عابدی پژوهشگر مسائل بینالملل در یادداشتی به بررسی تحولات اخیر سیاسی و دیپلماتیک میان ایران و آمریکا پرداخت و تاکید کرد که «ایران و آمریکا- دیپلماسی از موضع اقتدار پایان محاصره و احترام به حقوق ایران، پیششرط توافق پایدار تهران برای توافقی متوازن و مبتنی بر تعهدات متقابل آمادگی دارد؛ اما رفع محدودیتهای دریایی، احترام به حقوق ایران و تضمین منافع اقتصادی کشور را پیششرط هرگونه تفاهم میداند.»
متن این یادداشت به شرح زیر است:
«در حالی که تلاشهای دیپلماتیک برای کاهش تنش میان ایران و آمریکا ادامه دارد، تحولات روزهای اخیر نشان میدهد که مسیر دستیابی به توافق همچنان با اختلافهای جدی مواجه است. خروج مذاکرهکنندگان ایرانی از دوحه، ادامه رایزنیهای میانجیگرانه قطر و طرح پیشنهادهایی برای تعیین چارچوب توافق، از باز بودن کانالهای دیپلماتیک حکایت دارد؛ با این حال، تهران تأکید کرده است که نمیتوان از ایران انتظار داشت پیش از رفع فشارها و پذیرش شروط اساسی خود، به تعهدات یکجانبه تن دهد.
پیشنهاد ایران؛ توافق مرحلهای، نه تعهد یکطرفه
بر اساس گزارشهای منتشرشده، طرح پیشنهادی ایران بر تعیین ترتیباتی مرحلهای برای کاهش تنش، پایان دادن به محاصره دریایی و بازگشایی تنگه هرمز متمرکز است. در این چارچوب، رفع محدودیتهای اعمالشده علیه بنادر و کشتیرانی ایران و فراهم شدن امکان عادی فعالیتهای تجاری، از موضوعات اصلی مورد توجه تهران به شمار میرود. منطق این پیشنهاد آن است که هرگونه اقدام ایران باید در برابر اقدام مشخص و قابل سنجش طرف مقابل انجام شود. از نگاه تهران، توافقی که صرفاً محدودیتهایی را متوجه ایران کند، بدون آنکه فشارهای اقتصادی و دریایی علیه کشور کاهش یابد، نمیتواند مبنای تفاهمی پایدار باشد. همچنین گزارشها حاکی از آن است که در پیشنهادهای مطرحشده، موضوعاتی مانند تسهیل فروش نفت ایران، لغو یا کاهش تحریمها و تعیین سازوکار اجرای تعهدات نیز مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، هنوز توافق نهایی اعلام نشده و جزئیات پیشنهادها در مرحله بررسی و تبادل نظر قرار دارد.
واشنگتن؛ دعوت به مذاکره در کنار تداوم فشار
یکی از موانع اصلی پیشرفت مذاکرات، تداوم فاصله میان پیامهای دیپلماتیک واشنگتن و اقدامات عملی آن است. از یک سو، مقامهای آمریکایی از امکان گفتوگو و دستیابی به تفاهم سخن میگویند و از سوی دیگر، فشارهای اقتصادی و محدودیتهای دریایی ادامه دارد. از نگاه ایران، این دوگانگی با منطق مذاکرات سازنده سازگار نیست. نمیتوان همزمان خواستار مذاکره بود و با ابزار فشار، هزینههای اقتصادی و امنیتی طرف مقابل را افزایش داد. چنین رویکردی نهتنها اعتماد لازم برای گفتوگو را تضعیف میکند، بلکه دستیابی به توافقی قابل اتکا را نیز دشوارتر میسازد. بنابراین، آزمون جدیت واشنگتن نه در اظهارات رسانهای، بلکه در آمادگی برای پذیرش تعهدات متقابل و پایان دادن به اقدامات محدودکننده علیه ایران خواهد بود.
بازدارندگی دفاعی؛ پشتوانه دیپلماسی
در شرایطی که تحولات نظامی و امنیتی همچنان بر فضای مذاکرات سایه انداخته است، مقامهای ایرانی بر آمادگی کشور برای دفاع از منافع و امنیت ملی تأکید کردهاند. مواضع اعلامشده از سوی مقامهای سیاسی و امنیتی ایران نیز نشان میدهد که تهران میان مسیر دیپلماسی و ضرورت حفظ توان دفاعی خود تعارضی قائل نیست. از دیدگاه ایران، دیپلماسی مؤثر زمانی شکل میگیرد که طرف مقابل از امکان تحمیل خواستههای یکجانبه ناامید باشد. حفظ آمادگی دفاعی، در این چارچوب، نه جایگزین مذاکره، بلکه عاملی برای جلوگیری از محاسبه اشتباه و فراهم کردن زمینه گفتوگو از موضع برابر تلقی میشود. در همین حال، هرگونه اقدام نظامی یا تشدید تنش میتواند روند دیپلماتیک را با اختلال جدی مواجه کند. از این رو، مسئولیت جلوگیری از بازگشت درگیریها، بهویژه بر عهده طرفی است که همزمان از مذاکره سخن میگوید و به اقدامات نظامی و فشارهای فزاینده متوسل میشود.
تنگه هرمز؛ موضوعی فراتر از اختلاف دوجانبه
تنگه هرمز صرفاً یک موضوع اختلافی میان تهران و واشنگتن نیست؛ این گذرگاه از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی و تجارت دریایی جهان به شمار میرود و تحولات آن بر بازار نفت، هزینه حملونقل و امنیت زنجیره تأمین بینالمللی اثر میگذارد. از این منظر، هرگونه ترتیبات پایدار درباره تنگه هرمز باید با در نظر گرفتن حقوق و منافع مشروع ایران و واقعیتهای امنیتی منطقه شکل بگیرد. نمیتوان انتظار داشت امنیت و جریان عادی تجارت دریایی بدون توجه به نگرانیهای امنیتی کشورهای ساحلی و بدون رعایت حقوق آنها تضمین شود. موضع تهران بر این اصل استوار است که بازگشت شرایط عادی کشتیرانی باید در چارچوب تفاهمی متقابل و همراه با پایان دادن به محدودیتهای اعمالشده علیه ایران انجام شود. چنین رویکردی میتواند از تبدیل تنگه هرمز به کانون دائمی تنش جلوگیری کند و به ثبات بازارهای انرژی کمک برساند.
نقش قطر؛ میانجیگری برای باز نگه داشتن مسیر گفتوگو
ادامه تلاشهای قطر برای انتقال پیامها و نزدیک کردن دیدگاههای دو طرف، نشاندهنده اهمیت میانجیگری منطقهای در شرایط کنونی است. گزارشها از رایزنیهای مقامهای قطری با طرفهای ایرانی و آمریکایی حکایت دارد؛ تلاشهایی که با هدف جلوگیری از تشدید تنش و فراهم کردن زمینه برای ادامه مذاکرات صورت میگیرد. نقش میانجی زمانی میتواند مؤثر باشد که به انتقال دقیق مواضع طرفین، کاهش سوءتفاهمها و نزدیک کردن دیدگاهها بر اساس اصل احترام متقابل محدود نماند و به شکلگیری تعهدات عملی منجر شود. از این جهت، ابتکارهای منطقهای برای کاهش تنش میتوانند مکمل تلاشهای دیپلماتیک باشند؛ مشروط بر آنکه حقوق و منافع ایران در روند گفتوگوها مورد توجه قرار گیرد.
منافع اقتصادی ایران؛ معیار سنجش هر توافق
برای ایران، توافق سیاسی زمانی ارزش عملی دارد که آثار آن در اقتصاد کشور قابل مشاهده باشد. رفع محدودیتهای صادرات نفت، کاهش موانع تجارت خارجی، عادیسازی فعالیت بنادر و کشتیرانی و تسهیل نقلوانتقال منابع مالی از جمله موضوعاتی هستند که باید در ارزیابی نتیجه مذاکرات مورد توجه قرار گیرند. تجربه توافقهای پیشین نیز نشان داده است که صرف اعلام تفاهم، بدون سازوکار اجرایی روشن و تضمین بهرهمندی اقتصادی، برای ایجاد اطمینان کافی نیست. از این رو، هر توافق احتمالی باید علاوه بر تعیین تعهدات سیاسی و امنیتی، زمانبندی مشخص، ضمانت اجرای قابل ارزیابی و آثار اقتصادی ملموس داشته باشد. در چنین چارچوبی، کاهش فشارهای اقتصادی نباید به وعدهای مبهم یا موکول به مراحل نامحدود آینده تبدیل شود. منافع اقتصادی ایران باید بخشی از متن و سازوکار اجرای توافق باشد، نه موضوعی حاشیهای که پس از انجام تعهدات ایران درباره آن تصمیمگیری شود.
توپ در زمین واشنگتن
تحولات اخیر نشان میدهد که راه دیپلماسی هنوز بسته نشده، اما دستیابی به توافق به تغییر رویکرد عملی واشنگتن وابسته است. ایران از اصل گفتوگو و دستیابی به تفاهمی متوازن استقبال میکند، ولی حاضر نیست تحت فشار نظامی و اقتصادی، حقوق و منافع ملی خود را نادیده بگیرد. پایان دادن به محدودیتهای دریایی، احترام به حقوق ایران، پذیرش تعهدات متقابل و فراهم کردن امکان بهرهمندی واقعی کشور از منافع اقتصادی توافق، عناصر اصلی هر تفاهم پایدار خواهند بود. در نهایت، انتخاب پیش روی واشنگتن روشن است: پذیرش مسیر توافقی مبتنی بر احترام و منافع متقابل، یا ادامه سیاست فشار با پذیرش هزینههای سیاسی، اقتصادی و امنیتی آن. از نگاه تهران، توافق زمانی امکانپذیر است که مذاکره جایگزین فشار شود و تعهدات دو طرف بهصورت متوازن و قابل سنجش اجرا گردد.