به گزارش افکارنیوز،

المیادین در تحلیلی نوشت، اظهارات دونالد ترامپ در سخنرانی‌اش در ایالت ویرجینای غربی به منزله اعلام رسمی پایان مرحله "اموال حاصل از نفت در مقابل حمایت" و اقرار به واقعیت جدید یعنی "آزادی دخل و تصرف آمریکا در همه منابع نفتی عربستان در ازای حمایت از این کشور" است.

مشخص است که رئیس‌جمهوری آمریکا از فضای مردمی و تجمعات انتخاباتی حزب جمهوریخواه در آستانه انتخابات میان‌دروه‌ای کنگره برای افتخار به دستاوردهای دولتش استفاده می‌کند و از رشد اقتصادی، کاهش فقر و افزایش فرصت شغلی دم می‌زند و می‌گوید، به دلیل سیاست‌هایش یعنی اعمال تعرفه‌های گمرکی، کاهش حمایت‌های مالی آمریکا از سازمان‌های بین‌المللی و اجبار هم‌پیمانانش به تامین هزینه جهت تضمین امنیت‌شان خزانه آمریکا را پر کرده است.

در این راستا عربستان هدفی برتر در نزد ترامپ به دلیل وظایف مالی‌اش است آن هم نه از طریق واریز کردن پول در صنعت نظامی آمریکا و از طریق خرید سلاح‌ به ارزش ده‌ها میلیارد دلار بلکه در زمینه حمایت مستقیم از طرح‌های سیاسی کاخ سفید در منطقه و تامین بودجه "معامله قرن" و دیگر شیوه‌ها.

ترامپ اخیرا در ویرجینیا یک سری اهانت‌های جدید به عربستان کرد و در میان هوادارنش گفت: من عربستان را دوست دارم آنها خوبند. امرزو صبح با ملک سلمان حرف زدم من به او گفتم، ای ملک شما تریلیون‌ها دلار دارید بدون ما نمی‌دانید چه به سر شما می‌آید. شما با ما در امنیت هستید. لذا باید هزینه کنید نه از طریق خرید سلاح بلکه باید در حوزه نفت بیشتر عمل کنید. عربستان باید از طرح‌های اوپک کناره‌گیری کند. بازارها و قیمت‌های نفت خام را از طریق پمپاژ ۵۰۰ هزار بشکه بیشتر در روز آرام کند.

وی در زمان تبلیغات انتخاباتی‌اش هم صفت "گاو شیر ده" را برای عربستان به کار برده بود که وقتی شیرش تمام شود باید سرش را برید.

مرحله گذشته در روابط میان آمریکا و عربستان به توافق‌ "نفت در ازای حمایت" معروف بود که فرانکلین روزولت، رئیس جمهور اسبق آمریکا و عبدالعزیز آل سعود، بنیانگذار پادشاهی عربستان سعودی طی دیداری در عرشه کشتی جنگی کوئینسی در کانال سوئز درماه فوریه سال ۱۹۴۵ آن را منعقد کردند و بدین ترتیب آمریکا میراث انگلیس در خلیج فارس را به ارث برد و حمایت از عربستان را در مقابل تهدیدهای داخلی و خارجی بر عهده گرفت. این توافق‌ مذکور میان آمریکا و عربستان به "پیمان کوئینسی" معروف است.

عربستان هنوز نفت،‌ چاه‌های نفت و منابع خود را تسلیم آمریکا نکرده اما درآمدهای نفتی خود را به صورت‌های مختلف؛ خریدهای سلاح و کالا، تامین بودجه برای خدمات تسلیم این کشور کرده است.

در این راستا، عربستان از تبلیغات "پیمان بغداد" حمایت کرد که شبیه "ناتوی عربی" است که این روزها جارد کوشنر، مشاور ارشد ترامپ با هدف نابودی مساله فلسطین به دنبال تشکیل آن است. همچنین از تشکیلات تروریستی القاعده در افغانستان و جریان‌ها و گروه‌های بی‌شمار دیگر در سراسر جهان حمایت کرد.

حمایت آمریکا در ازای درآمدهای نفتی در دوره دوم ریاست جمهوری باراک اوباما به اوج خود رسید. زمانی که عربستان به حمایت از جنگ‌های نیابتی بویژه در عراق، سوریه و یمن ادامه داد و این امر نیاز به حمایت آمریکا را تشدید کرد.

اوباما متوجه شد که آمریکا نمی‌تواند از عربستان در مقابل چالش‌هایی که فروپاشی این کشور را از داخل تهدید می‌کند، حمایت کند به همین دلیل از عربستان خواست شیوه‌های قدرتی را تغییر داده و اصلاحات داخلی را آغاز کند تا از ساختار قدیمی رهایی یابد لذا حمایت آمریکا از داخل در قبال درآمدهای نفتی نیز شکل گرفت.

اما ترامپ کاملا این ساختار را زیر و رو کرد و گفت، سلاحی که عربستان از آمریکا و کشورهای غربی می‌خرد برای حمایت از خود کافی نیست، عربستان در ازای دادن درآمدهای نفتی خود در امنیت نیست، آمریکا باید در افزایش تولید نفت عربستان به منظور پوشش دهی نیاز بازارهای متضرر در نتیجه تحریم‌های ایران آزادی عمل داشته باشد و ریاض از آمریکا و کشورهای صنعتی در برابر بحران‌های اقتصادی حمایت کند که ممکن است در اثر افزایش قیمت نفت و گاز این بحران‌ها به وجود آیند.

بهایی که ترامپ در قبال حمایت از عربستان می‌خواهد موجب می‌شود این کشور با بحران اقتصادی داخلی نفس‌گیری روبه‌رو شود. نرخ تعادلی قابل قبول در یک بشکه نفت ۸۷ دلار است و در صورت کاهش این قیمت، بودجه این کشور دچار کسری دائمی خواهد شد.

در حالی که عربستان در سال ۲۰۰۸ مازاد بودجه به ارزش ۱۵۵ میلیارد دلار داشت، در سال ۲۰۱۸، با ۶۰ میلیارد دلار کسری بودجه روبه‌رو شد و محمد بن سلمان، ولیعهد این کشور در تلاش برای کاهش این کسری، هزینه‌های کشور را حدود ۳۰ میلیارد دلار کاهش داد و پنج درصد از سهام شرکت ملی نفت عربستان (آرامکو) به ارزش ۳۰ میلیارد دلار را به بخش خصوصی واگذار کرد اما این تلاش‌ها قدرت آل سعود را از داخل تهدید می‌کند، زیرا قشر فقیر عربستان از سیاست افزایش ریاضت اقتصادی در رنج بوده و شاهزاده‌های این کشور با دادن امتیازات نفتی خود و تقسیم آن میان خانواده پادشاهی مخالف هستند.

ترامپ به سلمان بن عبدالعزیز، پادشاه عربستان یادآوری می‌کند که بهای حمایت واشنگتن از عربستان بیشتر از صدها میلیارد دلاری است که می‌پردازد و به دنبال خصوصی شدن کامل شرکت آرامکو در بورس نیویورک است تا در مرحله اول ۲۰۰۰ میلیارد دلار از نفت و انرژی عربستان به چنگ آورد. شاید این جاه‌طلبی‌های ترامپ این تلاش‌ها را افزایش دهد تا جایی که عربستان مجبور شود از بانک‌های بین‌المللی و بانک‌های آمریکا وام بگیرد تا از این راه بزرگ‌ترین بودجه عربی با بیش از ۲۶۰ میلیارد دلار (بنا بر اعلام کابینه سعودی بودجه سال ۲۰۱۸ بالغ بر ۲۶۰ میلیارد دلار آمریکا است که نسبت به سال ۲۰۱۷، افزایشی ۵.۶ درصدی داشته است) را از بین ببرد.

از طرفی دیگر، ترامپ هنوز به "قانون عدالت در برابر قربانیان تروریسم" موسوم به قانون "جاستا" اشاره‌ای نکرده که بار دیگر به صورت پنهانی برای دادن غرامت به ۲۵۰۰ خانواده قربانیان ۱۱ سپتامبر و ۲۰ هزار تن از زخمی‌ها و نهادهای متضرر به ارزش صدها میلیارد دلار مطرح شده است.

ترامپ نه تنها از عربستان در مقابل تضادهای داخلی‌اش که ارکان قدرتش را تهدید می‌کند حمایت نمی‌کند، بلکه به دنبال تشدید این امر است. همچنین از این کشور در خارج هم حمایت نمی‌کند تا جایی که عربستان مجبور شده کشورهای منطقه را تهدید کند اما در حمله به یمن، کشتن یمنی‌ها و به قحطی کشاندن این کشور از عربستان حمایت می‌کند تا جایی که خود ترامپ اکنون با تهدید داخلی و انسانی علیه جنایت‌ها روبه‌روست.