ضرورت قدرتمندی در عصر اجلاس های بی نتیجه

اجلاس اخیر «G7» چندمین نشست کشورهای غربی بود که با عبارت تکراری «پایان بدون نتیجه» خاتمه یافت؟ به جرئت می توان گفت، در سال های اخیر تقریبا اکثر نشست ها و اجلاس هایی از این دست در حوزه های مختلف سیاسی، اقتصادی، نظامی و حتی محیط زیستی بدون دست یابی به نتایج مد نظر به پایان رسیده است. جالب این جاست حل این اختلاف ها، فلسفه شکل گیری این اجلاس ها و نشست هابوده است.

اجلاس « G20 » تشکیل شد تا 20 اقتصاد برتر دنیا را باهم همگراتر کند اما نشست آخر آن با وجود اختلافات پایان یافت. اجلاس «G8» تشکیل شده بود تا هشت کشور صنعتی جهان را سالانه گردهم جمع کند و به حل و فصل اختلافات بپردازند اما پنج سال است که حتی نام این اجلاس به «G7» تغییر کرده چرا که اختلاف میان روسیه و آمریکا و کشورهای اروپایی، مسکو را از این نشست کنار گذاشته است.

اجلاس های آب و هوایی، نشست های شورای امنیت و ... دیگر ساختارهای مشابه است که در برهه های مختلف و برسر بروز مشکلات در حوزه های مختلف تشکیل شده اند تا زمینه حل مشکلات و اختلافات و دور نگه داشتن کشورها از درگیری های سخت را فراهم کنند. کارکردی که ظاهرا این نشست ها دیگر ندارند و چنین نشست هایی بیشتر محفلی برای عرض  اندام کشورها مقابل هم و در نهایت یک عکس یادگاری شده است.

به بیان دیگر، جهان در آستانه پوست اندازی است و نظمی که پس از جنگ جهانی دوم ب راساس قدرت های اتمی و نظامی در جهان بناگذاشته شد، خواسته یا ناخواسته به تدریج درحال فروریختن است. این فروریزش البته یک شبه نیست و فرایندی مدت دار است. فرایندی که باید آن را دید و باور کرد. در عصر جدید دیگر چند کشور انگشت شمار نخواهند بود که برای مناسبات دیگر کشورها در جهان تعیین تکلیف کنند.

نشانه های این اتفاق البته الان هم وجود دارد. جایی که مثلا آمریکا یا فرانسه و انگلیس که همیشه برای غرب آسیا تعیین تکلیف می کردند، حالا در حل مسائل مربوط به امنیت نیروهای خود در این منطقه مانده اند. دیگر زمانی که آمریکا به اصطلاح با یک ناو هواپیمابر دولت یک کشور را تغییر می داد، گذشته است و این کشور اگر در تحولات و اتفاقاتی که رخ می دهد بازنده نباشد، قطعا مانند دهه های گذشته برنده بلامنازع نیز نیست.

همزمان با افول نظم سابق جهانی، هندسه جدید نظام بین الملل درحال شکل گیری است. قدرت های جدید جهانی همچون هند و روسیه ای که از غرب جدا شده است و همچنین قدرت های منطقه ای نظیر ایران، ترکیه، آفریقای جنوبی و ... شکل دهندگان این هندسه جدید نظام بین المللی هستند.

در این دوره احتمالا باید شاهد جنگ های قدرت برسر  جایگاه کشورها باشیم. در چنین شرایطی که دوره گذار به بی نظمی و سپس شکل گیری نظم نوین خواهد بود، مهم است که برای تثبیت جایگاه خود چطور نقش آفرینی کنیم.  آیا یک کشور با اقتصادی وابسته و ضعیف خواهیم بود که جایگاهی ندارد.

آیا یک کشور با دانشی قوی و جهنده خواهیم بود که بر مرزهای دانش جهان حرکت می کند؟ آیا یک کشور با فرهنگ و اجتماعی ضعیف خواهیم بود؟ آیا یک کشور با ثبات سیاسی بالا خواهیم بود که می تواند با اتکا به آرای مردم بر ناامنی هایی که از سوی دشمنان تحمیل می شود غلبه کند و از این پیچ تاریخی با قدرت عبور کند؟ آیا یک کشور با قدرت نظامی قوی و بازدارنده خواهیم بود؟

دراین میان بی شک اقتصاد قوی و درون زا و نیز ثبات سیاسی از جمله مهم ترین مولفه های موثر خواهد بود و مردم و مسئولان هردو نقشی مشترک در تثبیت جایگاه ایران در هندسه جدید نظام بین المللی خواهند داشت. آیا نسل های بعدی، وقتی جایگاه جمهوری اسلامی در نظام آینده بین المللی را می بینند، از ما و نقش آفرینی ما در قدرت افزایی و استقلال ایران رضایت خواهند داشت؟

امیرحسین یزدان پناه