
رژیم صهیونیستی در دهههای اخیر با چالشهای داخلی متعددی مواجه بوده که ساختار سیاسی، انسجام اجتماعی و هویت جعلی آن را بهطور جدی تهدید کرده است.
این اختلافات، که ریشه در عوامل تاریخی، ایدئولوژیک، مذهبی، قومیتی و اقتصادی دارند، در دورههای بحرانی مانند بیثباتیهای سیاسی و شکنندگی کابینهها، انتخاباتهای پیاپی، اصلاحات قضایی و منازعات منطقهای بهویژه جنگ غزه ( از اکتبر ۲۰۲۳)، به اوج خود رسیدهاند.
این نوشتار با رویکردی دقیق به تحلیل ریشهها، نمودهای اخیر و پیامدهای این اختلافات میپردازد و با استناد به منابع معتبر، تصویری جامع از وضعیت کنونی رژیم صهیونیستی ارائه میدهد.
۱.ریشههای اختلافات داخلی
اختلافات داخلی رژیم صهیونیستی را میتوان در چهار محور اصلی بررسی کرد: ایدئولوژیک، مذهبی-سکولار، قومیتی و اقتصادی.
۱.۱.شکافهای ایدئولوژیک
از زمان تأسیس رژیم صهیونیستی در ۱۹۴۸، شکاف میان جناحهای سیاسی یکی از عوامل اصلی تنش بوده است. جناح راست، به رهبری احزابی مانند لیکود و جریانهای صهیونیسم مذهبی، بر سیاستهای امنیتی سختگیرانه، گسترش شهرکسازی در کرانه باختری و تأکید بر هویت یهودی رژیم تمرکز دارند.
در مقابل، احزاب میانهرو مانند یش عاتید، به راهحلهای دیپلماتیک با فلسطینیها و حفظ تعادل میان دموکراسی و هویت ملی متمایلاند. فروپاشی احزاب چپگرا در اواخر قرن بیستم، این شکاف را به تقابل میان راست میانه و راست افراطی تبدیل کرده است. برای مثال، سیاستهای ایتمار بنگویر و اسموتریچ رهبران راست افراطی، در حمایت از خشونت شهرکنشینان علیه فلسطینیها، به تشدید تنشهای داخلی و خارجی منجر شده است.
۱.۲.دوقطبی مذهبی-سکولار
یکی از جدیترین چالشهای اجتماعی رژیم صهیونیستی، تنش میان یهودیان حریدی (فوقارتدوکس) و جمعیت سکولار یا مذهبی-ملیگرا است. حریدیها که حدود ۱۳ درصد جمعیت را تشکیل میدهند، به دلیل معافیت از خدمت سربازی و وابستگی به یارانههای دولتی، مورد انتقاد گسترده سکولارها قرار دارند.
این معافیت، که ریشه در توافقات اولیه تأسیس رژیم دارد، به یکی از عوامل اصلی اختلاف تبدیل شده است. در سال ۲۰۲۵، تهدید احزاب حریدی مانند شاس و یهودیت توراتی متحد برای خروج از ائتلاف بنیامین نتانیاهو بر سر اصلاح قانون خدمت سربازی، بیثباتی سیاسی را تشدید کرد. این تنشها همچنین به دوقطبیسازی اجتماعی منجر شده، بهطوریکه سکولارها حریدیها را بهعنوان باری بر اقتصاد و امنیت ملی میبینند.
۱.۳.شکافهای قومیتی
شکاف میان یهودیان اشکنازی (اروپاییتبار) و سفاردی (خاورمیانهایتبار) و همچنین میان یهودیان و اعراب اسرائیلی (حدود ۲۰ درصد جمعیت) یکی دیگر از عوامل تنش است. اعراب اسرائیلی، که اغلب با تبعیض سیستماتیک مواجهاند، در سالهای اخیر نقش فعالتری در سیاست ایفا کردهاند. برای مثال، حزب رام در مذاکرات ائتلافی ۲۰۲۱ و ۲۰۲۵ نقش کلیدی داشت. این فعالشدن سیاسی، اگرچه به افزایش نمایندگی اعراب منجر شده، اما واکنش منفی راستگرایان را برانگیخته که آن را تهدیدی برای هویت یهودی رژیم میدانند. شکاف اشکنازی-سفاردی نیز، هرچند در مقایسه با گذشته کاهش یافته، همچنان در توزیع منابع و فرصتها نمود دارد.
۱.۴.عوامل اقتصادی
نابرابری اقتصادی و افزایش هزینههای زندگی، بهویژه در شهرهای بزرگی مانند تلآویو، به نارضایتی عمومی دامن زده است. جنگهای مداوم، از جمله جنگ غزه، فشارهای اقتصادی را تشدید کرده و منابع ملی را بهسوی هزینههای نظامی سوق داده است.
اعتراضات گسترده علیه اصلاحات قضایی در ۲۰۲۳ که به کاهش سرمایهگذاری خارجی و خروج برخی شرکتهای فناوری منجر شد، نشاندهنده پیوند عمیق میان بحرانهای سیاسی و اقتصادی است. این عوامل، بهویژه در میان طبقه متوسط سکولار، به کاهش اعتماد به دولت نتانیاهو منجر شده است.
۲.نمودهای اخیر اختلافات و چالشها
در سال ۲۰۲۵، رژیم صهیونیستی با مجموعهای از بحرانهای داخلی مواجه است که در ادامه بررسی میشوند:
۲.۱.بحران سیاسی و ائتلاف شکننده
کابینه نتانیاهو متشکل از لیکود، احزاب راست افراطی (مانند صهیونیسم مذهبی) و احزاب حریدی، با چالشهای جدی در حفظ انسجام مواجه است. اختلاف بر سر قانون خدمت سربازی که معافیت حریدیها را هدف قرار داده، به تهدید خروج احزاب شاس و یهودیت توراتی متحد از ائتلاف منجر شده است.
گزارشها از جلسات کنست در مه ۲۰۲۵ حکایت از هرجومرج در این نهاد دارند. علاوه بر این، ناکامی در دستیابی به پیروزی در جنگ غزه، فشارهای داخلی بر نتانیاهو را افزایش داده است. بیش از ۲۰۰ افسر اطلاعاتی سابق و ۱۵۰ افسر نیروی دریایی، همراه با پزشکان و دانشگاهیان، در مه ۲۰۲۵ نامههایی در حمایت از توقف جنگ و تمرکز بر آزادی گروگانها امضا کردند. این اقدامات نشاندهنده شکاف عمیق میان کابینه و نخبگان نظامی-اطلاعاتی است.
۲.۲.اعتراضات اجتماعی و دوقطبیسازی
اعتراضات گسترده در تلآویو و دیگر شهرها در سال ۲۰۲۵، با درخواست آتشبس در غزه و آزادی اسرا شدت گرفت. این اعتراضات، که اغلب توسط خانوادههای اسرا و گروههای ضدجنگ سازماندهی میشوند، نشاندهنده نارضایتی عمومی از سیاستهای نتانیاهو است . گروههای چپگرا و فعالان صلح معتقدند ادامه جنگ نهتنها به غیرنظامیان فلسطینی آسیب میزند، بلکه جان اسرا و نظامیان اسرائیلی را نیز به خطر میاندازد. در مقابل، راستگرایان افراطی مانند بنگویر با تحریک شهرکنشینان به خشونت علیه فلسطینیها، به تشدید تنشها کمک کردهاند. حملات به اماکن مقدس مانند مسجدالاقصی، واکنشهای گسترده داخلی و بینالمللی را برانگیخته و مشروعیت رژیم را کاهش داده است.
۲.۳.بحران قضایی و اتهامات فساد
اصلاحات قضایی نتانیاهو که از ۲۰۲۳ آغاز شد و در ۲۰۲۵ ادامه دارد، به کاهش استقلال قوه قضائیه و محدود کردن اختیارات دیوان عالی منجر شده است. این اصلاحات، که از سوی منتقدان تلاشی برای حفظ قدرت نتانیاهو در برابر اتهامات فساد مالی تلقی میشود، به اعتراضات گستردهای دامن زده است .
نتانیاهو از ۲۰۱۹ با اتهامات رشوه و سوءاستفاده از قدرت مواجه است که اعتماد عمومی به او را کاهش داده است. این بحران، شکاف میان سکولارها و میانهروها از یکسو و حامیان راستگرای نتانیاهو از سوی دیگر را عمیقتر کرده است.
۲.۴.تأثیر جنگ غزه
جنگ غزه، که از اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شده، بهعنوان کاتالیزوری برای تشدید اختلافات داخلی رژیم صهیونیستی عمل کرده و پیامدهای گستردهای در سطوح سیاسی، اجتماعی و بینالمللی به دنبال داشته است.
ناکامی ارتش اسرائیل در دستیابی به اهداف اعلامشده، یعنی نابودی حماس و آزادی اسرا، انتقادات شدیدی را در داخل و خارج برانگیخته است. بر اساس گزارشهای بیش از ۶۰ هزار فلسطینی در غزه به شهادت رسیده و حدود ۱۰۰ هزار نفر زخمی شدهاند که این آمار به اتهامات جنایات جنگی علیه اسرائیل دامن زده است. دیوان بینالمللی کیفری (ICC) در نوامبر ۲۰۲۴ درخواست صدور قرار بازداشت برای بنیامین نتانیاهو و دیگر مقامات ارشد به اتهام جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت را بررسی کرد، که این اقدام به کاهش مشروعیت بینالمللی رژیم منجر شده است.
در داخل اسرائیل، ناکامیهای نظامی به اعتراضات گسترده علیه نتانیاهو دامن زده است. بر اساس نظرسنجی هاآرتص در مه ۲۰۲۵، ۶۸ درصد از اسرائیلیها معتقدند جنگ غزه به شکست استراتژیک منجر شده و تنها ۲۲ درصد از سیاستهای نتانیاهو حمایت میکنند.
یائیر گولان رهبر حزب کارگر در مه ۲۰۲۵ اظهار داشت که ادامه جنگ، اسرائیل را به رژیمی منفور در سطح جهانی تبدیل خواهد کرد. موشه یعلون وزیر جنگ سابق، سیاستهای جنگی نتانیاهو را کشتار عمدی توصیف کرد که به نابودی اجتماعی و سیاسی رژیم منجر میشود.
همچنین، بیش از ۲۰۰ افسر اطلاعاتی سابق و ۱۵۰ افسر نیروی دریایی در مه ۲۰۲۵ نامههایی امضا کردند که خواستار توقف جنگ و تمرکز بر مذاکرات برای آزادی اسرا بودند. این شکاف میان کابینه و نخبگان نظامی، بیثباتی سیاسی را تشدید کرده است. گزارشها از کاهش روحیه نیروهای ارتش حکایت دارند، بهطوریکه در ژوئن ۲۰۲۵، حدود ۳۰ درصد از سربازان ذخیره از حضور در عملیات غزه خودداری کردند.
جنگ غزه همچنین اقتصاد اسرائیل را تحت فشار قرار داده است. بر اساس گزارش بانک اسرائیل، تداوم جنگ به کسری بودجه ۸.۵ درصدی و کاهش رشد اقتصادی به ۱.۲ درصد در سال ۲۰۲۴ منجر شده است. این فشارها، همراه با تخریب زیرساختها در غزه و آوارگی ۱.۹ میلیون فلسطینی به افزایش انتقادات بینالمللی و انزوای دیپلماتیک اسرائیل انجامیده است. در مجموع، جنگ غزه نهتنها اهداف نظامی را محقق نکرده، بلکه شکافهای داخلی را عمیقتر کرده و جایگاه نتانیاهو را بیش از پیش تضعیف کرده است.
۳.پیامدهای اختلافات داخلی
اختلافات داخلی رژیم صهیونیستی پیامدهای متعددی در سطوح داخلی و بینالمللی داشته است:
۳.۱.تضعیف جایگاه سیاسی نتانیاهو
نظرسنجی هاآرتص در ژوئن ۲۰۲۵ نشان میدهد که حزب لیکود با کاهش کرسیها به ۲۰-۲۲ کرسی مواجه است، در حالی که رقبایی مانند نفتالی بنت و یائیر لاپید پیشتازند. این وضعیت، احتمال شکست نتانیاهو در انتخابات احتمالی ۲۰۲۵ را افزایش داده و نشاندهنده کاهش حمایت عمومی از او است.
۳.۲.کاهش انسجام اجتماعی
دوقطبیسازی میان سکولارها و مذهبیها، یهودیان و اعراب، و اشکنازیها و سفاردیها به کاهش انسجام اجتماعی منجر شده است. این شکافها، توانایی رژیم برای مواجهه با تهدیدات خارجی را تضعیف کرده است .
۳.۳.تضعیف جایگاه بینالمللی
اقدامات خشونتآمیز شهرکنشینان و سیاستهای جنگطلبانه نتانیاهو، انتقادات بینالمللی را افزایش داده است. گزارشهای سازمان ملل در ۲۰۲۵ به افزایش نقض حقوق بشر در کرانه باختری و غزه اشاره کرده اند.
این وضعیت، حمایت کشورهای غربی بهویژه در اروپا، را کاهش داده است. گزارش تازه مؤسسه پیو از ۲۴ کشور جهان، یک حقیقت تلخ را برای تلآویو آشکار کرده است: مشروعیت جهانی این رژیم در حال فروریختن است. در صدر این جدول، ترکیه با ۹۳ درصد نگرش منفی قرار دارد؛ کشوری که سالها متحد استراتژیک غرب در ناتو بوده اما اکنون به دلیل سیاستهای جنگطلبانه اسرائیل در غزه، مرزهای تحملش فروریخته است.
در آسیا نیز ژاپن با ۷۹ درصد، اندونزی با ۸۰درصد و کره جنوبی با ۶۰درصد نگرش منفی، نشان میدهند که شرق آسیا دیگر تمایلی به همراهی با رویکردهای اسرائیل ندارد. این در حالی است که حتی کشورهای اروپای غربی همچون هلند (۷۸درصد)، اسپانیا (۷۵درصد)، سوئد (۷۵درصد) و آلمان (۶۴درصد) نیز به شدت رویکردی انتقادی نسبت به سیاستهای تلآویو اتخاذ کردهاند.
شاید بزرگترین زنگ خطر برای مقامات اسرائیلی، افکار عمومی در کشورهای متحد این رژیم باشد. آمار کانادا با ۶۰درصد، فرانسه با ۶۳درصد، بریتانیا با ۶۱درصد و حتی آمریکا با ۵۳درصد نگرش منفی، نشاندهنده ریزش شدید حمایت مردمی در پایگاههای اصلی غرب است. این مساله میتواند اثر مستقیمی بر سیاستهای خارجی این کشورها در قبال اسرائیل داشته باشد؛ چرا که دولتهای دموکراتیک نمیتوانند نسبت به فشار افکار عمومی کاملا بیتفاوت باشند. تغییر نگاه افکار عمومی در آمریکا، بهویژه پس از جنگ غزه و افزایش حمایت از جنبشهای حقوق بشر فلسطین، گویای تغییر نسلی و رسانهای است. رسانههای مستقل، فضای مجازی و افشاگریهای تصویری از فجایع انسانی در غزه، نقش پررنگی در این چرخش افکار عمومی ایفا کردهاند.
جمعبندی
رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۲۵ در گرداب اختلافات داخلی گرفتار شده که از شکافهای ایدئولوژیک، مذهبی، قومیتی و اقتصادی نشأت میگیرند. جنگ غزه، اصلاحات قضایی و ناکامیهای سیاسی نتانیاهو این تنشها را تشدید کرده و به اعتراضات گسترده، بیثباتی ائتلاف و کاهش مشروعیت بینالمللی منجر شده است.
برخی نظرسنجیها نشان میدهند که نتانیاهو در انتخابات احتمالی قادر به تشکیل دولت نخواهد بود، و رقبای میانهرو در حال کسب حمایت هستند. با توجه به این اوضاع، چرایی تلاش نخست وزیر رژیم برای نگاه داشتن اسرائیل در وضعیت اضطراری و جنگی از این زاویه کاملا قابل درک است؛ به این ترتیب که فعلا جنگ بر سر شکافهای داخلی رژیم سایهای اجباری انداخته است.