این تارنما در این گزارش نوشت: در حالی که زبانه های آتش با شروع جنگ علیه ایران در ۹ اسفند سال گذشته در حال طغیان بود، یک "جنگ موازی" به همان اندازه شدید در فضای دیجیتال آغاز شد. ظرف چند ساعت، پلتفرم "X" عرصه ظهور یک کارزار سازمانیافته با رنگ و بوی تفرقه آمیزو تند روانه شد ، در این شرایط هشتگ "العدو_الفارسی_العنصری" ( دشمن نژادپرست ایرانی ) در حال ترند شدن بود؛ ابتدا به نظر میرسید که این یک اقدام مردمی خودجوش است.
عربی پست افزود: تیم تحقیق ما با استفاده از ابزارهای تحلیل داده و تعاملات مرتبط با این هشتگ ها و از طریق تکنیکهای پیچیده تحلیل شبکه و همچنین ردیابی آثار دیجیتال مکان حسابها، بالاخره توانست به رابطه همکاری سازمانیافته بین هزاران حساب کاربری که ادعای هویت سوری و خلیجی دارند و به طور خودکار پیامهای تحریکآمیز را بازنشر می کردند، پی ببرد.
این رسانه خبری و تحلیلی که مقر آن در لندن است و توسط وضاح خنفر از مدیران پیشین شبکه الجزیره در سال های اخیر تاسیس شده است، در ادامه نوشت: تحلیل داده ها نشان داد، محتوای اصلی در این کمپین تنها ۳.۵٪ بود، در حالی که عملیات ریتوییت ۹۵٪ عملیات را در بر می گرفت. این عدم تعادل بین تولید محتوا و تکثیر آن، شکی باقی نمیگذاشت که بحث یک تعامل طبیعی انسانی مطرح نیست، بلکه با فرآیندی هماهنگ با هدف هدایت افکار عمومی روبرو هستیم.
عربی پست خاطر نشان کرد، تحلیل داده ها نشان داد که سرنخ و رشتههای جغرافیایی این کمپین، علیرغم تلاشها برای پنهان شدن در پشت هویتهای مختلف، عمدتاً به منطقه خلیج فارس، بهویژه امارات متحده عربی می رسید. تحلیل ساختار محتوا، نشان داد پیامهای سیاسی چگونه ضمن یک الگوی رفتاری سازمانیافته به چرخش در می آید.
عربی پست افزود: کارزار دیجیتالی که با حمله نظامی به ایران همزمان بود، صرفاً یک واکنش خودجوش مردمی نبود، بلکه مانند یک «اتاق عملیات» به نظر میرسید که با دقت بینهایت عمل می کرد. اولین پیامهای سیستماتیک از صبح روز ۹ اسفند ۱۴۰۴، که اولین ساعات جنگ علیه ایران است، آغاز شد، جایی که حسابی با نام «@The_Dimashqi» (با جعل هویت یک شخص سوریه ای) سیگنال آغاز را ارسال کرد. این پست شامل هشتگهای تعریفشده با دقت فراوان بود: جنگ برای آزادسازی ایران و دشمن نژادپرست ایرانی . نکته هیجانانگیزی که تیم تحقیق مشاهده کرد این بود که تنها چند ثانیه پس از این انتشار، حسابهای کاربری دیگری در منطقه جغرافیایی بین سوریه و غرب آسیا ، همان محتوا را بازنشر کردند که شک و تردید در مورد وجود هماهنگی قبلی و توزیع نقشها در زمان انتشار را از بین میبرد.
پس از آن، دهها حساب کاربری، بهویژه آنهایی که به ظاهر هویت افراد ساکن کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس داشتند، این خط را در پیش گرفته و شروع به تایید حمله نظامی به ایران کردند. تحلیل داده ها نشان می دهد این کمپین در ۱۷ اسفند به«اوج انفجاری» خود رسید؛ در این روز میزان توییت در یک روز به حدود ۱۴۰۰ پست رسید و به بازدیدی ۱۱ میلیون نفری رسید. این امر در طول روزهای جنگ علیه ایران ادامه یافت و در مجموع ۴۵۰۰ توییت منتشر شد که منجر به ۲۹ هزار لایک، کامنت و بازنشرشد، در حالی که کل بازدید به عدد ۲۵ میلیون و ۴۹۴ هزار بازدید رسید.
با توجه به حجم تعامل کاربران و تعداد پست های منتشر شده، متوجه می شویم که در این میان با اعداد غیرطبیعی روبرو هستیم که این خود فرضیه «هماهنگی عمدی» را تقویت می کند، زیرا این دادهها با انواع کمپینهای هدفمند مطابقت دارد که بر پایه هدایت محتوا برای در صدر قرار گرفتن از طریق بازنشر فشرده استوار است.
[روایت رسانه عربی از جنگ رسانهای امارات ضد ایران همزمان با تجاوز آمریکا و اسرائیل]
در مورد ساختار محتوا، ابزارهای تحلیلی، نشان داد«محتوای چندرسانه ای» بر محتوای«متنی» برتری قابل توجهی دارد؛ چرا که ۵۵٪ از پستها حاوی ویدیو و ۲۷٪ تصویر بودند، در حالی که توییتهای متنی تنها ۱۸٪ را تشکیل میدادند. نکته مهم تر این که درصد محتوای اصلی از ۳.۵٪ تجاوز نمیکرد، در حالی که ۹۵٪ آن شامل ریتوییتها بود.
این ارقام نشان میدهد که این کمپین با انتشار کلیپها و ویدیوهای از پیش آمادهشده در اتاق های فکر رسانهای، در پی ترویج یک روایت خاص، و سوءاستفاده از رویدادهای میدانی، مانند پرتاب موشک از سوی ایران، برای دامن زدن به ابعاد فرقهای و به تصویر کشیدن تهران به عنوان دشمن ابدی منطقه بوده است.
تحلیل دادههای فهرست «رهبران» این کمپین که پس از آغاز جنگ علیه ایران انجام شد، شبکهای از حسابها را آشکار کرد که با هماهنگی مشکوکی فعالیت میکردند و توسط حسابهای سوری وافراد ساکن کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس هدایت میشدند. در این میان حساب کاربری @The_Damascene۲۲ با ۷۳ پست در صدر قرار داشت . با بررسی سوابق آن، مشخص شد که این یک حساب کاربری جدید (ایجاد شده در سال ۲۰۲۲) است که خود را سوریه ای معرفی می کند و فعالیت خود را کاملاً بر پایه به تصویر کشیدن ایران به عنوان دشمن ابدی مسلمانان متمرکز کرده است.
بررسی دقیق این حساب نشان داد که این حساب کاربری در واقع از منطقه غرب آسیا (دقیقا امارات) فعال است، این حساب قبلا هم به شدت از سیاستهای امارات دفاع میکرد و حتی کار به جایی رسیده بود که خواستار مدیریت پروندههای منطقهای در غزه، سوریه و یمن توسط ابوظبی شده بود.
در همین راستا، حساب کاربری دیگری به نام «دمشق (@The_Dimashqi)» که در سال ۲۰۲۱ ایجاد شده بود، بررسی و مشخص شد کپی برابر اصل حساب کاربری اول است، این حساب کاربری همان محتوا را در ۷۲ توییت مملو از نفرتپراکنی ضد ایرانیان و مجوس توصیف کردن آن ها، بازنشر کرده بود، تحقیقات نشان داد این حساب کاربری نیز از قلب منطقه خلیج فارس (امارات) هدایت می شود و فعالیت می کند.
این شبکه به این موارد محدود نبود، بلکه حسابهایی با ادعای هویت کویتی نیز وجود داشت، مانند حساب کاربری @fahadddd۳۸kwt (فهد اخوان مریم ۲) که ۵۹ پست در حمایت از حمله به ایران با نامها و عکسهای جعلی منتشر کرد و با وجود ادعای کویتی بودن، تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد، فعالیت او در کشور دیگری در منطقه خلیج فارس بوده است.
لازم به ذکر است این حساب کاربری نیز با حساب کاربری @fahadddd۸۳ مرتبط است که ۵۸ توییت مشابه به اشتراک گذاشته بود و در کمال تعجب، دومی در مدت زمان کوتاهی ۵ بار نام کاربری خود را تا ماه نوامبر ۲۰۲۵ تغییر داده بود .
این کمپین با حسابهای کاربری جعلی دیگری مانند @dardoooor (متولد کویت با ۵۱ پست) و @nahar۱۹۷۷ (خلیجی با ۴۴ پست) که هر دو از نامهای جعلی استفاده میکردند، همراه بود. دادههای پلتفرم ایکس نشان می دهد که همه آنها از منطقه غرب آسیا فعال هستند که این خود ارتباط با هماهنگی متمرکز در یک کشور خاص در منطقه خلیج فارس را تقویت میکند.
عربی پست در پایان نوشت : واقعیت این است که ما با «بازوهای دیجیتال» مواجه هستیم که نقشهای خود را تغییر میدهند، آن ها سعی می کنند از ایران تصویری شیطانی و اهریمنی ارائه دهند و در عین حال از «آزادسازی» ایران سخن می گویند، این نمونه ها ثابت می کند که ما با یک کارزار هماهنگ بینالمللی انتشار اطلاعات نادرست روبرو هستیم که از هزاران حساب کاربری در جهت خدمت به طرح ها و برنامه های سیاسی خاصی در منطقه استفاده می کنند.