بهار عربی و خزان شبکه خبری الجزیره

به گزارش ايسنا، بهار عربي به زودي نخستين سالگرد خود را جشن خواهد گرفت. جنبش مردمي در شمال آفريقا و خاورميانه رهايي مردم اين كشورها را از زير فشار ديكتاتوريهاي چند دههاي به دنبال داشت. بدون ترديد رسانهها نقشي برجسته در شكوفايي حركتهاي مردمي داشته و دارند. پايگاه اينترنتي روزنامه آلماني "ولت" به نقش، جايگاه و عملكرد شبكه خبري "الجزيره" در بهار عربي نگاه موشكافانهاي انداخته و مينويسد، الجزيره شبكه انقلاب عربي است اما در مورد خيزشهاي مردمي نگاه و موضعي دوگانه دارد.

ولت آنلاین در گزارش خود که «الجزیره، شبکه انقلاب عربی» عنوان دارد، می‌نویسد: «الجزیره ۱۵ ساله می‌شود در حالی که هیچ‌گاه همانند امروز مهم و تاثیرگذار نبوده است. با این همه بهار عربی می‌تواند مقدمات غروب درخشش این شبکه را فراهم کند.

خیزش مصر، نخستین انقلابی است که به طور زنده از تلویزیون پخش می‌شد. شبکه قطری الجزیره ۱۸ روز تمام بی‌وقفه[رخدادهای] میدان " التحریر " قاهره را نشان داد و به طور عمده تریبون تظاهرکنندگان جوان شده و حتی از جنایت‌های مزدوران وابسته به رژیم[مبارک] فیلمبرداری می‌کرد. زبان تصویر گویا و بی‌رحم بود: اینجا تاریخ رقم می‌خورد و الجزیره به طور زنده حضور دارد.

چند هفته پیش[از رخدادهای میان التحریر قاهره] این شبکه از تصاویر ویدیویی یک زن وبلاگ‌نویس بهره گرفت تا از بروز انقلاب در تونس گزارش دهد. " لینا ام‌هنادی " از صحنه‌های خودسوزی سبزی فروشی به نام محمد بوعزیزی فیلمبرداری کرده و آن‌را روی صفحه " فیس‌بوک " خود قرار داد. الجزیره این داستان را به دست گرفت و به این ترتیب توجه همگان را به این رخداد جلب کرد؛ در غیر این صورت خبر عمل بوعزیزی هیچ گاه به گوش کسی نمی‌رسید.

در منطقه‌ای که تلویزیون رسانه راهبر است و کمتر از یک سوم مردم به اینترنت دسترسی دارند، تنها این‌گونه می‌توان اکثریت را از آن خود کرد. الجزیره در ۱۵ سالی که از فعالیتش می‌گذرد، به مهم‌ترین رسانه دنیای عرب تبدیل شده است.

آغاز کار آرام و فروتنانه بود: به دنبال شکست پروژه شبکه خبری BBC در منطقه، امیر قطر در سال ۱۹۹۶ شبکه تلویزیونی خود را بنا کرد. الجزیره نام خود را از شبه جزیره عرب وام گرفت. " شیخ حمد بن خلیفه آل ثانی " ۱۷ کارمند و خبرنگار اخراجی BBC را به کار گرفت و در ادامه دخالت در سیاست عربی به اصل و قانون این شبکه تبدیل شد.

بیش از همه گفت‌وگوهای جنجالی که ریشه در الگوهایی آمریکایی داشت، با اقبال فراوان بینندگان روبه‌رو شد. آرا و عقاید و متضادشان نزد افکار عمومی به بحثگذاشته می‌شد؛ چیزی که دنیای عرب هرگز به خود ندیده بود. تا به آن روز تنها دیدگاه‌های CNN و BBC به یاد می‌آمد ولی فرستنده قطری همتایان غربی خود را با فاصله‌ای زیاد جا گذاشت و به این ترتیب در دوران بوش رویکرد دوگانه سیاست خارجی آمریکا را بسیار زیبا به نمایش درآورد.

الجزیره تا پیش از سال ۲۰۰۱ تنها " مزاحم " و " ماشین تبلیغاتی " در نظر گرفته می‌شد اما از آن پس رقیب جدی شبکه‌های قدیمی شد. الجزیره به دنبال حمله‌های یازده سپتامبر ۲۰۰۱ تنها شبکه‌ای بود که در افغانستان دفتر داشت و با تصاویر جنگ که حتی CNN هم آنها را از این شبکه خبری خریداری کرد، افکار عمومی جهانی را در جریان رخدادها قرار می‌داد.

در مارس ۲۰۰۳ شروع جنگ عراق به تصویر کشیده شد و الجزیره به صورت اینترنتی و به زبان انگلیسی گزارش‌های خود را آنلاین به مخاطبان عرضه می‌کرد. این شبکه با این گام درهای خود را به روی دنیای غرب باز کرد؛ اگر چه گزارش‌های انگلیسی هرگز برگردان تنهای گزارش‌های عربی نبودند.

به عنوان نمونه اگر بخش عربی یک بمب‌گذار انتحاری را همچنان " شهید " می‌خواند، بخش انگلیسی اغلب تنها عنوان " کشته‌شدگان " را برای آنها به کار می‌برد. موضوع‌یابی برنامه‌ها نیز به گونه دیگری بود. در حالی که وب سایت عربی شمال آفریقا و شبه جزیره عرب را در کانون توجه خود قرار می‌داد، وب سایت انگلیسی مخاطبان جهانی خود را مد نظر داشت.

از ۱۵ سال پیش این شبکه خبری که عمده بودجه‌اش را از امیر قطر می‌گیرد، در واقعیت درون و بیرون منطقه دگرگونی ایجاد کرده است. " مصطفی سواق "، رییس بخش خبر الجزیره می‌گوید: " خانواده سلطنتی به عنوان منبع مالی مانع تجاری شدن شبکه می‌شود و از پذیرش اجباری آگهی‌ها جلوگیری می‌کند. "

با این همه این کار پیش‌شرطی برای خبرنگاری مستقل نیست. گزارش از انقلاب‌ها در تونس و مصر به شکلی فزاینده در مخالفت با رژیم‌های حاکم بود و حتی می‌توان آنها را یک سویه و به نفع انقلابیون و برنامه آنها دانست.

این جانبداری به ویژه در مورد لیبی واضح بود. رابطه امیر قطر و معمر قذافی، دیکتاتور سرنگون شده لیبی تیره و تار بود. از قرار معلوم شیخ " الثانی " پیشاپیش شورشیان را با پول، صلاح و مواد منفجره تجهیز کرده بود. زمانی که شیپور جنگ نواخته شد، لیبی به موضوع اصلی برنامه‌های شبکه تبدیل شد. هر جابه‌جایی ارتش، تغییر جبهه و… به صورت زنده پیگیری می‌شد.

از همین روز این انتقاد مطرح شد که شبکه خودش محتواسازی می‌کند. گزارش‌ها از مزدوران سیاهپوست قذافی سروصدای زیادی را به پا کرد. گزارش‌هایی که بر اساس ادعاهای شورای انتقالی لیبی تهیه شد و بعدها بی‌پایه و اساس و تنها جنجال رسانه‌ای از آب درآمدند.

اعتبار الجزیره به عنوان صدای مستقل جهان عرب به واسطه پنهان‌کاری بارز انقلاب بحرین خدشه‌دار شد؛ انقلابی که از سوی این شبکه تنها " ناآرامی‌هایی با پس‌زمینه‌های مذهبی " توصیف شد. این دوگانگی رفتار دلیلی داشت: بحرین همانند قطر در شورای همکاری خلیج[فارس] عضویت دارد و از همین رو از گزارش‌های انتقادی در امان است.

بدون تردید الجزیره نسیمی تازه به سرزمین‌های رسانه‌های عربی نواخت ولی این شبکه زیر فشار سیاست قرار دارد. همیشه حرف آخر را درباره محتوای برنامه‌ها امیر قطر می‌زند و اگر وی دستوری صادر کند، خبرنگاران الجزیره آماده اطاعت و فرمانبرداری هستند.

از قضا "بهارعربي" كه الجزيره آن را با گزارشهايي به پيش رانده بود، ميتواند مقدمه سقوط اهميت اين شبكه را فراهم كند: پيش از اين مردم براي رهايي از تبليغات دولتي به اين شبكه نياز داشتند اما چنانچه ساختارهاي دموكراتيك و گزارشهاي آزاد در منطقه حاكم شود، الجزيره در آينده به ناچار بايد نقش و جايگاهش را با رسانهها و وبلاگنويسهاي بسياري به اشتراك بگذارد.