به گزارش افکارنیوز،

 صادق عبدی عضو هیات علمی دانشگاه در یادداشتی به بررسی موضوع ادعایی آقای ظریف وزیر امور خارجه درباره پولشویی پرداخته است که متن آن بدین شرح است:

متن کامل این یادداشت بدین شرح است: 

 «پولشوئی» کلمة الحق و یراد بها الباطل

جمله فوق که از عبارات حق و صحیح، معنای باطل و عوام فریبانه اراده می‌شود، جمله ای است آشنا که در اکثر زمانها توسط زمامداران برای رسیدن به هدفی مشخص مورد استفاده قرار گرفته و می‌گیرد.

پولشوئی اگر چه متاسفانه در جامعه ما وجود دارد و یک واقعیت است ولی امروزه هدف از طرح آن مبارزه با فساد پولشوئی نیست بلکه به منظور پیاده کردن هدفی است که مدعیان مبارزه با پولشویی در پی آنند و آن موضوع تصویب c.f.t یا کنوانسیون مبارزه با تامین مالی تروریسم است.

اثبات این ادعا که هدف از طرح پولشوئی مبارزه با آن نیست با توجه به دلایل ذیل، چندان مشکل نیست چرا که:

دلیل اول: راه مبارزه اتکاء به قانون داخلی است: آنچه را که می‌تواند یک کشور را از مقوله فساد اقتصادی و پولشوئی نجات دهد تصویب و تدوین یک قانون همه جانبه، متقن و مهمتر از آن اجرای ان است کما اینکه کشورهائی که در این زمینه موفق شدند از همین طریق اقدام کردند، نه پیوستن به کنوانسیون‌هائی که هدف از الحاق به آنها آثار مشخصی را برای کشور ترسیم نمی‌کند.

دلیل دوم: عمل نکردن به قانون مربوط به شفاف سازی حقوق مسئولین: خلاف واقع بودن ادعای مبارزه با پولشوئی آنچنان روشن است که جای هیچ شک و شبهه ای را باقی نمی‌گذارد. چون مجلس چند وقتی است که در خصوص شفافیت حقوق مسئولان قانونی را از تصویب گذارانده است ولی نه مجلس آنرا اجرا کرده است و نه حتی اراده بر اجرای آن دارد و نه دولت در صدد اجرای ان بر آن برامده است و قصد اجرای آن را دارد و نه قوه قضائیه تا کنون اقدامی در این خصوص انجام داده است. سوال این است مسئولینی که قانون شفافیت حقوق را که‌کوچکترین قدم مبارزه با فساد اقتصادی و پولشوئی است، عمل نمی‌کنند حال مردم فهیم ما چگونه باور کنند که هدف مسئولین ما از تصویب قانون الحاق به c, f, t ، مبارزه با پولشوئی است؟

دلیل سوم: عمل نکردن به قانون مبارزه با پولشوئی: مگر درسال ۱۳۸۶ قانون مبارزه با پولشوئی تصویب نشد پس چرا تا کنون به مرحله اجرا در نیامده است؟ چرا همت بر اجرای آن در داخل کشور نیست؟ آقای مسئولی که فریاد میزنی در کشور پولشوئی کلان وجود دارد و تنها‌راه مبارزه با آن را در پیوستن به c,f,t می‌دانید سئوال این است شما که از طریق قانون داخلی که تمام ابزار اجرا در داخل کشور مهیاست نمی‌توانید و یا نمی‌خواهید با پولشوئی مبارزه کنید مردم چگونه باور کنند که شما می‌خواهید با‌ پیوستن به یک کنوانسیون که تمامی اسباب قدرت اجرا در دست شما نیست، با پولشوئی مبارزه کنید؟

روی سخن بنده‌ صرفا با موافقین الحاق نیست بلکه با مخالفین هم هست و این سئوال نسبت به آنها هم قابل طرح است. شما که ادعای مبارزه با پولشوئی را از طریق وضع واجرای قانون داخلی می‌دانید چرا تا کنون در راستای اجرای قانون مبارزه با پولشوئی اقدام موثری انجام ندادید؟ چرا قانون مربوط به شفافیت حقوق مسئولین را عمل نکردید‌؟ چرا دانه درشتها در سایه‌ای از امنیت بسر می‌برند‌؟ چرا آنان که به نوعی به قدرت سه گانه متصلند هنوز‌ نسبت به خیلی‌ها اقدام قضائی انجام نگرفته و نسبت به انهائی که اقدام صورت گرفته‌ علیرغم گذشت چند سال تکلیف آن مشخص نشده است ؟

دلیل چهارم: تصویب c.f.t مشکلی را حل نمی‌کند: الحاق‌ به کنوانسیون c.f.t مشکل ما را در مبارزه با پولشوئی‌حل نمی‌کند چرا که

اولا: کشور ایران در مفهوم و یا حداقل در مصداق تروریسم با کشورهای عضو این کنوانسیون اختلاف نظر دارد و فشار آوردن به ایران برای الحاق به این کنوانسیون و قراردادن ایران در لیست سیاه‌ بزرگترین‌ دلیل بر این ادعا است در حالی که ایران در صف اول مبارزه باتروریسم بوده است.

ثانیا‌: شرط مذکور‌ در‌ کنوانسیون مبارزه با تامین مالی تروریسم در خصوص مفهوم تروریسم و تعیین مصداق بر اساس این مفاهیم و نیز توصیه‌های چهل گانه در گروه اقدام مالی f.a.t.f از جمله شروط الزامی هستند و لذا‌ ایران نمی‌تواند در خصوص این شرط از حق رزرو استفاده کند و مصوبه مجلس هم از دیدگاه آن گروه اعتباری نخواهد داشت.

ثالثا: کشورهای غربی و اروپائی در خصوص مبارزه با پولشوئی یک بام و دو هوا عمل می‌کنند آنجا که پولشویی به نفع خودشان و سبب سرمایه گذاری در کشورشان باشد اشکالی ندارد اما اگر‌ مربوط به کشورهائی باشد که‌ خوشایند انان نیست‌‌‌ به عنوان یک حربه بر علیه آنان استفاده می‌کنند‌ اثبات این ادعا کار چندان دشواری نیست چرا که به عنوان نمونه مگر آقای خاوری بیش از سه هزار میلیارد تومان از بیت المال اختلاس نکرد الان در کدام کشور مستقر شده است؟ غیر از این است که کانادا که یک کشور اروپائی است و از مدافعان مبارزه با پولشوئی و از اعضای f.a.t.f و c.f.t است به او تابعیت داده و در آنجا مقیم شده است؟ چرا دولت کانادا نه تنها اعتراضی نکرده و در خصوص پولشوئی از او باز خواستی نکرده است بلکه او را با آغوش باز و به عنوان سرمایه گذار در کشورش پذیرفته است و سایر کشور های اروپائی هم دم بر نیاوردند‌؟

اما در مقابل اخیرا اخباری منتشر شده است که ۴۷ در صد پولهای کثیف جهان در آمریکا و۳۰ درصد در کشورهای اروپائی در جریان و گردش مالی است‌ و ۹۹ در صد این پولهای کثیف موفق‌ به عبور از سیستم های‌ نظارتی آمریکا و اروپا شد و حدود ۸۰ در صد آن مجددا برای سرمایه گذاری و ساماندهی جنایات دیگر به‌کار می‌روند اثبات این موضوع هم کار سختی نیست چرا که گروه‌های تروریستی داعش، النصره و طالبان دست پرورده چه کشورهائی هستند؟ و این همه هزینه‌های سرسام آور را از کدامین منبع تامین می‌کنند؟ و چه کشورهائی از آنان حمایت می‌کنند؟

دلیل پنجم: عدم توانائی اروپا در ایجاد کانال مالی

همگان می‌دانند که یکی از اهداف اصلی در برجام و هدف اصلی در پیوستن به f.a.t.f وc.f.t برقراری ارتباط مالی و بانکی بوده است که از این طریق ایران بتواند منابع ارزی خودش را نقدا دریافت کند. در برجام به این هدف نرسیدیم‌ اما اروپائی‌ها مدعی هستند که بدون آمریکا قصد دارند کانالی ویژه برای تبادلات مالی  و تجاری میان ایران و اتحادیه اروپا به عنوان جایگزین سوئیفت وهمچنین برای خرید نفت ایران دردوران پسا تحریم نفتی ، راه اندازی کنند اما به نظر میرسد اروپائی‌ها توان ایجاد این کانال را ندارند و بر فرض ایجاد، هدف اصلی برآورده نمی‌شود چرا که

اولا: اکثر کشورهای اروپائی از ایجاد این کانال در کشورشان امتناع می‌کنند

ثانیا: اگر می‌خواستند و می‌توانستند می‌بایست تا ۱۳ آبان که وعده‌اش را داده بودند عمل می‌کردند و حال اینکه تا کنون چیزی جزء وعده خبری از آن نیست.

ثالثا: بر فرض هم بتوانند چنین کانالی را ایجاد کنند ولی در عمل یک کانال بی خاصیت خواهد بود چرا که وجود تحریم‌های ثانویه آمریکا اجازه حضور و همکاری شرکت‌های اروپائی را به ایران نمی‌دهد و به همین دلیل شرکت‌های بزرگ اروپائی از ایران خارج شدند.

رابعا: شاید هدف از بحث ایجاد کانال مالی توسط اروپا و امیدوار کردن ایران به آن از تبانی پشت پرده آمریکا و‌ اروپا باشد تا هم ایران را در برجام نگهدارند و هم تحریم‌ها سر جایش باقی بماند.

نتیجه نهائی: اگر چه پولشوئی‌ متاسفانه یک واقعیت تلخ موجود است ولی راه مبارزه با آن پیوستن به f.a.t.f و کنوانسیون c.f.t نیست بلکه عمل کردن به قانون مبارزه با پولشوئی و هر کار و اقدامی که منجر به شفافیت سازی مالی می‌شود، توسط تمامی دستگاه‌های تقنینی، اجرائی و قضائی است. 

در پایان لازم به ذکر است که مسئولان کشور خصوصا دستگاه دیپلماسی باید واقع بینانه‌تر عمل کنند و از استدلال‌های سفسطه گونه و از بیان نتایج فرعی بی حاصل دست بردارند یکبار با تحریک افکار عمومی با بیان اظهارات خلاف واقع، برجام نافرجام به این ملت تحمیل شد بار دیگر به بهانه وجود پولشویی در ایران‌ و تنها راه مبارزه با آن پیوستن به c.f.t است درصدد تحریک افکار عمومی نباشند به تعبیر دیگر آدرس غلط به مردم ندهند.