جام جهانی ۲۰۲۶؛ آزمون جهانی  «نه به ترامپ»

 الی مایستال، گزارشگر حقوقی نشریه آمریکایی The Nation، در یادداشتی تند و صریح استدلال می‌کند که جام جهانی ۲۰۲۶ می‌تواند با عدم مشارکت، انصراف و امتناع نمادین به یکی از مهم‌ترین میدان‌های تقابل جهانی با ترامپیسم بدل شود.

جام جهانی فوتبال، پرمخاطب‌ترین رویداد ورزشی جهان است؛ ویترینی بی‌بدیل برای مشروعیت، امنیت و ثبات کشور میزبان. ایالات متحده دهه‌ها برای میزبانی این رویداد تلاش کرده و اکنون، در اوج بازگشت ترامپ و سیاست‌های اقتدارگرایانه‌اش، این رویا محقق شده است. به همین دلیل، مایستال استدلال می‌کند که تحریم یا حتی تضعیف این رویداد، یکی از مؤثرترین «تحریم‌های اخلاقی» ممکن علیه دولت ترامپ است.

از نگاه او، تحریم جام جهانی چیزی فراتر از یک اعتراض ورزشی است؛ این اقدام می‌تواند بیانیه‌ای جهانی علیه فاشیسم، سرکوب، خشونت دولتی و زوال دموکراسی در آمریکا باشد.فراخوان‌های اولیه برای تحریم جام جهانی، پس از کشته‌شدن و یا به عبارتی اعدام الکس پرِتی (که توسط پلیس مهاجرت آمریکا به ضرب گلوله به قتل رسید) در مینه‌سوتا شدت گرفت؛ رخدادی که به‌زعم منتقدان، نماد استفاده‌ی بی‌رویه از خشونت دولتی و امنیتی در دوران ترامپ است. اظهارات چهره‌هایی چون اوکه گوتلیش (مدیر قدرتمند فوتبال آلمان) و حتی سپ بلاتر، رئیس پیشین فیفا، نشان می‌دهد که نگرانی درباره امنیت، حقوق بشر و وضعیت سیاسی آمریکا دیگر محدود به فعالان چپ یا رسانه‌های منتقد نیست.ویژگی منحصربه‌فرد جام جهانی ۲۰۲۶ این است که مسابقات تنها در آمریکا برگزار نمی‌شود، بلکه کانادا و مکزیک نیز میزبان‌اند. بنابر پیشنهاد مایستال این مسئله امکان یک اقدام اعتراضی هوشمندانه را فراهم می‌کند: تیم‌ها می‌توانند از بازی در خاک آمریکا امتناع کنند، بدون آنکه کل تورنمنت را ترک کنند. چنین اقدامی، به‌گفته مایستال، ضربه‌ای حیثیتی و نمادین به دولت ترامپ خواهد بود؛ پیامی روشن مبنی بر اینکه مشکل، «فوتبال» نیست، بلکه «رژیم سیاسی» است.

مایستال با لحنی تند، هرگونه امید به نقش‌آفرینی فیفا را رد می‌کند. از نظر او، فیفا یکی از فاسدترین نهادهای بین‌المللی است و رئیس فعلی آن، جانی اینفانتینو، عملاً در نقش مشروعیت‌بخش سیاسی ترامپ ظاهر شده است. بنابراین، تغییر نه از بالا، بلکه تنها از طریق فشار افکار عمومی، تیم‌ها، هواداران و دولت‌های مستقل ممکن است.یکی از انتقادات محوری مقاله د نیشن، متوجه دولت‌های اروپای غربی است. نویسنده با اشاره‌ای تاریخی، رفتار فرانسه، آلمان و بریتانیا را به سیاست مماشات نویل چمبرلین در برابر هیتلر تشبیه می‌کند؛ ترجیح «راحتی کوتاه‌مدت» بر مقابله‌ی اصولی با اقتدارگرایی. او هشدار می‌دهد که بدون اقدام کشورهای قدرتمند فوتبالی، همگرایی جهانی شکل نخواهد گرفت.این یادداشت جام جهانی را در خلأ بررسی نمی‌کند، بلکه آن را در متن مجموعه‌ای از بحران‌ها در داخل ایالات متحده قرار می‌دهد :لایحه‌ی جدید جمهوری‌خواهان برای پاک‌سازی فدرال فهرست رأی‌دهندگانحملات نظامی غیرقانونی و شکایت خانواده‌های قربانیانتضعیف اصل برائت برای مهاجرانحمله سیستماتیک به حقوق زنانبازگشت بیماری‌هایی مانند سرخک در نتیجه سیاست‌های شبه‌علمی راست افراطیدر این چارچوب، جام جهانی تنها یک تورنمنت نیست؛ نماد تلاش حکومت برای عادی‌سازی وضعیتی غیرعادی است.پیام نهایی متن روشن است: اگر جهان به‌دنبال ابزار مشترک، فراگیر و نمادین برای ایستادن در برابر ترامپیسم است، فوتبال و جام جهانی یکی از معدود زبان‌هایی است که همه می‌فهمند. تحریم، عدم حضور، یا حتی بحث عمومی درباره تحریم، می‌تواند شکاف در روایت قدرت ترامپ ایجاد کند و جبهه‌ای جهانی از مقاومت مدنی، فرهنگی و اخلاقی شکل دهد.

در جهانی که سیاست رسمی اغلب فلج شده، همگرایی از مسیر فرهنگ و ورزش می‌تواند به یکی از آخرین سنگرهای مقابله با فاشیسم نوظهور بدل شود.