جوان آنلاین: بخشي از اصلاحطلبان كه با راهبرد مشخص وارد عرصه انتخابات مجلس نهم شده بودند و از ابتدا در قالب مشاركت مشروط، به دنبال وزنكشي خود و امتيازگيري از نظام در اين انتخابات بودند، به يكباره با آغاز ثبتنامها، مسير خود را با رويكرد عدم ورود به عرصه فعاليت انتخاباتي تغيير دادند و همسو با جريان لندننشين فتنه، سخن از عدم حضور در انتخابات مجلس نهم راندند تا آنجا كه ثبتنام طيف معتدل اين جريان همچون جريان مردمسالاري، عصبانيت افراطيون را به دنبال داشت.
پرخاش خاتمی نسبت به ثبت نام خواهرزاده‌اش محمدرضا تابش به نقل از سایت جرس، مصداق روشنی از قیمومیت برخی طیف‌‌های افراطی اصلاحات نسبت به دیگر طیف‌های اصلاح‌طلبان بود؛ عارضه‌ای که پیشتر منجر به فروپاشی اصلاح‌طلبان در سال‌های گذشته شده بود.
صرف‌نظر از رفتارهای افراطی و قیم‌مآبانه طیفی از اصلاح‌طلبان داخلی همچون خاتمی و عناصر خود‌فروخته و لندن‌نشین آنها، همواره این سؤال مطرح است که چرا افراطیون اصلاح‌طلب با فرض اینکه شعار عدم مشارکت یا تحریم آنها واقعیت داشته باشد، به یکباره بحثتحریم انتخابات یا حداقل عدم مشارکت را مطرح کردند. هرچند برخی قرائن و شواهد حکایت از حرکت چراغ‌خاموش آنها در انتخابات مجلس نهم دارد و حداقل آنها با شناسایی بیش از ۸۰۰ کاندیدا در بیش از ۱۲۰ حوزه انتخابیه برای دستیابی به کرسی‌های مجلس تلاش زیادی می‌کنند، اما با فرض خط عدم مشارکت و احیاناً تحریم، به دنبال چرایی این راهبرد توسط اصلاح‌طلبان هستیم که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱ - سران فتنه و عاملان حوادثپس از انتخابات ریاست‌جمهوری که نظام را در آن مقطع متهم به سرکوبگری و… می‌کردند، در صورت حضور در عرصه رقابت‌ها پاسخی برای اقدامات افراطی گذشته و توجیه هواداران خود ندارند.

۲ - حوادثو تحولات دو سال گذشته و فتنه اخیر سبب شده است که سازمان رأی و ساختار جریان موسوم به اصلاحات از هم پاشیده شود و آنها نه تنها ظرفیت یک فراخوان گسترده اجتماعی را در خود نمی‌بینند، بلکه احساس می‌کنند حتی قادر به تشکیل یک اجتماع قابل‌اتکا‌ نیستند. لذا ترجیح داده‌اند هزینه‌ این ریزش‌ها را تحت پوشش عدم فراهم شدن زمینه حضور در انتخابات، بر نظام تحمیل کنند.

۳ - اگرچه تحریم و عدم حضور در صحنه رقابت‌های انتخاباتی می‌تواند به مفهوم خودزنی یک جریان فعال سیاسی باشد، اما آنها باخت در انتخابات را نسبت به عدم مشارکت، برای خود پرهزینه‌تر می‌دانند، لذا در انتخاب این دو مسیر، عدم مشارکت را برگزیده‌‌اند تا از آن طریق بتوانند هزینه‌های بیشتری را بر نظام تحمیل کنند. مردم تهران فراموش نکرده‌اند که این طیف به رغم حضور فعال در انتخابات مجلس هشتم و معرفی یک لیست ۳۰ نفره، تنها موفق به فرستادن یک نفر(علیرضا محجوب) به مجلس در مرحله دوم شدند که دلیل پیروزی او نیز به عوامل دیگری بازمی‌گشت. جالب اینکه محجوب در انتخابات پیش رو نیز مسیر خود را کاملاً از طیف افراطیون جدا کرده است.

۴ - بخشی از آرای نامزدهای این طیف در انتخابات دهم ریاست جمهوری حاصل تلاش‌های برخی افراد فعال و افراطی این جریان برای دوقطبی‌سازی و هیجانی ساختن فضای انتخابات بود که اکنون اغلب آنها با پناهندگی به امریکا و انگلیس به مجریان دست چندم رسانه‌های ضد انقلاب تبدیل شده‌اند و به دلیل برخی اقدامات، آبرویی برای این جریان و حتی مردمی که در انتخابات ریاست جمهوری بنا به دلایلی به کاندیدای آنها در انتخابات ریاست‌جمهوری دهم رأی داده بودند، نگذاشته‌اند.

۵ - جریان موسوم به اصلاحات هیچ امیدی برای کسب اکثریت در انتخابات مجلس ندارد و تصور می‌کند که اقلیت کنونی نیز با همان آرای سنتی مردم در حوزه‌های انتخابیه قادر به کسب رأی برای تشکیل فراکسیون اقلیت مجلس نهم نیز خواهد بود، لذا راهبرد آنها به ویژه در تهران و شهرهای بزرگ بر زمینه‌سازی برای کاهش مشارکت اجتماعی استوار شده است.

۶ - جریان مذکور راهبرد عدم مشارکت را بهترین بستر برای تشدید فشارهای حقوق بشری غرب علیه ایران می‌داند. این رفتار را در اعلام مواضع، سخنرانی‌ها و بیانیه‌های منتشر شده از سوی این جریان به سهولت می‌توان دریافت. چنین مواضعی کاملاً همسو با اقدامات دشمنان خارجی درباره انتخابات ایران است.

۷ - عناصر افراطی این جریان با اتخاذ این راهبرد تلاش دارند تا همچنان حمایت بیگانگان را به عنوان قوی‌ترین اپوزیسیون داخلی برای خود حفظ کنند تا در صورت ایجاد فرصت مناسب به زعم خود دست بیگانگان در انتخاب آلترناتیو داخلی خالی نباشد.
در اين زمينه اگر چه به شاخصههاي ديگري نيز ميتوان اشاره كرد اما همانگونه كه افراطيون اين جريان در انتخابات گذشته با سناريوي تقلب كوشيدند تا انتقام ادبار اجتماعي مردم به آنها را با غائلهآفريني از نظام بگيرند، در اين انتخابات نيز ميكوشند تا با سناريوي عدم مشاركت و تحريم به زعم خود كاهش مشاركت اجتماعي در انتخابات نهم را زمينهسازي كنند كه با توجه به شناختي كه از ملت ايران و وفاداري آنها به نظام مقدس جمهوري اسلامي داريم، چنين آرزويي كه افراطيون اصلاح طلب و دشمنان خارجي بتوانند با اتخاذ برخي سناريوهاي سوخته، مردم را از حضور در عرصه انتخابات دلسرد كنند، توهمي بيش نيست.