اجلاس آتی سازمان همکاری اقتصادی آسیا و اقیانوسیه در شنژن چین، به دلیل احتمال حضور همزمان شی جینپینگ، دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین، میتواند به رویدادی مهم در دیپلماسی جهانی تبدیل شود. شنژن با جایگاه برجسته در فناوری و تجارت، نماد قدرت اقتصادی و نوآوری چین است. دیدار احتمالی سه رهبر میتواند زمینه گفتوگو درباره رقابت قدرتهای بزرگ، آینده نظم جهانی و کنترل تسلیحات هستهای را فراهم کند.
در فوریه ۱۹۴۵، فرانکلین روزولت، ژوزف استالین و وینستون چرچیل در شهر یالتا گرد هم آمدند. جنگ جهانی دوم به پایان نزدیک میشد و قدرتهای پیروز در تلاش بودند نقشه نفوذ جهانی و قواعد نظم بینالمللی پس از جنگ را ترسیم کنند. اکنون، بیش از هشتاد سال بعد، شهر شنژن در جنوب چین ممکن است میزبان رویدادی باشد که از برخی جهات یادآور آن نشست تاریخی است. چین قرار است اجلاس سران سازمان همکاری اقتصادی آسیا و اقیانوسیه (APEC) را در روزهای ۱۸ و ۱۹ نوامبر ۲۰۲۶ برگزار کند؛ نشستی که احتمال حضور همزمان شی جینپینگ، دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین به آن اهمیتی فراتر از یک گردهمایی اقتصادی بخشیده است.
البته مقایسه شنژن با یالتا هنوز زودهنگام است. در سال ۱۹۴۵، پیروزی نظامی در یک جنگ جهانی مبنای تقسیم حوزههای نفوذ بود؛ اما امروز جهان با رقابتی پیچیده میان قدرتهای بزرگ روبهروست که علاوه بر عرصه نظامی، تجارت، فناوری، انرژی و نظام مالی را نیز دربر میگیرد. با این حال، یک وجه مشترک میان دو مقطع وجود دارد: قدرتهای بزرگ دریافتهاند که ادامه رقابت بدون قواعد و سازوکارهای کنترل، میتواند به بحرانی منجر شود که مهار آن از توان همه طرفها خارج باشد.
از مجمع اقتصادی تا محل گفتوگوی قدرتهای بزرگ
سازمان همکاری اقتصادی آسیا و اقیانوسیه در سال ۱۹۸۹، به ابتکار استرالیا تأسیس شد. هدف اولیه آن ایجاد چارچوبی برای گسترش تجارت، سرمایهگذاری و همکاری اقتصادی میان کشورهای منطقه اقیانوس آرام بود. این سازمان فعالیت خود را با ۱۲ عضو آغاز کرد و بهتدریج به ۲۱ اقتصاد عضو گسترش یافت. چین، هنگکنگ و تایوان در سال ۱۹۹۱ به آن پیوستند و در ادامه، دیگر اقتصادهای منطقه نیز به جمع اعضا اضافه شدند.
بر اساس دادههای این سازمان، اعضای سازمان همکاری اقتصادی آسیا و اقیانوسیه در سال ۲۰۲۴ حدود ۳۷ درصد جمعیت جهان، نزدیک به سه میلیارد نفر، را دربر میگرفتند و حدود ۶۱ درصد تولید ناخالص داخلی و ۴۶ درصد تجارت جهانی کالا و خدمات تجاری را به خود اختصاص میدادند. چین، آمریکا، روسیه، ژاپن، کره جنوبی، استرالیا، کانادا، مکزیک و کشورهای مهم جنوب شرق آسیا در میان اعضای آن قرار دارند. همین ترکیب، سازمان همکاری اقتصادی آسیا و اقیانوسیه را به بستری مهم برای ارتباط میان قدرتهای اقتصادی و سیاسی تبدیل کرده است. این سازمان برخلاف نهادهای بینالمللی دارای تعهدات الزامآور، بر توافق و همکاری داوطلبانه استوار است. همین انعطافپذیری امکان میدهد کشورهایی با نظامهای سیاسی و منافع راهبردی متفاوت، در یک چارچوب مشترک فعالیت کنند.
از سال ۱۹۹۳ نیز نشست سالانه رهبران اقتصادهای عضو برگزار شده و بهتدریج ابعاد سیاسی این مجمع گسترش یافته است. اجلاس شنژن سیوسومین نشست رهبران سازمان همکاری اقتصادی آسیا و اقیانوسیه و سومین میزبانی چین پس از شانگهای در سال ۲۰۰۱ و پکن در سال ۲۰۱۴ خواهد بود. همزمان، نشست مدیران اجرایی شرکتها نیز در روزهای ۱۷ و ۱۸ نوامبر برگزار میشود و انتظار میرود حدود هزار چهره سیاسی، اقتصادی و تجاری در آن شرکت کنند.
چرا شنژن؟
انتخاب شنژن برای میزبانی این اجلاس، پیامی فراتر از ملاحظات اجرایی دارد. این شهر که در اواخر دهه ۱۹۷۰ منطقهای کوچک در مرز چین بود، در سال ۱۹۸۰ به یکی از نخستین مناطق ویژه اقتصادی کشور تبدیل شد و در چارچوب سیاست اصلاحات و گشایش اقتصادی دنگ شیائوپینگ، مسیر تحول صنعتی و فناورانه را آغاز کرد. تولید ناخالص داخلی شنژن از حدود ۲۷۰ میلیون یوان در سال ۱۹۸۰ به بیش از ۳.۶۸ تریلیون یوان در سال ۲۰۲۴ رسید. حجم تجارت خارجی آن نیز در همین سال حدود ۴.۵ تریلیون یوان بود.
این شهر اکنون میزبان شرکتهای بزرگ فناوری و صنعت، از جمله هواوی، تنسنت، دیجیآی و بیوایدی است. بنابراین، شنژن برای پکن نماد گذار اقتصاد چین از تولید کمهزینه به سمت صنایع پیشرفته، نوآوری و اقتصاد دیجیتال محسوب میشود. قرار گرفتن این شهر در منطقه خلیج بزرگ، در کنار هنگکنگ و ماکائو، اهمیت آن را دوچندان میکند. این منطقه یکی از مهمترین مراکز صنعتی، تجاری و مالی چین است و نمونهای از پیوند میان قطبهای تولیدی و خدماتی به شمار میرود. چین با انتخاب شنژن میخواهد تصویری از توان اقتصادی و فناوری خود ارائه دهد و در شرایطی که حمایتگرایی و محدودیتهای تجاری در جهان افزایش یافته، از الگوی خود برای همکاری و گشایش اقتصادی دفاع کند.
شی، ترامپ و پوتین؛ سه قدرت در یک قاب
مهمترین عامل افزایش اهمیت سیاسی اجلاس، احتمال دیدار سهجانبه رهبران چین، آمریکا و روسیه است. کاخ سفید اعلام کرده بود که شی جینپینگ و دونالد ترامپ توافق کردهاند در نشستهایی که هر یک از طرفین میزبانی میکند، حضور داشته باشند؛ توافقی که نشان میدهد دو کشور، با وجود اختلافات گسترده، خواهان حفظ کانالهای ارتباطی هستند.
از سوی دیگر، یوری اوشاکوف، دستیار رئیسجمهور روسیه در امور خارجی، از احتمال دیدار سهجانبه پوتین، شی و ترامپ در حاشیه اجلاس شنژن سخن گفته است. وزارت خارجه چین نیز از مشارکت رئیسجمهور روسیه در نشست رهبران سازمان همکاری اقتصادی آسیا و اقیانوسیه استقبال کرده است. در صورت تحقق چنین دیداری، سه قدرت هستهای بزرگ جهان در یک مکان گرد هم خواهند آمد؛ کشورهایی که در اقتصاد جهانی، امنیت انرژی، موازنه نظامی و ساختارهای بینالمللی نقش تعیینکننده دارند.
برای پوتین، حضور در این اجلاس فرصتی برای نمایش تداوم نقش جهانی روسیه پس از جنگ اوکراین و تحریمهای گسترده غرب خواهد بود. مسکو طی سالهای اخیر تلاش کرده روابط خود را با چین، هند، کشورهای خلیج فارس و جنوب شرق آسیا گسترش دهد و از انزوای تحمیلشده از سوی غرب عبور کند. برای ترامپ نیز چنین دیداری میتواند فرصتی برای نمایش دستاورد دیپلماتیک باشد. او بارها از شایستگی خود برای دریافت جایزه نوبل صلح سخن گفته و تلاش کرده نقش خود را در حلوفصل منازعات بینالمللی برجسته کند.
پرونده هستهای؛ فرصتی برای توافق یا میدان تازه اختلاف؟
یکی از مهمترین موضوعاتی که ممکن است در دیدار احتمالی رهبران سه کشور مطرح شود، آینده کنترل تسلیحات هستهای است. با پایان اعتبار پیمان «استارت جدید» میان آمریکا و روسیه در فوریه ۲۰۲۶، ضرورت ایجاد چارچوب تازهای برای محدود کردن تسلیحات راهبردی بار دیگر مطرح شده است. دولت ترامپ خواهان مذاکرات گستردهتری است که چین را نیز دربر بگیرد. چنین رویکردی میتواند به معنای عبور از توافقهای دوجانبه سنتی و حرکت به سمت چارچوبی سهجانبه برای مدیریت رقابت هستهای باشد. با این حال، پکن نگاه متفاوتی به این مسئله دارد. چین معتقد است تفاوت در اندازه زرادخانههای هستهای و سطح توسعه توان نظامی طرفها باید در هرگونه مذاکره مورد توجه قرار گیرد. از این رو، نشست شنژن ممکن است فرصتی برای آغاز گفتوگو درباره کاهش خطرات هستهای باشد، اما دستیابی به توافقی عملی به اعتماد متقابل، تضمینهای قابل راستیآزمایی و در نظر گرفتن نگرانیهای امنیتی هر سه طرف نیاز دارد.
در کنفرانس یالتا، موازنه نظامی پس از جنگ جهانی دوم مبنای تصمیمگیری قدرتهای پیروز بود. اما امروز هیچ کشوری نمیتواند بهتنهایی قواعد نظم جهانی را بر دیگران تحمیل کند. چین قدرتی بزرگ در اقتصاد و فناوری است، آمریکا همچنان از نفوذ نظامی و مالی گسترده برخوردار است و روسیه نیز با وجود فشار تحریمها، توان هستهای و نظامی قابلتوجهی دارد.
جهان امروز نیز با دوران یالتا تفاوت اساسی دارد. قدرت فقط با توان نظامی سنجیده نمیشود؛ کنترل فناوری، زنجیرههای تأمین، انرژی، دادهها و بازارهای مالی نیز به ابزارهای تعیینکننده نفوذ تبدیل شدهاند. بنابراین، شاید شنژن یالتای دیگری نباشد، اما میتواند آزمونی برای سنجش توانایی قدرتهای بزرگ در ایجاد قواعد تازه برای مدیریت رقابت باشد.