در حالی که پنتاگون ادعا میکند هزینه این جنگافروزی در غرب آسیا برای مالیاتدهندگان آمریکایی تنها ۲۵ میلیارد دلار بوده، اما بررسی جامع «جاستین وولفرز»، استاد سیاستگذاری عمومی و اقتصاد در دانشگاه میشیگان نشان داده این یک رقم ساختگی است که عمدا ابعاد فاجعهباری که گریبانگیر اقتصاد خانوادههای آمریکایی خواهد شد را سانسور کرده است.
جنگطلبی آمریکا و رژیم صهیونی که از ۲۸ فوریه علیه ایران آغاز شد، شوک بیسابقهای را به اکثر کشورهای جهان، به ویژه ایالات متحده وارد آورده است. واشنگتن بهای لجبازیها و زیادهخواهیهای خود در غرب آسیا را نه از بودجه نظامی، که از جیب و معیشت مردم عادی میپردازد.
این تحلیلگر اقتصادی هشدار میدهد، خسارت واقعی این جنگ برای یک خانوار معمولی آمریکایی منجر به قبوض چندین هزار تا دهها هزار دلاری شده است.
به گزارش نشریه نیویورکتایمز، وولفرز تصریح میکند، مقامهای پنتاگون برای لاپوشانی فاجعه و این فاصله آماری به مفهوم «مه غلیظ اقتصاد جنگ» استناد و از آن سوءاستفاده میکنند و حقیقت آشکار این است که «پیت هگست»، وزیر جنگ دولت ترامپ، نقشی کلیدی در مخفیسازی ابعاد واقعی این فاجعه اقتصادی ایفا میکند.
محاسبه دروغین و آتش گرفتن اقتصاد
وولفرز در ادامه این مطلب نوشته است، رقم هزینهای که از سوی پنتاگون اعلام رسمی شده تنها بخشی از پول آمریکاییها که برای جنگ علیه ایران سوخت شد را در نظر گرفته که شامل هزینه شلیک بیش از ۲۰۰۰ موشک تاماهاوک و پاتریوت، به پرواز در آوردن هواپیماها و جنگندهها و سرنگونی تعدادی از آنها و همچنین هزینه مابقی تجهیزات نظامی از بین رفته، میشود.
او مینویسد: «این رقم هزینه واقعی جنگ شامل هزینههای انسانی آن را بازتاب نمیدهد. راسل ووت، مدیر دفتر مدیریت و بودجه دولت ایالات متحده به این واقعیت اعتراف کرد وقتی که روز ۱۵ آوریل به کمیته بودجه مجلس نمایندگان آمریکا گفت حتی نمیتواند یک حساب سرانگشتی ارائه کند.»
وولفرز با اشاره به صحبت راسل ووت میگوید: «اما من میتوانم این حساب و کتاب را ارائه دهم.»
فاجعه ورشکستگیها و نابودی مشاغل
این استاد دانشگاه آمریکایی در ادامه مطلب خود در نیویورک تایمز تصریح کرده که با شروع تنشآفرینیهای آمریکا علیه ایران، بازارهای جهانی نفت به هم ریخت و اعتماد مصرفکننده در آمریکا سقوط آزاد را تجربه کرد.
او تصریح میکند: «از زمان شروع این جنگ، بازارهای نفت مختل شده و اعتماد مصرفکننده در اقتصاد آمریکا به پایینترین سطح خود سقوط کرده است. اقتصاد جهانی در حال فشرده شدن زیر بار فشار است و بودجههای نظامی به طور تصاعدی در حال رشد هستند. خسارت این تحولات را باید در زندگیهای مختلشده، مشاغل از دست رفته، شرکتهای ورشکسته (به عنوان نمونه: اسپیریت ایرلاینز) و درآمد و تولیدِ فدا شده جستجو کرد. هزینههای غیرقابل اندازهگیری انسانی نظیر مرگ، معلولیت و بحران سلامت روان نیز در صورتی که ترامپ نیروهای آمریکایی را برای حمله زمینی وارد خاک ایران کند، بسیار فاجعهبارتر خواهد شد.»
لبه پرتگاه نفتی
کاخ سفید با پروپاگاندا تلاش میکند وانمود کند بازار نفت «به زودی عادی میشود»، اما بازارهای آتی داستان دیگری را بازگو میکنند. قیمتهای آتی نفت برای سالهای آینده همچنان در سطوح بسیار بالاتری نسبت به قبل از جنگ قفل شده است.
در ادامه این مطلب آمده است: «قیمتهای آتی نفت برای پایان سالهای ۲۰۲۶، ۲۰۲۷ و ۲۰۲۸ همچنان بسیار بالاتر از سطوح پیش از شروع جنگ باقی مانده است. در واقع، بهای آتی نفت وست تگزاس اینترمدیت برای نوامبر ۲۰۲۶ در این هفته به بالاترین حد خود یعنی ۸۶.۱۲ دلار در هر بشکه رسید. شاید معاملهگران نفت، با در نظر گرفتن اخلال در کوتاهمدت قیمتگذاری میکنند، یا شاید این بحران را سرآغازی برای افزایش ریسکهای بلندمدت میدانند. هر کدام از این ۲ تفسیر، برای جیب آمریکاییها گران تمام خواهد شد.»
همچنین محاسبات اقتصاددانان بانک مرکزی آمریکا (فدرال رزرو) نشان میدهد، افزایش ریسک ژئوپلیتیک ناشی از این جنگافروزی، موجب فرار سرمایهگذاری و نابودی اشتغال میشود. برآوردها حاکی از آن است که شوک ناشی از جنگ علیه ایران، موتور محرکه اقتصاد آمریکا را ۲۰۰ میلیارد دلار کوچکتر کرده و یک میلیون آمریکایی ظرف یک سال شغل خود را از دست خواهند داد.
وولفرز در پایان این مطلب میپرسد: « اکنون زمان آن رسیده که افکار عمومی آمریکا بپرسند بهای واقعی ادامه ماجراجوییهای کاخ سفید در غرب آسیا را چه کسی پرداخت خواهد کرد؟»