در میان هیاهوی دولت آمریکا در خصوص احتمال برخورد نظامی با ایران، عبدالباری عطوان، کارشناس سیاسی مطرح جهان عرب، تحلیلی کاملا متفاوت دارد. او میگوید که هرگونه جنگ با ایران میتواند به معنای سقوط آمریکا باشد.
تحلیل متفاوت از عاقبت لفاظیهای ترامپ علیه ایران
به گزارش همشهریآنلاین به نقل از فارس، آمریکای ترامپ یک شیوه ثابت در برخورد با حریفان متعدد در پیش گرفته است. تهدید، تهدید، تهدید و اعزام ناوهایی که بیش از هر اقدام عملی، در برابر دوربین رسانهها رژه میروند.
واقعیت این است که بازگشت آمریکا به دیپلماسی ناوهای جنگی و نمایش قدرت نظامی از کارائیب تا خلیج فارس، تا کنون وارد یک منازعه جدی نشده است.
در مورد ونزوئلا حتی ربایش رئیس جمهور این کشور نتوانست باعث شلیک یک گلوله به سمت ناوهای آمریکایی شود. اما یمن تجربهای برای آمریکا رقم زد که ترامپ سعی دارد آن را به فراموشی بسپارد. نه تنها خودش بلکه جهان پیرامونش!
چرا نباید یمن را فراموش کنیم؟
عبدالباری عطوان در بررسی ماجراجویی ناوهای آمریکایی، به پاشه آشیل این کشور اشاره میکند. او میگوید: «ما در اینجا به معجزه یمن اشاره میکنیم که آمریکاییها را به وحشت انداخت و ناوهای هواپیمابر آمریکایی از ترس موشکهای یمنی به کانال سوئز و شمال دریای سرخ فرار کردند. این از نقاط ضعف بزرگ آمریکا و آغاز شکست این کشور است.»
یک رویارویی آن هم نه چندان تمام عیار در دریای سرخ، عیار ناوهای آمریکایی را به همگان روشن ساخت. همان جا هم ترامپ وعدههای وحشتناکی به صنعا داده بود. اما عاقبت از «شجاعانه جنگیدن» یمنیها تشکر کرد و دیگر از این کشور عربی سخن نگفت.
آمریکا سعی دارد یمن را به فراموشی بسپارد. چرا که خاطرات ایستادگی این کشور، وجهه مرد دیوانه را در کنار قدرت متزلزلی که سوار بر ناوهایش به این سو و آن سوی جهان میکشاند، خدشهدار میکند. آمریکای ترامپ پیش از هر دعوایی میترساند و سرآخر هم تمام و کمال وارد دعوا نمیشود.
اشاره عطون به ماجرای یمن از همین جا ریشه میگیرد. ترامپ میخوهد بترساند و اگر یمن را به خاطر بیاوریم، دیگر نمیترسیم.
ایران و پاسخ قاعده شکن
«جاسم العزاوی» نویسنده عراقی به تازگی یک مقاله مفصل از رویکرد آمریکا در قبال ایران از سال ۱۹۵۳ (کودتای ۲۸ مرداد) تا کنون نوشته است.
او میگوید که در منازعه تاریخی آمریکا با کشورمان، اینبار واشنگتن با ایرانی طرف است که آمادگی دارد پاسخی قاعده شکن به طرف مقابل بدهد.
این کارشناس عراقی مینویسد: «ایرانیان در سال ۱۹۵۳ غافلگیر شدند، اما در سال ۲۰۲۶، این ایرانیان هستند که کبریت را نزدیک مخزن بنزین گرفتهاند.»
اشاره این نویسنده عراقی به اعلام آمادگی تهران ناظر به حقایقی است که این روزها پیرامون کشورمان شاهد هستیم. از آمادگی گروههای مقاومت گرفته تا اعلام آمادگی مقامات نظامی، نشانههایی از عقبنشینی در تهران دیده نمیشود.
العزاوی مینویسد: «اگر ترامپ و نتانیاهو به قدمزدن در خیابانهای تهران همراه با شبح کرمیت روزولت ادامه دهند، ممکن است دریابند آتشی که این بار میافروزند، آتشی است که خود نمیتوانند خاموش کنند. گناه نخستین در سال ۱۹۵۳ با یک میلیون دلار آغاز شد، اما بازگشت بومرنگ در سال ۲۰۲۶ ممکن است هزینه آینده اقتصادی کل جهان را در بر داشته باشد».
عطوان چه میگوید؟
عطوان پس از یادآوری بحرانهای داخل آمریکا که یکی از آنها تضعیف قدرت مرکزی واشنگتن و عدم کنترل بر برخی ایالتها نظیر کالیفرنیا است، بحث دور شدن متحدان اروپایی ایالات متحده را پیش کشیده و نهایتا به یک نکته کلیدی اشاره میکند؛ ایران با جاهای دیگر فرق میکند.
وی با اشاره به شکستهای آمریکا در افغانستان و عراق، جایی که هزاران تابوت از نیروهای آمریکایی بازگردانده شدند، اینطور استدلال میکند که در صورت هرگونه تجاوز آمریکا علیه ایران، سرنوشتی بدتر از این در انتظار ایالات متحده خواهد بود.
در میان بحرانهایی که آمریکا در داخل و پیرامون خود با آنها دست به گریبان است، ترامپ در یکی از آخرین پیامهایش از ناوگان بزرگی سخن گفته که در راه ایران است. او از تخریبی بزرگتر از «عملیات چکش نیمه شب» سخن میگوید.
اما پاسخ ایران جالب توجه است. یک مقام ارشد نظامی ایران پیشتر گفته بود: «تمرکز و انباشت نیرو و تجهیزات فرامنطقهای در چنین فضایی، نه عامل بازدارنده بلکه افزایش دهنده آسیب پذیری و تبدیل آنها به اهداف در دسترس خواهد بود».
در حالی که کارشناسان معتقدند احتمالا ترامپ پاسخ نیمهای که از یمن گرفت را در قبال ایران تمام و کمال دریافت خواهد کرد، عطوان نظر عمیقتری دارد.
او میگوید: «هرگونه حمله نظامی علیه ایران به معنای سقوط واقعی آمریکا خواهد بود. ایران در مانورهای قبلی تنها از ۲۰ درصد قابلیتهای خود استفاده کرده و آماده است تا در هر جنگ تمام عیاری قدرت واقعی خود را به نمایش بگذارد».