گروه سیاسی- 15 خرداد 1342 بود که نخستین جرقه های حرکت مردمی در راستای به ثمر نشستن نهضت تاریخی ملت به رهبری امام عظیم الشان کلید خورد؛ 15 سال لازم بود تا این حرکت مردمی دینی به کمال خود برسد و در نهایت در 22بهمن 1357 انقلابی تاریخی را رقم بزند. بی شک در طول این مدت، نقش مردم در همه ارکان نهضت اسلامی نقشی بی بدیل و انکار ناشدنی است. بدون اتکا به بدنه مردمی انقلاب که در جهت تحقق اهداف والای تاریخی از جان خود گذشتند تحقق چنین انقلابی میسر و مقدور نبود.

به گزارش افکارنیوز، اما این همه ماجرا نیست، مردم در انقلاب اسلامی نه فقط در شکل گیری و ایجاد ساختار جدید سیاسی کشور بلکه در تداوم و بقای آن نیز حضور و نقش دارند. به عبارت دیگر نقش مردم در منظومه گفتمانی انقلاب اسلامی نقشی دائمی و مستمر است و از همین روست که «حضور در صحنه» مردم در قریب به 40 سال گذشته زمینه شکوفایی و تداوم این انقلاب را فراهم کرده است.

با این حال اکنون و در پایان دهه چهارم انقلاب به نظر میرسد نیازمند آنیم تا بار دیگر بر نقش حقیقی مردم در عرصه های کلان مدیریتی کشور بیاندیشیم و آن را یادآوری کنیم. جمهوری اسلامی امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند «مردمی سازی» مدیریت است. چیزی که اگر چه در قانون اساسی و قوانین عادی کشور بدان تصریح شده است، اما به دلایل متعدد تا کنون تحقق کامل آن حاصل نگشته است.

مردمی سازی یعنی سپردن امور به دست مردم

وقتی از مردمی سازی مدیریت در کشور سخن میگوییم مقصود لحاظ کردن نقشی است که تاکنون نادیده گرفته میشده است. عرصه های تصمیم گیری، مدیریت، اجرا و نظارت تماما در کشور در اختیار دولت و نهادهای وابسته به آن است. این در حالی است که حجم بالای مسائل و مشکلات کشور از یک سو و وجود ظرفیت عظیم مردمی در جهت مدیریت مسائل کشور از سوی دیگر این موضوع را ایجاب میکند تا حضور مردم در عرصه های مدیریتی بیش از پیش احساس شود. در حالی که قانون اساسی در اصول متعدد به ویژه اصل 44 خود به صراحت بر سپردن امور به مردم تاکید دارد متاسفانه این قوانین در حال حاضر کاملا فرمایشی شده و به امکانی برای تغییر مدیریت ها از نهادی به نهاد دیگر تبدیل شده است.تجربه واگذاری مدیریت های محلی در کشور به مردم در قالب شوراهای شهر و روستا و برخی موارد کوچک مقیاس دیگر نشان میدهد که اعتماد به مردم نتایج بزرگی در همه عرصه ها به بار خواهد آورد. 

کاهش فاصله مردم و مسولین، پیش شرط مردمی سازی

شاید یکی از مهمترین پیش شرط های تحقق مردمی سازی مدیریت در کشور کاهش فاصله مدیران و مسولان جمهوری اسلامی با توده های مردم باشد. به بیان دیگر تا زمانی که مدیران کشور از نزدیک در میان مردم حضور پیدا نکنند، مشکلات، مسائل و حرفهای آنها ندیده و نشوند درک دقیقی از خلاها و به طور توامان ظرفیتهای مردمی برای حل مسائل نخواهند داشت. مثال بارز این موضوع مساله وضعیت آسیب های اجتماعی در جامعه است. در حالی که بسیاری از مسولین از دفاتر کار خود و به واسطه گزارشهای مدیریتی از وضعیت این آسیبهای مطلع میشوند، مردم به عنوان کسانی که به طور دائم در جامعه حضور دارند به خوبی بر مشکلات و آسیبها آگاه هستند. در این میان تنها یک اعتماد تاریخی لازم است تا بتواند چنین ظرفیتهای مردمی بزرگی را در قالب انجمنها و نهادهای اجتماعی ساماندهی کند و بوسیله آنها مدیریت آسیبهای اجتماعی را توسط خود مردم به دست بگیرد. چیزی که شاید نمونه آن را بتوان در شیوه مدیریتی محمد باقر قالیباف در شهرداری تهران یافت. 

مردمی سازی تک ساحتی، مردمی سازی چند ساحتی

تاکید رهبر انقلاب در سالهای اخیر بر موضوع اقتصاد مقاومتی سبب شد تا تکاپویی در بین مسولین ایجاد شود. اقتصاد مقاومتی به عنوان نسخه شفابخش وضعیت کنونی کشور اساس خود را بر ظرفیتهای مردمی قرار میدهد. همین موضوع سبب شد تا اندکی به نقش مردم حداقل در طرح های نظری توجه شود. با این حال آنچه که ذکر آن لازم است این است که مردمی سازی در مدیریت نباید فقط به حوزه اقتصاد متمرکز شود. در واقع فرهنگ و هنر، سیاست، مسائل اجتماعی و... عرصه هایی هستند که در کنار حوزه ی اقتصاد مردمی سازی در آنها باید مورد توجه قرار گیرد و به عبارت دیگر مدیریت مردمی در «همه» عرصه ها متجلی شود.

بسیج؛ تجلی مدیریت جهادی مردمی

تاریخ 40 ساله انقلاب اسلامی مملو است از نمونه ها و الگوهایی است که مصداق بازر مردمی سازی مدیریت در کشور هستند. بسیج را میتوان به عنوان اولین نهاد مردمی انقلابی لحاظ کرد که نقش ویژه ای در تاریخ انقلاب داشته است. در برهه های حساسی چون دفاع مقدس همین سازماندهی مردمی بود که توانست به کمک دولتمردان بیاید و کشور را از بحران هایی بزرگ رهایی بخشد. بسیج به عنوان یک الگوی موفق مدیریتی درعین حال مصداق بارزی از مدیریت جهادی است. مدیریتی که در آن نقش مردم بیش از هر عنصر دیگری پر رنگ است. با این حال در شرایط حاضر نیازمند آن هستیم تا بازنگری مجددی نسبت به نقش این نهادهای مردمی صورت بگیرد و با توسعه حوزه کارکردی آنها، از ظرفیتهای آنها در همه عرصه های استفاده شود.

رویکرد نخبه‌گرا و نگاه تزیینی به مردم، آفت مردمی سازی

یکی از مهمترین موضوعاتی که تحقق «مردمی سازی» را در حوزه های مختلف با مانع روبرو میکند همانا رویکرد نخبه گرا در حوزه مدیریتی است. رویکرد نخبه گرا بر این اساس استوار است که عامه مردم قدرت و ظرفیت مدیریت را ندارند. چنین رویکردی با نگرشی تکنوکرات گونه به جای آنکه مردم را ولی نعمت خود بداند، خود را محق میداند که بر مردم حکومت کند و خدمت به مردم را نه یک وظیفه که لطفی با منت میداند. طرفه آنجاست که این رویکرد مدیریتی در بزنگاه هایی که به اعتبار و حمایت اجتماعی نیاز دارد، به سراغ مردم می رود و با شعارهایی آتشین از مردم و نقش آنها در مدیریت کشور سخن می گوید. چنین رویکردی در حقیقت نگرشی تزیینی به مردم و نقش آنها در عرصه کلان مدیریت کشور دارد. این همان نگاهی است که محمد باقر قالیباف از آن این چنین سخن میگوید: « برخی می‌گویند مردم پیچیدگی‌‌های اداره امور کشور را نمی‌دانند و به همین دلیل بهتر است که در اداره کشور دخالت نکنند. این افراد مردم را فقط برای اوقاتی که خودشان تشخیص می‌دهند لازم دارند. اگر در اقتصاد فساد هست،‌ به این دلیل است که مردم را از اقتصاد حذف کرده‌اند. چطور در جایی که جنگ و خون و شهادت هست،‌جای مردم هست،‌ اما در اقتصاد و مدیریت و ... مردم نمی‌توانند؟»