تنگه‌هرمز غافلگیری راهبردی آمریکا بود

 لئون پانتا، وزیر دفاع دولت اوباما توضیح می‌دهد به‌رغم هشدار کارشناسان و مقامات برجسته نظامی آمریکا در رابطه با توان ایران برای انسداد تنگه هرمز، دولت ترامپ بدون در نظر گرفتن این مهم با ایران وارد جنگ شد و شُک حاصل از این انسداد، اکنون جهان را دچار بحران کرده است. او تأکید می‌کند نفوذ لابی اسرائیل بر حکمرانی آمریکا، می‌تواند تا چند دهه آتی این کشور را در منطقه به جنگ‌های فرسایشی و بی‌پایان گرفتار کند.

 
تنگه هرمز، غافلگیری راهبردی برای آمریکا و جهان ایجاد کرد
 
پانتا معتقد است مهم‌ترین خطای محاسباتی دولت آمریکا در جنگ با ایران، نادیده گرفتن مسئله تنگه هرمز بود؛ موضوعی که به گفته او در تمام جلسات امنیت ملی آمریکا طی دهه‌های گذشته همواره به‌عنوان واکنش قطعی ایران به حمله خارجی مطرح می‌شد. او تأکید می‌کند بسته شدن تنگه هرمز نه یک اتفاق غیرمنتظره، بلکه سناریویی کاملاً قابل پیش‌بینی بود و دولت ترامپ با ابراز «غافلگیری» در برابر این اقدام، عملاً نشان داد فاقد آمادگی راهبردی لازم بوده است. از نگاه پانتا، همین مسئله باعث شد ایران به یک اهرم فشار ژئوپلیتیکی و اقتصادی بسیار قدرتمند دست پیدا کند؛ اهرمی که نه‌تنها اقتصاد آمریکا، بلکه کل اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار داده است. او افزایش شدید قیمت بنزین و دیزل، بالا رفتن هزینه کودهای شیمیایی و مواد غذایی و حتی هشدار صندوق بین‌المللی پول درباره احتمال رکود جهانی را از پیامدهای مستقیم بحران هرمز می‌داند. در واقع، پانتا تأکید می‌کند که جنگی که با هدف مهار ایران آغاز شد، اکنون به وضعیتی رسیده که ایران از طریق کنترل عملیاتی بر تنگه هرمز توانسته هزینه‌های اقتصادی و سیاسی سنگینی را به آمریکا و متحدانش تحمیل کند.
 
احتمال توافق با ایران، بسیار ضعیف و پیچیده است
 
از نگاه وزیر دفاع سابق آمریکا، چشم‌انداز دستیابی به توافق با ایران بسیار ضعیف و پیچیده است، زیرا واشنگتن اکنون با دو پرونده به‌هم‌پیوسته و فوق‌العاده دشوار مواجه شده است؛ نخست مسئله تنگه هرمز و دوم موضوع غنی‌سازی و ذخایر سوخت هسته‌ای ایران. پانتا تأکید می‌کند که دولت ترامپ مدام از «نزدیک بودن توافق» سخن می‌گوید، اما در عمل هیچ پیشرفت پایداری حاصل نشده و همین مسئله اعتماد به روایت‌های کاخ سفید را کاهش داده است. او همچنین معتقد است تیم مذاکره‌کننده آمریکا فاقد انسجام، تجربه و توان لازم برای مواجهه با مذاکره‌کنندگان ایرانی است. از نظر پانتا، حل مسئله هسته‌ای با حملات نظامی ممکن نیست، زیرا آمریکا باید درباره محل ذخایر اورانیوم غنی‌شده، تأسیسات پنهان احتمالی و سازوکار بازرسی‌های گسترده آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به توافق برسد؛ فرآیندی که زمان‌بر و بسیار پیچیده است. به همین دلیل، او نتیجه می‌گیرد که واشنگتن در شرایط فعلی هنوز به چارچوبی نرسیده که بتواند بر اساس آن توافقی قابل قبول با ایران امضا کند و همین امر احتمال تداوم جنگ و فرسایشی شدن بحران را افزایش داده است.
 
اراده مقاومت در ایران افزایش و تمایل آمریکا برای ادامه جنگ فرسایشی کاهش یافته است
 
پانتا معتقد است یکی از نتایج مستقیم جنگ، منسجم‌تر و سخت‌گیرتر شدن جمهوری اسلامی بوده است. به گفته او، پروژه تغییر رژیم شکست خورد و همین مسئله باعث شد نیروهای ملی‌گراتر نقش مسلط‌تری در ساختار قدرت پیدا کنند. او توضیح می‌دهد که ایران اکنون احساس می‌کند در «نبرد اراده‌ها» توانسته آمریکا را وادار به عقب‌نشینی کند؛ زیرا واشنگتن پس از هزینه‌های سنگین نظامی، به‌دنبال تثبیت آتش‌بس و خروج از بحران است، نه گسترش دوباره جنگ. از نگاه پانتا، این برداشت در تهران شکل گرفته که آمریکا تمایلی به ورود به یک جنگ تمام‌عیار و طولانی ندارد و همین مسئله اعتمادبه‌نفس بیشتری به حاکمیت ایران داده است. او همچنین تأکید می‌کند که در چنین شرایطی، ایران احتمالاً در مسئله تنگه هرمز و حتی پرونده هسته‌ای مواضع سخت‌تری اتخاذ خواهد کرد، زیرا ساختار سیاسی پس از جنگ بیش از گذشته امنیتی و نظامی شده و تصور می‌کند توانسته در برابر فشار آمریکا و اسرائیل مقاومت کند.وزیر دفاع آمریکا شبیه به بوق‌چی استادیوم ورزشی رفتار می‌کندوزیر دفاع اوباما در بخش مهمی از گفتگو، از نحوه مدیریت جنگ، ادبیات تهاجمی مقامات دولت ترامپ و وضعیت ساختاری پنتاگون انتقاد می‌کند و معتقد است این سه مسئله به یکدیگر پیوند خورده‌اند. او استفاده افرادی مانند هگسث از عباراتی نظیر «یورش بی‌وقفه» یا تهدیدهای اغراق‌آمیز ترامپ را نشانه نوعی هیجان‌زدگی تبلیغاتی می‌داند که بیشتر کارکرد سیاسی و رسانه‌ای دارد تا راهبردی؛ به‌طوری‌که وزیر دفاع به‌جای رهبری حرفه‌ای نیروهای مسلح، نقش یک «بوق‌چی جنگی» (war cheerleader) را ایفا می‌کند.
 
از نگاه پانتا، مشکل اصلی این است که هگست نه‌تنها فاقد تجربه و صلاحیت لازم برای مدیریت وزارت دفاع است، بلکه با کنار گذاشتن فرماندهان باسابقه و تضعیف سلسله‌مراتب حرفه‌ای ارتش، به روحیه و انسجام نیروهای مسلح آسیب زده است. او تأکید می‌کند ارتش آمریکا همچنان از تجهیزات پیشرفته قابل توجهی برخوردار است، اما کارآمدی آن نیازمند فرماندهی باثبات و حرفه‌ای است، نه مدیریت سیاسی و نمایشی.پانتا به مسئله بودجه دفاعی نیز می‌پردازد و می‌گوید هرچند آمریکا باید برتری نظامی خود را حفظ کند، اما پنتاگون دچار اتلاف گسترده منابع، دوباره‌کاری ساختاری و هزینه‌های خارج از کنترل در پروژه‌های تسلیحاتی شده و تا زمانی که نتواند حتی یک حسابرسی کامل و موفق انجام دهد، افزایش بی‌پایان بودجه دفاعی قابل توجیه نیست.
 
آمریکا نباید عروسک خیمه‌شب بازی اسرائیل باشد
 
مهم‌ترین پیام سیاسی گفتگوی لئون پانتا این است که آمریکا نباید به ابزاری در خدمت راهبردهای اسرائیل تبدیل شود، حتی اگر اسرائیل یکی از مهم‌ترین متحدان واشنگتن در خاورمیانه باشد. پانتا تأکید می‌کند حمایت از اسرائیل بخشی ثابت از سیاست خارجی آمریکا بوده، اما این حمایت هرگز نباید به معنای از دست دادن استقلال تصمیم‌گیری آمریکا باشد. به گفته او، نقش سنتی واشنگتن در خاورمیانه همواره ایفای نقش «میانجی» میان بازیگران منطقه‌ای بوده است، نه قرار گرفتن کامل در اردوگاه یک طرف منازعه.
 
او تصریح می‌کند آمریکا نباید «در جیب اسرائیل» باشد یا مانند «عروسک خیمه‌شب‌بازی» صرفاً در مسیر خواسته‌های تل‌آویو حرکت کند، بلکه باید بر اساس منافع ملی خود عمل کند. پانتا معتقد است اگر آمریکا صرفاً به بازوی نظامی اسرائیل تبدیل شود، نه‌تنها توان میانجی‌گری خود را از دست می‌دهد، بلکه وارد چرخه‌ای از جنگ‌های تکرارشونده خواهد شد که هر چند سال یک‌بار دوباره شعله‌ور می‌شوند، بدون آنکه مسئله‌ای را به‌صورت ریشه‌ای حل کنند.
 
اسرائیل، آمریکا را در چرخه بی‌پایان جنگ‌های فرسایشی گرفتار می‌کند
 
پانتا در جمع‌بندی نگاه خود به اسرائیل و جنگ ایران، به شکاف فزاینده در داخل حکمرانی و افکار عمومی آمریکا درباره حمایت از اسرائیل اشاره می‌کند، هم‌زمان هشدار می‌دهد که مسئله اصلی، نه اختلافات حزبی، بلکه خطر گرفتار شدن آمریکا در چرخه‌ای دائمی از جنگ‌های خاورمیانه است. او توضیح می‌دهد که هرچند حمایت از اسرائیل همچنان بخشی از سیاست سنتی آمریکا باقی مانده، اما ادامه جنگ غزه و سپس درگیری با ایران باعث شده بخشی از جامعه و سیاستمداران آمریکایی نسبت به هزینه‌های این اتحاد تردید بیشتری پیدا کنند.
 
با این حال، پانتا معتقد است اگر آمریکا نتواند به توافقی پایدار با ایران برسد، احتمال بازگشت دوباره به جنگ طی چند سال آینده بسیار بالاست؛ درست همان الگویی که به گفته او طی دهه‌های گذشته بارها تکرار شده است: اسرائیل یک بازیگر منطقه‌ای را تضعیف می‌کند، مدتی بازدارندگی ایجاد می‌شود، اما چند سال بعد دوباره همان بحران با شکل تازه‌ای بازمی‌گردد. از نگاه او، خطر اصلی این است که آمریکا نیز در این چرخه فرسایشی گرفتار شود و به‌جای حل ریشه‌ای بحران‌های منطقه، صرفاً وارد سلسله‌ای از جنگ‌های متناوب و بی‌پایان گردد که نه ثباتی ایجاد می‌کنند و نه امنیت بلندمدتی برای واشنگتن و متحدانش به همراه دارند.