به گزارش افکارنیوز،

عبدالباری عطوان، سردبیر روزنامه رأی الیوم در تحلیلی نوشت: «بعد از سقوط شهرهای سوری تحت کنترل هیئت تحریرالشام و هم‌پیمانانش در حومه ادلب یکی پس از دیگری به دست ارتش سوریه و به ویژه بازپس‌گیری شهر استراتژیک معرة النعمان و نزدیک شدن به شهر سراقب رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهوری ترکیه خود را در مقابل هم‌پیمانانش در مخالفان سوریه در باتلاق عمیقی یافته است.

اخبار بین الملل- شهر ادلب در معرض سقوط قرار گرفته است که به معنای آواره شدن صدها هزار تن از ساکنان به سمت مرزهای ترکیه است. این مساله باعث شد ترکیه به بزرگترین قمار از زمان مداخله‌اش در بحران سوریه دست بزند و کاروان نظامی شامل ۳۵۰ خودروی زرهی را به سراقب فرستاده و انبارهای سلاحش را برای حمایت از شورشیان باز کند این به معنای فروپاشی بیشتر توافق‌هایش با روس‌هاست.

دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین گفت که ترکیه‌ای‌ها مسکو را از اعزام نیروهایشان به سراقب به رغم کانال‌های ارتباطی میان دو طرف خبردار نکرده بودند و همین مساله باعث شد ارتش سوریه آنجا را بمباران کرده و شش نیروی ترکیه کشته شوند. وی قاطعانه اظهارات اردوغان درباره حمله جنگنده‌های اف-۱۶ ترکیه به نیروهای سوری و کشته شدن ۳۵ تن از آن‌ها را تکذیب کرد و گفت که روسیه حریم هوایی سوریه را تحت کنترل دارد و جنگنده‌های ترکیه این حریم هوایی را نقض نکرده‌اند. منظور روسیه این است که اردوغان حقیقت را نگفته است. همچنین خبرگزاری رسمی سوریه(سانا) اعلام کرد که در حمله ترکیه هیچ سربازی کشته نشده است.

نتیجه‌ای که اینجا می‌توان گرفت این است که روسیه زمانی که مقابل دو گزینه سخت قرار گرفت یعنی هم‌پیمان سوری و ترکیه‌ای ترجیح داد در جبهه قدیمی هم‌پیمان سوری باقی بماند به ویژه بعد از اینکه دیگر صبرش از حیله و مکر اردوغان و عدم اجرای تعهداتش به سر آمده است.

اردوغان نتوانست افسار تحریرالشام را بکشد و مانع حملاتش به ارتش سوریه در حومه‌های ادلب و حلب شود و حتی این گروه با حملات پهپادی‌اش به پایگاه هوایی روسیه در حمیمیم خطوط قرمز زیادی را نقض کرده است؛ مساله‌ای که موجب خشم روس‌ها شده است و باعث شده تصمیمی را درباره حمله مشترک با ارتش سوریه برای بازپس‌گیری ادلب از طریق گزینه نظامی بعد از شکست گزینه سیاسی اتخاذ کنند.

دشوار است که درباره چگونگی تحول درگیری‌های نظامی در این جبهه که روز به روز داغ‌تر می‌شود پیش‌بینی انجام دهیم اما واضح است که ادامه مداخله نظامی ترکیه به معنای برخورد نظامی بین ترکیه و روسیه و در معرض حمله قرار گرفتن نیروهای ترکیه در حومه ادلب است مگر اینکه طبق معمول اردوغان با ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه برای حل و فصل یا آتش‌بسی برای توقف حملات تماس بگیرد.

واضح است که دو طرف روسی و سوری در صدد عقب‌نشینی از تکمیل تلاش‌هایشان برای بازپس‌گیری ادلب نیستند درحالی که اردوغان می‌خواهد هم‌پیمانانش به ویژه آن‌هایی را که در لیست تروریسم قرار دارند از شکست و درگیری نجات بدهد.

زمانی که روس‌ها به گروه‌های مسلح در شهر الباب حمله کرده و به بمباران جرابلس و عفرین تهدید می‌کنند به این معناست که توافق سوچی بعد از نقض‌های گروه‌های مسلح و حملات ارتش سوریه به کلی از بین رفته این درحالی است که اردوغان متعهد شده بود که مأموریت اصلی و تنها مأموریت نیروهایش حمله به نیروهای مسلح کرد است.

اظهارات اردوغان در کی‌یف به خاطر کینه از روس‌ها بود. او در این اظهارات بر حمایت ترکیه از اوکراین و حمایت از تلاش‌ برای بازپس‌گیری کریمه تأکید کرد. این تحول تحریک‌آمیز و خطرناک بود و چه بسا پوتین به راحتی آن را قبول نکند.

کشته شدن شش سرباز ترکیه برای اولین بار از زمان مداخله آنکارا در بحران سوریه و زخمی شدن ۹ تن دیگر تحول خطرناکی است که پیامدهای داخلی خواهد داشت. افکار عمومی ترکیه که علیه مهاجران سوری تحول یافته و نامزد حزب عدالت و توسعه در انتخابات شهرداری استانبول را سرنگون کرد هرگز نمی‌توانند به سادگی کشته شدن شش تن از فرزندانشان را قبول کنند به ویژه اینکه ۳۴ درصد ترکیه‌ای‌ها مداخله در لیبی را به خاطر مخالفتشان با هرگونه تلفات جانی در ارتش ترکیه تأیید کردند درحالی که بیش از ۶۰ درصد با مداخله به همین دلیل مخالفند. پس اگر مداخله ترکیه در سوریه به جنگ فرسایشی با روس‌ها و سوریه‌ای‌ها تبدیل شود وضعیت چگونه خواهد بود.

۹ سال از جنگ گذشته و بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار هزینه شده و بیش از ۲۵۰ هزار نیرو به عضویت گرفته شده و ۶۵ کشور از جمله آمریکا، فرانسه و انگلیس برای سرنگونی نظام سوریه مداخله کردند اما موفق نشدند و فکر نمی‌کنیم اعزام چند صد سرباز ترکیه‌ای به سراقب این واقعیت را تغییر دهد.

اینکه فرانسه کشتی حامل سلاح ترکیه را که درحال اعزام نیرو برای نیروهای مورد حمایت فایز السراج، نخست‌وزیر دولت توافق ملی لیبی بوده فاش کرده و بازداشت اسلام علوش، سخنگوی جیش الاسلام به اتهام ارتکاب جنایت‌های جنگی و حمله روسیه به نیروهای النصره در الباب همگی حامل پیام‌هایی برای ترکیه هستند مبنی بر اینکه شرایط تغییر کرده است و ائتلاف دشمنان درحال گسترش است. آیا این پیام‌ها به هدف خود می‌رسند و چشمان ترکیه به باتلاقی که در آن افتاده، باز می‌شود.

سوریه همواره دام آمریکا برای ترکیه بوده است و اکنون دام دیگری برای ترکیه در لیبی پهن شده است و روس‌ها بزرگترین دشمن ترکیه در این دو کشور هستند. آیا پندپذیری در آنکارا هست؟ امیدواریم.»