زن سالمند قربانی اسیدپاشی شبانه شد

کارآگاهان پلیس درتعقیب مردان ناشناس نقابداری هستند که پس از اسیدپاشی به زن 73 ساله ثروتمند درغرب تهران، ازمحل حادثه گریخته‌اند.

مرد ناشناسی که کلاه موتورسواری به سر داشت ناگهان از پشت سطل آشغال بیرون پرید و همزمان با او مرد دیگری که او نیز کلاه به سر داشت سوار بر موتور به او نزدیک شد. آنها درچشم به هم زدنی، ظرف اسید را به سروصورت زن سالمند پاشیده وبعد هم سواربر موتورسیکلت متواری شدند.

با صدای فریادهای «سوختم، سوختم» فرنگیس، اهالی محل به کمکش شتافته و همزمان با ریختن آب به سروصورت زن نگون بخت، با اورژانس تماس گرفتند.دقایقی بعد هم زن 73 ساله به بیمارستان منتقل شد و تحت درمان قرار گرفت.


به دنبال این واقعه هولناک، دختر و پسر این زن به دادسرای جنایی تهران رفته وهمزمان با تسلیم شکایتی خواهان دستگیری عاملان اسیدپاشی شدند. پسر فرنگیس در تحقیقات به بازپرس محسن مدیر روستا گفت: «مستأجر قبلی‌مان با مادرم مشکل داشت و حتی 4 بار به من سوء قصد شده است. پارسال یکبار خانه‌مان هدف سرقت قرارگرفت که مدارک مختلف ازجمله یک وکالت نامه مهم به همراه مدارک پزشکی به سرقت رفت. مدتی بعد از این ماجرا، بهزاد، مستأجری که به او مظنون هستیم چهارماشین بدون اجازه مادرم درپارکینگ خانه پارک کرد.پس ازآن مادرم به سراغ مستأجرمان رفت و از او گلایه کرد اما بهزاد گفته بود به‌دلیل اینکه در کار خرید و فروش ماشین است، خیلی سریع ماشین‌ها را می‌برد.

اما همان موقع ناگهان عصبانی شده و مادرم را تهدید کرد که خانه را به آتش می‌کشد و... اما این تمام ماجرا نبود، چند روز بعد از این اتفاق یک نفر کارتن پر از مواد اشتعالزا داخل پارکینگ خانه گذاشته و 4 شیر فلکه کنتور گاز داخل پارکینگ را هم باز کرده بود. من به محض ورود به خانه متوجه بوی گاز شدم و مواد اشتعالزا را هم دیدم که داخل پارکینگ است. قسمتی از پارکینگ را آتش زده بودند و اگر بموقع نمی‌رسیدم معلوم نبود چه اتفاقی برایم رخ می‌داد.

مرد جوان ادامه داد: به غیر از این ماجراهای عجیب، دو مرتبه دیگر هم ازسوی مرد موتورسواری در خیابان هدف سوء قصد قرارگرفته ام. اما در میان تمام این گرفتاری ها، پارسال برایم پاپوش درست کردند و مرا بی‌گناه به زندان انداختند. مغازه تولیدی کفشم در بازار است، پارسال داخل مغازه نشسته بودم که مأموران کلانتری 109 بهارستان به سراغم آمدند و گفتند باید مغازه رابازرسی کنند. من هم از همه جا بی‌خبر موافقت کردم. هنگام گشتن مغازه، کیفی را پیدا کردند که داخل آن 27 گرم ماده مخدر« شیشه» داخل‌اش بود. هر چه اصرار کردم که کیف و مواد برای من نیست کسی باور نکرد. بعد هم به خاطر مواد مخدر به زندان افتادم و الان هــــــــــــم با وثیقه بیرون هستم. البته مدت هاست که من ومــــــــــــادرم اس‌ام اس‌های تهدید آمیزی دریافت می‌کنیم!»

به‌دنبال اظهارات مرد میانسال وتحقیق ازمادرش دربیمارستان، بازپرس جنایی به تیمی ازکارآگاهان مأموریت داد عاملان این حادثه عجیب ومرموز را شناسایی ودستگیرکنند تا ابهام‌های موجود درپرونده برطرف شود.