انفجار مهیب در یکی از نمادینترین بناهای ورزشی کشور، صحنهای را رقم زد که برای بسیاری از علاقهمندان به ورزش ایران باورکردنی نبود؛ بنایی که دههها میزبان لحظات تاریخی ورزش کشور بود، اکنون در میان دود و آتش فرو ریخت و به بخشی از خاطرات جمعی هواداران ورزش پیوست.
در واپسین ساعات پیش از ظهر پنجشنبه، انفجاری شدید در مجموعه سرپوشیده ورزشگاه آزادی رخ داد. حادثهای که ساکنان مناطق اطراف را با هراسی ناگهانی به پشتبامها و خیابانها کشاند. در برابر چشمان آنان، سازهای عظیم که سالها نماد رقابتهای بزرگ ورزشی در ایران بود، در میان شعلهها میسوخت و به تدریج فرو میریخت.
این سالن بزرگ که در دهه پنجاه خورشیدی و همزمان با آمادهسازی تهران برای میزبانی بازیهای آسیایی ساخته شد، برای نسلهای مختلف ورزشدوستان ایرانی یادآور دهها لحظه تاریخی بود. از نخستین افتخارآفرینیهای کشتی ایران در رقابتهای آسیایی گرفته تا قهرمانیهای جهانی، از جشنهای پرافتخار فوتسال ایران در آسیا تا شبهای درخشان والیبال ملی که با حضور ستارههای نسل طلایی برابر قدرتهای بزرگ جهان رقم خورد.
برای بسیاری از هواداران ورود به مجموعه آزادی همواره با تصویری آشنا همراه بود. در سمت راست مسیر ورودی سازهای عظیم با تابلویی شناختهشده که مسیر را به سوی سالن دوازده هزار نفری نشان میداد. در کنار آن بخشهایی مانند سالن پاتیناژ و خوابگاههای ورزشی قرار داشتند؛ مجموعهای که سالها قلب تپنده رویدادهای سرپوشیده ورزش ایران به شمار میرفت. اکنون، اما از آن تصویر آشنا تنها تودهای از دود و خرابه باقی مانده است.
گزارشهای میدانی حاکی از آن است که دامنه خسارت تنها به این سالن محدود نمانده و برخی تأسیسات اطراف نیز آسیب دیدهاند. در میان این بخشها، مجموعههای ورزشی مجاور و بخشهایی از امکانات تمرینی نیز از شدت انفجار بینصیب نماندهاند؛ موضوعی که نگرانیها درباره سرنوشت دیگر زیرساختهای ورزشی منطقه را افزایش داده است.
آنچه این حادثه را تلختر میکند نه فقط از دست رفتن یک سازه ورزشی، بلکه خاموش شدن مکانی است که برای میلیونها ایرانی با خاطراتی فراموشنشدنی گره خورده بود. سالن دوازده هزار نفری آزادی تنها یک بنا نبود؛ صحنهای بود که نسلهای مختلف در آن فریاد شادی سر داده بودند، قهرمانیها را جشن گرفته بودند و لحظاتی تاریخی را تجربه کرده بودند.
اکنون تصاویر منتشرشده از ویرانههای این مجموعه، برای بسیاری از علاقهمندان ورزش دردناک و سنگین است؛ تصاویری که گویی پایانی تلخ بر چند دهه خاطره جمعی ورزش ایران را روایت میکند.