اهمیت بندر عقبه اردن که هدف موشک‌های ایران شد

 تحولات اخیر در جنوب اردن، بار دیگر بندر "عقبه" را در کانون اخبار امنیتی منطقه قرار داد. در پی حملات ایران به اهدافی در این بندر و هشدارهای امنیتی سفارت آمریکا درباره بندر عقبه و فرودگاه ملک‌حسین، نگاه‌ها دوباره به این منطقه معطوف شد.اهمیت امروز عقبه را نمی‌توان صرفاً در جایگاه آن به عنوان تنها بندر دریایی اردن خلاصه کرد، بلکه این بندر نقطه تلاقی منافع امنیتی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای محسوب می‌شود و همین امر، حساسیت نسبت به هرگونه تحول در آن را دوچندان می‌کند.

چرا بندر عقبه اهمیت راهبردی پیدا کرده است؟

در نگاه نخست، عقبه تنها بندر دریایی اردن است؛ اما در واقع، این بندر امروز یکی از مهم‌ترین نقاط اتصال سه حوزه ژئوپلیتیکی مهم یعنی شامات، شبه‌جزیره عربستان و دریای سرخ به‌شمار می‌رود.عقبه در شمالی‌ترین نقطه دریای سرخ و در مجاورت مرزهای عربستان، مصر و فلسطین‌اشغالی قرار دارد. این موقعیت جغرافیایی، آن را به نزدیک‌ترین مسیر دسترسی اردن، بخش‌هایی از عراق و جنوب سوریه به آب‌های آزاد تبدیل کرده است.در سال‌های اخیر، به‌ویژه در زمان بسته‌شدن تنگه باب‌المندب توسط ارتش و نیروهای مسلح یمن، توسعه پروژه‌های اقتصادی عربستان و تغییر مسیرهای تجارت جهانی، ارزش راهبردی این بندر نیز افزایش یافت.به همین دلیل، امروز اهمیت عقبه صرفاً به عملکرد اقتصادی آن محدود نمی‌شود، بلکه امنیت این بندر با امنیت شمال دریای سرخ و حتی بخشی از معادلات نظامی غرب آسیا گره خورده است.

 
 
 
 
عقبه؛ شریان حیاتی اقتصاد اردن
اقتصاد اردن به دلیل کمبود منابع طبیعی، وابستگی به واردات انرژی و محدود بودن دسترسی به دریا، بیش‌از هر زمان دیگری به بندر عقبه وابسته است.بیش‌از دو سوم تجارت خارجی اردن از طریق این بندر انجام می‌شود. واردات نفت، گاز، غلات، خودرو، کالاهای اساسی، تجهیزات صنعتی و بخش مهمی از صادرات فسفات، پتاس، کودهای شیمیایی و محصولات تولیدی اردن از همین مسیر انجام می‌گیرد.آمارهای رسمی نیز اهمیت اقتصادی این بندر را تأیید می‌کند. تنها در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ بیش از ۱۳ میلیون تن کالا در بنادر عقبه تخلیه و بارگیری شده که نسبت به سال قبل رشد قابل‌توجهی داشته است. همچنین بندر چندمنظوره عقبه با رشد بیش‌از ۶۰ درصدی حجم عملیات، سریع‌ترین رشد را در میان بنادر اردن ثبت کرده است.از این‌رو، هرگونه اختلال در فعالیت بندر، مستقیماً بر امنیت غذایی، واردات انرژی، زنجیره تأمین و درآمدهای ارزی اردن اثر خواهد گذاشت.
 
چرا آمریکا نسبت به بندر عقبه حساس است؟
 
مهم‌ترین دلیل حساسیت آمریکا نسبت به بندر عقبه، نقش این بندر در زنجیره پشتیبانی لجستیکی نیروهای آمریکایی در غرب آسیاست. اگرچه عقبه محل استقرار یک پایگاه دائمی نیروی دریایی آمریکا نیست، اما طی دو دهه گذشته به یکی از مهم‌ترین مراکز پشتیبانی فرماندهی مرکزی آمریکا (CENTCOM) در منطقه تبدیل شده است.اهمیت این بندر برای واشنگتن از زمان حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ افزایش یافت. در آن زمان، بخش قابل‌توجهی از تجهیزات، خودروهای زرهی، مهمات، سوخت و تدارکات ارتش آمریکا از طریق بندر عقبه وارد اردن و سپس از مسیر زمینی به عراق منتقل می‌شد. این مسیر، علاوه بر کاهش وابستگی آمریکا به خلیج فارس و تنگه هرمز، از ثبات امنیتی بیشتری نیز برخوردار بود.
 
 
 
با وجود کاهش نیروهای آمریکایی در عراق، نقش عقبه همچنان حفظ شده است. امروزه نیز بخش مهمی از تجهیزات و تدارکات نیروهای آمریکایی مستقر در اردن، عراق و سوریه از طریق این بندر جابه‌جا می‌شود. این تجهیزات پس از ورود به عقبه، عمدتاً به پایگاه هوایی «موفق السلطی» در شرق اردن منتقل می‌شوند؛ پایگاهی که به مهم‌ترین مرکز استقرار نیروها، جنگنده‌ها و پهپادهای آمریکا در این کشور تبدیل شده و نقش مهمی در پشتیبانی از مأموریت‌های واشنگتن در عراق و سوریه دارد.هم‌زمان با تشدید ناامنی در دریای سرخ و حملات نیروهای مسلح یمن به کشتی‌های مرتبط با رژیم صهیونیستی، همکاری‌های امنیتی واشنگتن و امان نیز گسترش یافته است. حفاظت از زیرساخت‌های بندری، ارتقای سامانه‌های پایش ساحلی، مقابله با تهدیدات پهپادی و موشکی و تأمین امنیت خطوط کشتیرانی، از مهم‌ترین محورهای این همکاری‌ها به شمار می‌رود.از این رو، عقبه برای آمریکا صرفاً یک بندر تجاری نیست، بلکه یک گره پشتیبانی راهبردی است که انتقال سریع تجهیزات و تدارکات به نیروهای آمریکایی در اردن، عراق و سوریه را تسهیل می‌کند. به همین دلیل، هرگونه تهدید علیه این بندر، علاوه بر اقتصاد اردن، می‌تواند بر محاسبات عملیاتی آمریکا در غرب آسیا و امنیت دریای سرخ نیز تأثیر بگذارد.
 
سرمایه‌گذاری امارات؛ فراتر از یک قرارداد اقتصادی
 
یکی از مهم‌ترین تحولات سال‌های اخیر در بندر عقبه، واگذاری امتیاز مدیریت ۳۰ ساله بندر چندمنظوره این شهر به گروه بنادر ابوظبی (AD Ports Group) است؛ توافقی که در نگاه نخست یک قرارداد اقتصادی به نظر می‌رسد، اما در واقع بخشی از راهبرد بلندمدت امارات برای گسترش نفوذ خود در منطقه و حمایت از رژیم‌صهیونیستی است.
 
 
 
ابوظبی طی بیش از یک دهه گذشته تلاش کرده با سرمایه‌گذاری در بنادر راهبردی، شبکه‌ای به‌هم‌پیوسته از مراکز لجستیکی را از خلیج فارس تا دریای سرخ، شاخ آفریقا و شرق مدیترانه ایجاد کند. در این چارچوب، بندر عقبه حلقه‌ای مهم از این شبکه محسوب می‌شود؛ زیرا علاوه بر دسترسی به شمال دریای سرخ، امکان اتصال به بازارهای اردن، عراق، جنوب سوریه و سرزمین‌های‌اشغالی را فراهم می‌کند. از سوی دیگر، نزدیکی این بندر به پروژه‌های بزرگ عمرانی عربستان، به‌ویژه پروژه «نئوم»، ارزش اقتصادی آن را برای سرمایه‌گذاران اماراتی دوچندان کرده است.
 
عقبه و رقابت بر سر کریدورهای جدید تجاری
 
اهمیت بندر عقبه را باید در چارچوب تحولات گسترده‌تر تجارت جهانی نیز ارزیابی کرد. در سال‌های اخیر، رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای از حوزه انرژی فراتر رفته و کنترل مسیرهای حمل‌ونقل و کریدورهای تجاری به یکی از مهم‌ترین عرصه‌های رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل شده است.در همین راستا، پروژه‌هایی مانند «کریدور هند–خاورمیانه–اروپا» (IMEC)، طرح «کمربندوجاده» چین و پروژه‌های اتصال ریلی کشورهای عربی، همگی نشان می‌دهد آینده رقابت‌ها بیش‌از گذشته بر سر مسیرهای ترانزیت کالا خواهد بود.اگرچه تاکنون ارتباط رسمی بندر عقبه با کریدور IMEC اعلام نشده، اما موقعیت جغرافیایی این بندر، همجواری آن با بندر ایلات، نزدیکی به پروژه نئوم و امکان اتصال به شبکه ریلی و جاده‌ای اردن و عربستان، آن را به یکی از گزینه‌های بالقوه برای ایفای نقش در این کریدور تبدیل کرده است.
 
 
 
در عین‌حال، احتمال بسته‌شدن مجدد تنگه باب‌المندب و منع تردد کشتی‌ها در دریای‌سرخ موجب شده بسیاری از شرکت‌های کشتیرانی و بازیگران منطقه‌ای به‌دنبال مسیرهای جایگزین یا مکمل باشند. در چنین شرایطی، بنادر شمال دریای‌سرخ از جمله عقبه، بیش‌از گذشته مورد توجه قرار گرفته‌اند.پروژه نئوم نیز که در فاصله‌ای نه‌چندان دور از عقبه قرار است، توسعه یابد، به حجم عظیمی از تجهیزات، مصالح و خدمات لجستیکی نیاز دارد، نزدیکی جغرافیایی عقبه باعث می‌شود این بندر بتواند در بخشی از زنجیره تأمین کالا و تجهیزات مورد نیاز این پروژه نیز نقش‌آفرینی کند.
 
تلاقی منافع بازیگران منطقه‌ای
 
ویژگی منحصربه‌فرد بندر عقبه آن است که هم‌زمان در نقطه تلاقی منافع چند بازیگر مهم منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای قرار گرفته است؛ موضوعی که در کمتر بندری از شمال دریای‌سرخ مشاهده می‌شود.
 
- برای اردن، عقبه شریان حیاتی اقتصاد ملی، تنها مسیر دسترسی به آب‌های آزاد و مهم‌ترین زیرساخت تجاری کشور است. هرگونه اختلال در فعالیت این بندر می‌تواند مستقیماً امنیت غذایی، واردات انرژی و ثبات اقتصادی این کشور را تحت‌تأثیر قرار دهد.
 
- برای امارات، عقبه بخشی از راهبرد کلان توسعه شبکه بنادر و تثبیت جایگاه این کشور در تجارت جهانی است؛ راهبردی که از خلیج فارس تا دریای‌سرخ و شرق مدیترانه امتداد یافته است.
 
- برای عربستان، این بندر در مجاورت پروژه نئوم قرار دارد و می‌تواند در تکمیل زیرساخت‌های لجستیکی شمال غرب این کشور نقش مکمل ایفا کند.
 
- برای رژیم‌صهیونیستی نیز عقبه، به‌دلیل همجواری با بندر ایلات و قرار گرفتن در خلیج عقبه، بخشی از محیط امنیتی شمال دریای سرخ محسوب می‌شود. هرگونه تحول امنیتی در این منطقه، به‌طور مستقیم بر امنیت دریایی و دسترسی اسرائیل به دریای‌سرخ نیز تأثیرگذار است.
 
- در نهایت برای ایالات‌متحده، بندر عقبه یکی از مهم‌ترین گره‌های لجستیکی در معماری امنیتی غرب آسیاست و نقش مکملی برای پایگاه‌های نظامی این کشور در اردن، عراق و سوریه ایفا می‌کند.همین هم‌پوشانی منافع باعث شده هر تحول امنیتی در بندر عقبه، دیگر صرفاً یک موضوع داخلی برای اردن نباشد، بلکه به مسئله‌ای مرتبط با امنیت دریای سرخ، تجارت منطقه‌ای و موازنه قدرت در غرب آسیا تبدیل شود.
 
جمع‌بندی و ارزیابی راهبردی
 
تحولات اخیر نشان می‌دهد بندر عقبه دیگر صرفاً تنها بندر دریایی اردن نیست، بلکه به یکی از مهم‌ترین گره‌های ژئوپلیتیکی شمال دریای‌سرخ تبدیل شده است. این بندر امروز در نقطه تلاقی سه روند کلان قرار دارد؛ نخست، رقابت قدرت‌ها بر سر کریدورهای جدید تجارت و حمل‌ونقل؛ دوم، بازآرایی معماری امنیتی آمریکا در غرب آسیا؛ و سوم، تلاش کشورهای عربی برای تبدیل شمال دریای‌سرخ به یکی از قطب‌های جدید اقتصاد و لجستیک منطقه.
 
در چنین شرایطی، هشدارهای امنیتی سفارت آمریکا و قرار گرفتن نام بندر عقبه در کانون تحولات نظامی اخیر منطقه ــ به‌ویژه در راستای اهداف مشروع جمهوری اسلامی ایران ــ را نمی‌توان صرفاً رخدادی مقطعی و گذرا تلقی کرد. به بیان دیگر، اگر در گذشته اهمیت عقبه عمدتاً به اقتصاد اردن محدود می‌شد، امروز این بندر به نقطه‌ای تبدیل شده که منافع راهبردی آمریکا، امارات، عربستان، رژیم‌صهیونیستی و خود اردن در آن با یکدیگر تلاقی پیدا کرده است. همین ویژگی، عقبه را از یک زیرساخت صرفاً تجاری به یک دارایی ژئوپلیتیکی ارتقا داده؛ دارایی‌ای که هرگونه تغییر در وضعیت امنیتی آن می‌تواند پیامدهایی فراتر از مرزهای اردن داشته باشد.