به گزارش افکارنیوز،

ابوالفضل علمایی فر امروز در جلسه هیات نمایندگان اتاق بازرگانی تهران با اشاره به تفاهم نامه 25 ساله ایران و چین، گفت: چین قدرتی است که راهی که اروپا و غرب در حدود 400 سال طی کرد در 30 سال طی کرد و سرعت تحولات در این کشور بسیار سریع بوده است و متاسفانه افکار عمومی جهانی و مخصوصا کشور ما این سرعت تحولات را درک نکرده و از شناخت شرایط فعلی عقب تر هستیم.

اخبار اقتصادیرئیس اداره چین در وزارت امور خارجه بیان داشت: میزان صادرات چین در سال 2019 دو تریلیون و 499 میلیون دلار بوده در حالی که آمریکا حدود یک تریلیون و 645 میلیارد دلار در آن سال صادرات داشته است و اختلاف بسیار قابل توجه است و از 500 شرکت برتر در دنیا 121 شرکت چینی است در حالی که آمریکا با 119 شرکت برتر در مرتبه دوم قرار دارد و ژاپن در رتبه سوم قرار دارد.

وی اظهار داشت: در سال 2018 و 2019 بیشترین میزان ثبت اختراعات توسط چینی ها انجام شده است و فاصله قابل توجهی از این نظر آمریکا و سایر کشورها با چین دارند و در واقع میزان درآمد سرانه چین و شاخص های اقتصادی چین نشان می دهد که چین به یک قدرت در عرصه های مختلف تبدیل شده و نه تنها در اقتصاد بلکه سایر عرصه های دیگر نیز فاصله آن با سایر کشورها قابل تشخیص است.

علمایی فر بیان داشت: از سال 2013 و با آمدن نخبگان عصر پنجم در چین شاهد تحولات در عرصه جهانی چین شدیم.

رئیس اداره چین در وزارت امور خارجه اظهار داشت: عملکردی که چینی ها در عرصه آسیایی داشته اند نشان می دهد که میزان چالش هایی که با قدرت قالب دارند به شدت افزایش پیدا کرد و شاید موضوع کرونا به عنوان کاتالیزوری عمل کرد و تحولاتی که شاید قرار بود 10 تا 15 سال دیگر اتفاق بیفتد خیلی خودش را سریع نشان داد و چالش های ایران و چین را افزاش داد.

* آمریکا چین را به عنوان یک تهدید می‌بیند

وی اظهار داشت: هیچ کشوری به اندازه چین آمریکا را غارت نکرده است و این جمله را دقیقا ترامپ ذکر است و عملا چالش ها با آمریکایی ها بالا گرفت و عملا آمریکایی ها چین را به عنوان یک تهدید بین المللی اعلام کردند و در ابعاد مختلف اعلام کردند که باید با چین مقابله شود.

علمایی فر اظهار داشت: نکته مهم این است که برآمدن چین عملا به معنای کاهش حضور آمریکا در عرصه اقتصاد جهانی بوده ، آمریکایی که در سال 1950 پنجاه درصد از جی دی پی دنیا را تولید می کرد، در سال 1991 به 25 درصد کاهش یافت و اکنون یک هفتم جی دی پی دنیا را تولید می کند؛ این در حالی است که به همین سرعت چینی ها قدرت یافته اند و حتی جی دی پی چین از مرز 70 درصد جی دی پی آمریکا گذشته و بر این اساس آمریکایی ها چین را یک تهدید کامل در نظر گرفته اند.

* چین به دنبال بازگرداندن قدرت از دریا به خشکی است

وی افزود: اگر بخواهیم یکی از مهمترین شاخص های رفتاری چین را بدانیم بحث کمربند راه است و بنظرم ایده کمربند راه در واقع پویا کردن بحث حضور چین در عرص هجهانی است و جاده ابریشم در واقع مهمترین پروژه چینی ها است که در خشکی اجرا می شود؛ در طی کمتر از 12 سال چینی ها توانسته اند میزان خطوط قطار پرسرعت را به 31 هزار کیلومتر برسانند و آمریکا تقریبا در این زمینه صفر است و در واقع چینی ها آسمان را به زمین می آوردند و افول کشورهای آسیایی در جایی شروع شد که خشکی جای خود را به بحر داد و قدرت های بحری قدرت را در دست گرفتند.

رئیس اداره چین در وزارت امورخارجه گفت: حرکت چین از شرق به غرب فرصت های بسیاری برای کشورهای آسیایی ایجاد کرده است و ضمن اینکه کشور ما هم که بر در حوزه آسیایی اهمیت داشت یک قدرت اقتصادی بود و اگر قرن هفدهم را ملاک بگریم در 11 قرن قبل از آن چین بزرگترین قدرت اقتصادی و سیاسی دنیا بود.

وی بیان داشت:  آمریکایی ها استراتژی پیرامونی چین را مدنظر قرار داده اند؛ بنابراین احیای آسیا و ظهور چین به عنوان یک قدرت آسیایی فرصت هایی را ایجاد کرده است ضمن اینکه ممکن است تهدید هم وجود داشته،  پژوهش ها نشان می دهد که دهه های آتی  بزرگترین تبادلات تجاری جهانی  بین شرق و غرب آسیا اتفاق می افتد.

* اروپا دیگر یک قدرت جهانی تاثیرگذار نیست

وی افزود: در واقع در بحث های اخیر که سطح جهان اتفاق افتاد اروپا  نشان داد که ناتوان تر از آن است که به عنوان یک قدرت جهانی تاثیرگذار ظاهر شود و شاخص های آمریکایی براساس آمار حاکی از افول است و چین به عنوان یک قدرت در شرق آسیا و به همراه برخی از کشور قدرت های نوظهوری هستند که باید با یک استراتژی مشخص از فرصت ها استفاده کرد و تهدیدها را کم کرد و در این زمینه ایران تنها نیست.

علمایی فر اظهار داشت: چین شریک  تجاری اول بیش از از 130 کشور است و در خاورمیانه اگر چه برخی از کشورها ممکن است گرایش به غرب داشته باشند و متحد آمریکا محسوب شوند  اما در واقع تبادلات تجاری بسیار وسیعی با چین دارند.  منطقه خاورمیانه و کشور ما به عنوان یک کشور تولید کننده نفت خیزش کرد و  واقعیتی که در عرصه بین المللی اتفاق افتاد اینکه ظهور آمریکا به عنوان یک قدرت تولید کننده نفت در سطح جهانی با چالش های اساسی  مواجه شد و کرونا هم عامل تسهیل کننده بود.

وی با اشاره به سطح روابط تجاری ایران و چین  افزود: چین و ایران در عصر مدرن تجربه استعماری را داشته اند و چینی ها نام آن را سده های تحقیر گذاشتند و ما نیز چالش های اساسی در داخل کشور داشته ایم و طی تاریخ هم هرگز با چین چالش سخت نداشته ایم. 

* چین و ایران پیشنهادات خود را درباره همکاری بلندمدت 25 ساله تبادل می‌کنند

علمایی فر بیان داشت: طی دو سال اول انقلاب میزان روابط تجاری ما با چین دو برابر می شود و همین روند ادامه داشته و در سال 2017 بیش از 50 میلیارد دلار روابط تجاری با چین داشته ایم براین اساس اتخاذ یک استراتژی مشخص و کلان با یک قدرت بزرگ  و ارتقا روابط قاعدتا باید در دستور کار قرار گیردو این موضوع در نظر بود تا اینکه در سال 1394 که  آقای شی جین پینگ به ایران آمد دو کشور بیانیه ای صادر کردند مبنی بر اینکه روابط ایران و چین به سطح مشارکت جامع راهبردی ارتقا پیدا کرده است و این بیانیه در مطبوعات دو کشور منتشر شد.

وی افزود: بند ششم این بیانیه اعلام می کند که دو کشور با توجه به روابط مشارکت جامع راهبردی به یک برنامه 25 ساله همکاری جامع اقدام می کنند و بر همین اساس در سفر یکی از مسئولان به پکن داشتند مفاد مورد نظر طرف ایرانی به طرف چینی داده شد وقاعدتا طرف چینی پیشنهاد خود را به طرف ایرانی خواهد داد و براساس آن باید رایزنی هایی انجام شود تا متن نهایی شود و به امضا دو طرف برسد.

علمایی فر اظهار داشت: قاعدتا اگر موافقتنامه ها به سه بخش کوتاه مدت، بلند مدت و میان مدت تقسیم شود آن چیزی که مدنظر است در برنامه 25 ساله متنی است که در آن با توجه به مزیت های نسبی و مطلقی که دو کشور دارند با هم یک استراتژی کلان در بخش اقتصادی و چون جامع است در حوزه های دیگر مدنظر قرار می دهند و می توانند متن را نهایی کنند.

وی افزود:  نکته مورد تاکید این است که بیانیه ذکر شده 21 ژانویه 2016 بین دو کشور منتشر شد که در واقع 5 روز بعد از اجرایی شدن برجام بود و به این ترتیب ایران به عنوان یک کشور مستقل هم رسما دو کشور روابط خود را به سطح جامع راهبردی ارتقا دادند و هم بند ششم بیانیه را انتشار دادند بنابراین به عنوان یک کشور مستقل واقعیت های چین را می شناسیم و چون تحولات در سطح نظام بین الملل بسیار گسترده است و ظهور چین بسیار سریع اتفاق افتاده این عدم شناخت مانع بزرگی در قضاوت ها است و این موضوع در سایر مناطق جهان مثل اروپا و آفریقا نیز وجود دارد.