پایگاه فارن افرز در مقالهای با عنوان «بررسی فارن افرز: برندگان و بازندگان شوک انرژی ایران» به قلم بنجامین اچ. بردلاو استادیار جامعهشناسی و امور بینالملل دانشگاه پرینستون آمریکا نوشت:
برای خاورمیانه، جنگ ایران درس دیگری بود از اینکه شکافها و رقابتها چگونه میتوانند به خشونتی عریان بینجامند. اما برای بیشتر نقاط جهان، این جنگ معنای دیگری داشت: نشان دادن دامهای سیاسی وابستگی انرژی. هنگامی که تنگه هرمز در اوایل مارس عملا بسته شد و نزدیک به یکپنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهان را متوقف کرد، کشورها در سراسر جهان با جهش قیمت نفت و گاز روبهرو شدند. ۲۴ مارس (۴ فروردین ۱۴۰۵)، فیلیپین نخستین کشوری بود که «وضعیت اضطراری ملی انرژی» اعلام کرد. زامبیا برای ۳ ماه مالیات سوخت را تعلیق کرد؛ اقدامی که ۱۰۰ میلیون دلار هزینه بر دوش دولت از پیش بدهکار آن گذاشت. اسلوونی سهمیهبندی سوخت را آغاز کرد. دولتهای دیگر نیز اقدامات مشابهی انجام دادند. برخی حتی مستقیما با تهران مذاکره کردند تا عبور امن نفتکشهایشان تضمین شود.
این آشفتگی به یک بیداری سیاسی انجامید. کشورهایی که به واردات سوختهای فسیلی وابستهاند، دریافتند دولتهای خارجی میتوانند بهسادگی آنها را از یک نیاز حیاتی محروم کنند و در نتیجه، حاکمیتشان را تضعیف سازند. این دولتها در نتیجه جنگ ایران عملا فلج شدند: همه خواهان پایان جنگاند، اما نه میتوانند چیزی جدی به تهران بگویند که کنترل تنگه را در دست دارد، و نه بیش از انتقادهای ملایم از واشنگتن کاری انجام دهند که اکنون این آبراه را محاصره کرده است. در مقابل، کشورهایی که صنایع انرژی داخلی قدرتمندی ساختهاند، با آسودگی بیشتری درباره حملات موضع گرفتند و طرفهای درگیر را برای توقف جنگ تحت فشار گذاشتند. جهان بار دیگر دریافت «استقلال انرژی» شکلی از «استقلال سیاسی» است و اینکه نظامهای انرژی، امکان و محدودیت کنش ژئوپلیتیک را تعیین میکنند. همین درک، دولتها را به سمت کاهش واردات سوخت و افزایش ظرفیتهای داخلی سوق میدهد.
اگر کشوری ذخایر عظیم نفت و گاز نداشته باشد، بهترین مسیر استقلال انرژی، سرمایهگذاری بیشتر در انرژیهای تجدیدپذیر مانند خورشیدی، بادی و برقآبی است. و کشوری که زنجیره تامین این فناوریها را در دست دارد، چین است. پکن صدها میلیارد دلار برای ساخت شرکتهای بزرگ انرژی پاک هزینه کرده و این شرکتها اکنون محصولاتشان را به سراسر جهان صادر میکنند. در مقابل، ایالات متحده سرمایهگذاری در فناوریهای پاک را کنار گذاشته و تمرکزش را بر سوختهای فسیلیای گذاشته که بسیاری از کشورها دیگر تمایلی به آن ندارند. از این منظر، ممکن است چین از جنگ ایران برنده بیرون بیاید و واشنگتن بازنده نهایی باشد.
خالیشدن باکها
برای دیدن اثر بحران انرژی بر رفتار دولتها، کافی است به آسیای جنوبشرقی نگاه کنیم؛ منطقهای که بیش از هر جای دیگر به نفت و گازی وابسته است که از تنگه عبور میکند (بیش از نیمی از نفت این منطقه از خلیج فارس میآید) و در نتیجه بیشترین آسیب را از بستهشدن آن دید. لائوس صدها پمپبنزین را تعطیل کرده و برای جلوگیری از قطع برق، هفته درسی را به ۴ روز کاهش داده است. در ویتنام، قیمت گازوئیل ۴۰ درصد افزایش یافت. در اندونزی، کسری بودجه اوج گرفته و ارزش پول ملی سقوط کرده است. نتیجه آنکه منطقه بهطرز قابل توجهی درباره جنگ سکوت کرده تا مبادا تهران یا واشنگتن را خشمگین کند و دسترسی محدودش به واردات نفت را از دست بدهد. اندونزی حتی مستقیما با ایران مذاکره کرد تا عبور نفتکشهایش از تنگه تضمین شود.
در دیگر نقاط آسیا نیز وضع مشابه است. هند خود را رهبر «جنوب جهانی» میداند و در ماههای اخیر بارها واشنگتن را بابت تعرفههای بالا نقد کرده است. اما دو سوم واردات نفت هند از تنگه هرمز عبور میکند و اکنون این کشور با بحرانی انرژی روبهروست که برای حل آن به کمک آمریکا نیاز دارد. از همین رو، دهلینو غرقکردن یک ناو جنگی ایرانی توسط آمریکا در اقیانوس هند را محکوم نکرد؛ در حالیکه همان ناو به دعوت هند برای رزمایش دریایی به منطقه آمده بود. دبیرکل وزارت خارجه هند ۵ روز طول کشید تا دفتر یادبود رهبر ترورشده ایران، علی خامنهای، را امضا کند. تلاش هند برای پرهیز از رنجاندن واشنگتن تا اینجا نتیجه داده است: پس از بستهشدن تنگه، آمریکا تحریم تجارت جهانی نفت روسیه را نرمتر کرد و نخستین معافیتها را به هند داد. همچنین به این کشور اجازه داد در مارس و آوریل نفت ایران بخرد. با این حال، مقامات هندی احتمالا ترجیح میدادند آزادانهتر سخن بگویند و مانند رهبرانی جهانی رفتار کنند.
در عوض، این فرصت نصیب رقیب هند، پاکستان، شد. پاکستان بهواسطه جهش بزرگ در انرژیهای تجدیدپذیر، وابستگی کمتری به واردات سوخت فسیلی دارد. سهم برق خورشیدی در این کشور از کمتر از ۳ درصد در ۲۰۲۰ به بیش از ۳۲ درصد در پایان ۲۰۲۵ رسید: یکی از سریعترین گذارهای انرژی در جهان. این جهش عمدتا بازارمحور بود: کاهش قیمت پنلهای خورشیدی چینی و افزایش هزینه برق شبکه، خانوارها و کسبوکارها را به نصب گسترده سامانههای خورشیدی پشتبامی سوق داد. برآوردها نشان میدهد این روند از ۲۰۲۰ تاکنون بیش از ۱۲ میلیارد دلار صرفهجویی ارزی در واردات نفت و گاز برای پاکستان ایجاد کرده و تنها در ۲۰۲۶ حدود ۶.۳ میلیارد دلار دیگر صرفهجویی خواهد داشت. اسلامآباد در ادامه، میزبان مذاکراتی برای پایان جنگ شد و مقامهای عالی ایران و آمریکا را گرد هم آورد. شهباز شریف نخستوزیر و عاصم منیر فرمانده ارتش حتی در آتشبس ۸ آوریل میانجیگری کردند. پاکستان همیشه بهدلیل روابط تاریخیاش با تهران و واشنگتن، میانجی بالقوهای بود؛ اما بدون استقلال مادیای که نظام انرژیاش فراهم کرده، ایفای نقش میانجی مستقل برایش دشوار بود. شریف در ۲ هفته اخیر، گذار انرژی کشور را تشدید کرده و خواستار افزایش سهم تجدیدپذیرها به ۹۰ درصد در دهه آینده شده است.
این شکاف میان دولتهای وابسته به واردات و دولتهای کمتر وابسته، بیرون از آسیا نیز دیده میشود. اسپانیا بیش از ۵۶ درصد برق خود را از منابع تجدیدپذیر—عمدتا باد و خورشید—تولید میکند. به همین دلیل، نهتنها در طول جنگ کمترین قبض انرژی را در اروپا داشته، بلکه دولتش نیز اجازه استفاده از پایگاههای نظامیاش برای عملیات علیه ایران را به آمریکا نداده است؛ موضعی که برای بسیاری از متحدان ناتو کماستقلالتر از نظر انرژی، قابل تصور نبود. برزیل نیز شبکه برق خود را عمدتا بر برقآبی، باد و خورشید بنا کرده و در بخش حملونقل از اتانول نیشکر داخلی بهره میبرد. به محض شروع بمبارانها، رئیسجمهور لولا دا سیلوا مخالفت کشورش را اعلام کرد. این مواضع اغلب با برچسبهای ایدئولوژیک توضیح داده شدند، اما واقعیت این است که هر ۲ کشور دست دولتشان باز است. مقایسه کنید با آفریقای جنوبی: دولتی با گرایش چپمیانه و روابط دوستانه با ایران که خود را رهبر جهان غیرغربی میداند، اما واردات گازوئیل و بنزینش عمدتا از تنگه هرمز میگذرد و ناچار شد برای جلوگیری از فشار داخلی، مالیات سوخت را کاهش دهد. این کشور در نقد آمریکا و اسرائیل نسبتا محتاط بوده و حتی برای جلب رضایت دولت ترامپ، یک وزیر دوران آپارتاید را بهعنوان سفیر در واشنگتن منصوب کرده است.
قدرت، همان انرژی است
در گذشته نیز شوکهای نفتی دولتها را به بازطراحی نظام انرژیشان واداشته است. بحران نفتی دهه ۱۹۷۰ یکی از دلایل اصلی استقلال انرژی امروز برزیل است. آن زمان، این کشور بهشدت از بازار جهانی نفت آسیب دید. حاکمانش تصمیم گرفتند دیگر غافلگیر نشوند: ۵ سد عظیم برقآبی ساختند و سیاست صنعتی برای حمایت از اتانول نیشکر راه انداختند. پوستر برنامه «پروآلکول» در ۱۹۷۹ تصویری داشت که امروز آشناست: یک نفتکش در کنار مین دریایی در آبراهی شبیه هرمز. زیر تصویر نوشته بود: «اتانول داخل خودروی شما از اینجا عبور نمیکند.» شعار گوشه پوستر میگفت: «اگر خودت داشته باشی، به کسی وابسته نیستی.» امروز بیش از ۸۰ درصد خودروهای برزیل موتورهای دوگانهسوز بنزین - اتانول دارند و شبکه برق آن نزدیک به ۹۰ درصد پاک است.
بحران هرمز تقریبا قطعاً موج تازهای از کشورها را به سمت استقلال انرژی خواهد برد. برخی با افزایش سرمایهگذاری در سوختهای فسیلی: فیلیپین تولید برق با زغالسنگ را افزایش داده و استفاده از سوختهای کمکیفیتتر را مجاز کرده است. تایلند نیز برای جایگزینی گاز طبیعی مایع از دسترفته به زغالسنگ روی آورده و اندونزی تولید زغالسنگ را بالا برده است.
اما همزمان، سرمایهگذاری در تجدیدپذیرها نیز شتاب گرفته است. ویتنام در ۶ سال گذشته بیش از ۸۰ پروژه بزرگ تجدیدپذیر -از بادی فراساحلی تا برقآبی- را تصویب کرده و توسعه خودروهای برقی و زیرساخت شارژ را تسریع کرده است. تایلند برنامه خورشیدی پشتبامی را احیا کرده. پرابوو سوبیانتو رئیسجمهور اندونزی اعلام کرده میخواهد ظرف ۳ سال ۱۰۰ گیگاوات ظرفیت خورشیدی جدید بسازد. او بحران ایران را «زنگ بیدارباشی تکاندهنده» خوانده که گذار به تجدیدپذیرها را تسریع میکند. همچنین وعده داده یارانه عظیم سوخت را ظرف ۳ سال حذف کند و در نهایت همه خودروها را برقی کند.
بخش بزرگی از این سرمایهگذاریها به سمت چین سرازیر خواهد شد. پکن دهههاست تریلیونها دلار در تولید تجدیدپذیر و برقیسازی سرمایهگذاری کرده و اکنون تولیدکننده غالب فناوریهای انرژی پاک در جهان است: بزرگترین سازنده پنل خورشیدی، خانه شرکت کاتل بزرگترین تولیدکننده باتری جهان و شرکت بیوایدی پرفروشترین خودروساز برقی دنیا. دادههای ۲ سال اخیر نشان میدهد انتشار کربن چین به اوج رسیده است.
بهواسطه همین تغییرات، چین از بسیاری از واردکنندگان بزرگ نفت برای مواجهه با بحران آمادهتر بود و اکنون بهترین موقعیت را برای بهرهبرداری دارد. از آغاز جنگ، ارزش ۳ تولیدکننده بزرگ باتری جهان - بیوایدی (BYD)، کاتل (CATL) و سانگرو (Sungrow) - بیش از ۷۰ میلیارد دلار افزایش یافته؛ رشدی که از مجموع افزایش ارزش شرکتهای بزرگ نفتی نیز پیشی گرفته، با وجود جهش قیمت نفت. فروش بیوایدی در آسیای جنوبشرقی رکورد زده و یک شرکت دولتی چینی در آوریل یکی از بزرگترین نیروگاههای خورشیدی منطقه را در لائوس تکمیل کرده است. نظرسنجی سالانه نخبگان سیاستگذار جنوبشرقی توسط موسسه آیسیاس (ISEAS) در سنگاپور نشان میدهد نگرانی ژئوپلیتیک اول آنها رهبری دونالد ترامپ شده و چین به شریک ترجیحی آنها بهعنوان ابرقدرت تبدیل شده است. جنگ، روند فاصلهگیری سیاسی از واشنگتن را در آسیا تسریع کرده و بحران انرژی، سازوکار مادی این چرخش است.
ایالات متحده امیدوار است با عرضه بیشتر هیدروکربنها از بحران هرمز بهره ببرد. دولت ترامپ در یک سال گذشته از محدودکردن صادرات نفت خودداری کرده، برای تداوم جریان نفت روسیه معافیتهای تحریمی داده و شرکت مالی توسعه بینالمللی آمریکا را به سمت تامین مالی پروژههای نفت و گاز در جهان درحالتوسعه سوق داده است. ترامپ همچنین متحدان اروپایی را برای امضای قراردادهای بلندمدت گاز طبیعی مایع (LNG) با تامینکنندگان آمریکایی تحت فشار گذاشته است. اما واقعیت آن است که جنگ، پیشنهادهای واشنگتن را کمتر از گزینههای پکن جذاب کرده است. حتی اگر برخی کشورها درباره اتکای فناورانه به چین تردید داشته باشند، منابع انرژی تجدیدپذیر-خورشید و باد-قابل محاصره در یک گلوگاه ژئوپلیتیک نیستند؛ برخلاف نفت و گاز.
کشورها اکنون بهطور عینی تجربه میکنند وابستگی به گلوگاههای سوخت فسیلی چه معنایی دارد: سهمیهبندی، کاهش هفتههای درسی، فروپاشی بودجهها، توقف صنایع و فلج سیاسی. آنها همچنین میدانند که پس از پایان بحرانها، عرضه سوخت فسیلی لزوما به وضعیت پیشین بازنمیگردد. قطر اعلام کرده بازگشت تاسیسات گاز مایع طبیعی رأسلفان به ظرفیت کامل سالها زمان میبرد و در این فاصله، در قراردادهای بلندمدت با بلژیک، چین، ایتالیا و کره جنوبی وضعیت فورسماژور اعلام کرده است. جذابیت ساخت نظامهای انرژیای که هیچ کشوری نتواند آنها را خفه کند، هرگز تا این اندازه ملموس نبوده است.
این بدان معنا نیست که نظام انرژی تنها عامل تعیینکننده سیاست خارجی است. ایدئولوژی، ساختار ائتلافها، سیاست داخلی و روابط تاریخی همگی نقش دارند. اما همه این عوامل در محدودیتهایی عمل میکنند که نظام انرژی تعیین میکند. و برای بخش بزرگی از جنوب جهانی، درس این جنگ روشن است: حاکمیت ژئوپلیتیک بدون توان تولید انرژی در داخل، دستنیافتنی است.