تبعات حمله اتمی به ایران

  پیامدهای پرتوزای چنین اقدامی می‌تواند کشورهای خلیج فارس را نیز تهدید کند و واکنش روسیه و چین، بحران را به سطح بین‌المللی گسترش دهد. جمع‌بندی مقاله این است که حمله نظامی نه‌تنها تغییر نظام سیاسی ایران را تضمین نمی‌کند، بلکه ممکن است بحرانی تاریخی برای منطقه و جهان رقم بزند.

در شرایطی که تنش‌های منطقه‌ای و تهدیدهای دونالد ترامپ نگرانی‌ها درباره احتمال تشدید جنگ علیه ایران را افزایش داده است، استفاده از سلاح هسته‌ای نه‌تنها با موانع نظامی و سیاسی روبه‌رو است، بلکه می‌تواند پیامدهایی فراتر از مرزهای ایران و حتی متحدان آمریکا در خلیج فارس داشته باشد.

 

فضای بین‌المللی و منطقه‌ای به نقطه‌ای حساس رسیده است؛ جایی که خطوط قرمز راهبردی با رویکرد غیرقابل پیش‌بینی کاخ سفید درهم آمیخته‌اند. دونالد ترامپ نیز چند روز پیش اعلام کرد که در صورت لزوم ممکن است به شدیدترین اقدامات متوسل شود و جان شمار زیادی از ایرانیان را بگیرد.

بااین‌حال، استفاده از سلاح‌های کشتار جمعی یا حمله هسته‌ای به ایران صرفاً با موانع تاکتیکی روبه‌رو نیست. بازدارندگی متقابل، ملاحظات ژئوپلیتیکی و قواعد بین‌المللی، همگی چنین تصمیمی را با هزینه‌هایی سنگین مواجه می‌کنند. خاطره بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی در پایان جنگ جهانی دوم، که بنا بر برآوردها بین ۱۵۰ تا ۲۴۶ هزار کشته بر جای گذاشت، همچنان سایه سنگینی بر هرگونه بحث درباره استفاده از سلاح هسته‌ای دارد.

ملاحظات داخلی آمریکا و محدودیت‌های ترامپ

تصمیم‌گیری در واشنگتن تحت تأثیر اختلافات داخلی و رقابت نهادهای سیاسی قرار دارد. پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات میان‌دوره‌ای و افزایش نفوذ آنان در هر دو مجلس کنگره می‌تواند از ابتدای سال آینده به ایجاد محدودیت‌های قانونی و نظارتی در برابر ماجراجویی نظامی یک‌جانبه دولت منجر شود. هرچند ترامپ به نمایش قدرت نظامی تمایل دارد، نهادهای حکومتی آمریکا می‌دانند که حمله به ایران عملیات ساده‌ای نخواهد بود و با موانع قانون اساسی، مالی و نظامی روبه‌رو می‌شود.

از سوی دیگر، هدفی که سال‌ها مورد توجه جریان‌های جنگ‌طلب در واشنگتن و تل‌آویو بوده یعنی تغییر نظام سیاسی ایران، لزوماً با حملات هوایی یا حتی استفاده محدود از سلاح هسته‌ای محقق نخواهد شد. تجربه نشان داده است که فشار خارجی و حملات نظامی ممکن است در برخی شرایط به تقویت انسجام ملی و افزایش مقاومت داخلی منجر شود.

نویسنده برای تأیید این ارزیابی به کارزار «فدایی ایران» اشاره می‌کند؛ طرحی که به گفته برگزارکنندگان، از سپتامبر گذشته برای سازمان‌دهی مشارکت داوطلبانه و ایجاد چارچوب‌های مردمی دفاعی آغاز شده و بیش از ۳۰ میلیون نفر در آن ثبت‌نام کرده‌اند. همچنین به باور نویسنده، ایران طی دو سال گذشته در برابر فشارهای نظامی و اقتصادی آمریکا و اسرائیل مقاومت کرده و این تجربه می‌تواند بر محاسبات طرف مقابل اثر بگذارد.

 

نتایج انتخابات آمریکا نیز عامل دیگری در محاسبات ترامپ خواهد بود. افزایش قیمت سوخت و انرژی در بازار آمریکا و اختلال در زنجیره تأمین و حمل‌ونقل دریایی، از جمله پیامدهایی بود که به نارضایتی رأی‌دهندگان دامن زد. خود ترامپ نیز به تأثیر این مسائل بر نتیجه انتخابات اذعان کرده است. بنابراین، ادامه جنگ می‌تواند هزینه سیاسی بیشتری برای دولت او ایجاد کند.

خطرناک‌ترین سناریو، عبور واشنگتن از خطوط قرمز مربوط به استفاده از سلاح هسته‌ای است. پیامدهای زیست‌محیطی و پرتوزای چنین اقدامی الزاماً به خاک ایران محدود نخواهد ماند و ممکن است کشورهای همسایه از جمله متحدان سنتی آمریکا در خلیج فارس را نیز تحت تأثیر قرار دهد. حمله هسته‌ای یا هدف قرار دادن تأسیسات هسته‌ای ایران از جمله نیروگاه بوشهر، می‌تواند در شرایط خاص به انتشار مواد رادیواکتیو منجر شود. دامنه آلودگی به نوع حمله، محل تأسیسات آسیب‌دیده، شرایط جوی و جهت وزش باد بستگی دارد.

ایزوتوپ‌هایی مانند سزیم-۱۳۷ و ید-۱۳۱ از جمله موادی هستند که انتشار آن‌ها می‌تواند پیامدهای جدی و طولانی‌مدت برای سلامت انسان و محیط زیست داشته باشد. چنین وضعیتی ممکن است منابع آب و غذا، زیرساخت‌های اقتصادی و زندگی میلیون‌ها نفر در منطقه را تهدید کند. به همین دلیل، کشورهای عربی خلیج فارس نیز در صورت وقوع چنین فاجعه‌ای در معرض خطر قرار می‌گیرند؛ حتی اگر مستقیماً در جنگ مشارکت نداشته باشند.

واکنش روسیه و چین و احتمال گسترش بحران

در سطح بین‌المللی نیز بعید است روسیه و چین استفاده از سلاح هسته‌ای علیه ایران را صرفاً یک تحول نظامی معمولی تلقی کنند. عبور از تابوی هسته‌ای که از سال ۱۹۴۵ شکل گرفته، می‌تواند نظام عدم اشاعه هسته‌ای را با بحرانی جدی روبه‌رو کند و دیگر کشورها را به بازنگری در محاسبات امنیتی خود سوق دهد. از نگاه نویسنده، چنین اقدامی احتمالاً مسکو و پکن را به تقویت حمایت سیاسی و راهبردی از تهران سوق خواهد داد؛ هرچند دامنه و شکل این حمایت به منافع و محاسبات مستقل هر دو قدرت بستگی دارد.

در همین حال، ایران نیز از طریق میانجی‌ها از جمله قطر، پیام داده است که حمله گسترده یا تهدید موجودیت کشور با واکنشی غیرمتعارف روبه‌رو خواهد شد. به روایت نویسنده، تهران هشدار داده است که در چنین شرایطی ممکن است شریان‌های انرژی جهان و منافع قدرت‌های مهاجم در منطقه و حتی خارج از آن هدف قرار گیرند. این موضع نشان می‌دهد که هرگونه حمله گسترده می‌تواند دامنه درگیری را از مرزهای ایران فراتر ببرد و منافع اقتصادی و امنیتی بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی را درگیر کند.

واشنگتن در برابر انتخابی دشوار

در نهایت، دولت آمریکا با بن‌بستی راهبردی مواجه است: نه به‌سادگی می‌تواند بدون هزینه سیاسی از بحران خارج شود و نه قادر است به‌راحتی اهداف خود درباره آینده نظام سیاسی ایران یا کنترل تنگه هرمز را تحمیل کند. از نگاه نویسنده، راه منطقی کاهش تنش و پذیرش این واقعیت است که ایران قدرتی تثبیت‌شده در منطقه است و تغییر نظام سیاسی آن با فشار نظامی به‌آسانی امکان‌پذیر نیست.

بااین‌حال، غیرقابل پیش‌بینی بودن تصمیم‌های ترامپ همچنان احتمال سناریوهای خطرناک را منتفی نمی‌کند. بازدارندگی منطقه‌ای، خطر انتشار مواد رادیواکتیو، واکنش احتمالی روسیه و چین و پاسخ ایران، همگی عواملی هستند که حمله هسته‌ای را به قماری با پیامدهای غیرقابل کنترل تبدیل می‌کنند؛ قماری که ممکن است بیش از آنکه به تغییر نظام سیاسی ایران بینجامد، نظم منطقه‌ای و بین‌المللی را با بحرانی تاریخی روبه‌رو سازد.