فصلی جدید در روند تحولات منطقه

رویداد اسقاط پیشرفته‌ترین پهپاد جاسوسی امریکا از سوی پدافند سوم خرداد نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اگرچه به لحاظ تحمیل هزینه نظامی بر رژیم متجاوز امریکا ممکن است در مقایسه با هزاران میلیارد دلاری که این رژیم به دلیل تجاوزات سه‌دهه اخیر و برای حفظ سلطه در منطقه غرب آسیا متحمل شده است، چندان قابل ذکر نباشد، اما به لحاظ ارزش عملیاتی و لطمه‌ای که به اعتبار و حیثیت نظامی امریکا در جهان وارد کرده است، در مقایسه با بسیاری از حوادث و تحولات نظامی سال‌های اخیر، اهمیت بیشتری دارد و می‌توان آن را نقطه ثقلی در روند تحولات منطقه دانست.

تشدید تحرکات نظامی امریکا علیه ایران در کنار تشدید فشارهای اقتصادی که در ماه‌های اخیر با تروریست اعلام کردن سپاه و خبرسازی پیرامون اعزام ناو هواپیمابر و ناوها و هواپیماهای عملیاتی به منطقه به اوج خود رسیده است، مبتنی بر این برآورد تندروهای کاخ سفید است که ناکامی در شکست اراده مقاومت مردم ایران با اعمال بی‌نظیرترین تحریم اقتصادی را با تمسک به تهدید نظامی و معتبرسازی احتمال حمله امریکا به زیرساخت‌های اقتصادی ایران به نتیجه برسانند.

این ترفند کاخ سفید در سخنان هایکو ماس، وزیرخارجه آلمان و شینزو آبه، نخست‌وزیر ژاپن در آستانه ورود به ایران کاملاً آشکار بود، چراکه هردو بر شرایط حساس نظامی منطقه و احتمال وقوع درگیری اعلام نگرانی کرده و با همین هدف تلاش داشتند تحرکات میانجی‌گرانه خود را که آن هم هدفی جز شکست اراده مقاومت مردم ایران نداشت، توجیه کنند.

هدف‌گیری پهپاد آرکیو ۴ گلوبال هاوک، توسط پدافند ضدهوایی ایرانی سوم خرداد را قبل از ویژگی‌های سخت‌افزاری هواپیمای مذکور و یا حتی سیستم پدافند بومی ایرانی، باید از عنایات الهی و مصداق شریفه «ما رَمَیت اذ رمیت و لکن الله رَمَی» دانست که در طول انقلاب اسلامی و دوران جنگ تحمیلی و بسیاری از رویدادهای مهم نظامی، امنیتی و… بارها شامل حال مردم ایران شده است، اما باوجود این، این رویداد به دلایل متعدد منشأ تحول و مقدمه فصلی جدید در روند تحولات منطقه خواهد بود که در اینجا به مصادیقی از آن اشاره می‌شود.

۱.- اسقاط پهپاد شکست هیمنه نظامی امریکا را درپی داشت چرا که به لحاظ نظامی طراحی بدنه و سیستم‌های هوشمند پهپاد مذکور از منظر امریکایی‌ها به‌گونه‌ای است که آن‌ها تصور نمی‌کردند که سیستمی قادر باشد این هواپیما را هدف قرار دهد. جینز دیفنس، از معتبرترین نشریات نظامی جهان در این زمینه می‌نویسد که سرنگون ساختن پهپاد آرکیو ۴ گلوبال‌هاوک نیروی دریایی امریکا مؤید این نکته است که ایران به شدت قابلیت‌های پدافند هوایی خود را در سال‌های گذشته ارتقا داده است.

سرنگون ساختن این پهپاد توسط متخصصان رخدادی بزرگ است. اسپوتنیک، رسانه معروف روسی نیز نوشت امریکایی‌ها مدعی بودند که این پهپاد قابلیت عبور از همه نوع سیستم‌های راداری را دارد و با توجه به امکان پرواز در ارتفاع بالای ۶۵ هزار پا و سرعتی بالا و نوع آلیاژ ساخت آن، به هیچ‌وجه نه قابل ردیابی است و نه توسط هیچ سیستم پدافندی قابل سرنگونی می‌باشد. اسپوتنیک می‌افزاید: سرنگونی این هواپیما نشان می‌دهد که ایرانی‌ها نوعی موشک فوق سری افسانه‌ای در اختیار دارند که افسانه‌های امریکایی‌ها را می‌تواند به باد دهد.

توانمندی‌های ایران در تولید تجهیزات دفاعی در مواجهه با شناورها از دیگر عرصه‌هایی است که امریکایی‌ها را نسبت به مقابله احتمالی با ایران در منطقه به شدت نگران کرده است.

 

۲- هدف‌گیری پهپاد بیانگر اراده ایران در مدیریت سطح تنش در عین اثبات توانمندی دفاعی است، چرا که ایران با هدف قرار دادن هواپیمای جاسوسی سرنشین‌دار امریکایی می‌توانست منازعه را به‌گونه‌ای دیگر ترسیم نماید و این نشانه قدرت و توان ایران در مدیریت سطح و دامنه تنازع است.

 

۳- ضربه رویداد فوق بر نظام تصمیم‌گیری امریکایی‌ها به گونه‌ای است که با گذشت چند روز پس از آن حادثه، پس‌لرزه‌های آن هنوز در مواضع متضاد ترامپ و دیگر اعضای تیم او در کاخ سفید دیده می‌شود. ادعای لغو تصمیم حمله نظامی به ایران ۱۰ دقیقه قبل از عملیات، ادعای عدم لغو عملیات و احتمال انجام آن در آینده، به حاشیه راندن جان بولتون، اختلاف میان وزارت‌خارجه با مشاور شورای عالی امنیت ملی امریکا، اختلاف میان وزارت خارجه با پنتاگون و اختلاف میان ستاد شرق ارتش امریکا با پنتاگون، از جمله مواضع متناقضی است که این روزها حتی رسانه‌های امریکایی را نیز به تحیّر وا داشته است.

 

۴- هدف‌گیری پهپاد در عین عدم غافلگیری و هوشیاری ایران در برابر هر تجاوز، حتی به حریم آب‌های سرزمینی، آمادگی ایران را در برابر هرگونه تهدید و تجاوز نشان داد و هزینه هرگونه هجمه به ایران را در صورت تجاوز احتمالی و یا حتی تداوم وضع موجود به رخ دشمنان کشید.

 

۵- حمله به پهپاد امریکایی پیام ویژه‌ای را نیز برای شیخ‌نشین‌های منطقه داشت که با امید قدرت نظامی امریکا در برابر ایران، استقلال و عزت خود را به بهای اندک به امریکایی‌ها فروخته و سلطه این رژیم را بر ارکان خود پذیرفته‌اند، به این امید که امنیت‌شان تأمین شود. اما پس از این حادثه، جدی‌ترین عقب‌نشینی‌ها را سران این رژیم‌ها داشتند، چراکه درک کردند که در صورت وقوع هر درگیری نظامی، نظام اقتصادی و امنیت درونی‌شان دچار فروپاشی خواهد شد و ترامپی که رسماً اعلام کرده که عبور نفت از تنگه هرمز برایش اهمیتی ندارد، طبعاً حاضر نیست جان سربازان امریکایی را برای حفظ امنیت آن‌ها به خطر بیندازد.

 

۶- حادثه سقوط پهپاد، موقعیت نیروهای مقاومت در منطقه را به شدت ارتقا داد و هم‌افزایی آن را در مواضع این نیروها در یمن، فلسطین، لبنان، عراق و… می‌توان دید و در نقطه مقابل ترس و نگرانی صهیونیست‌ها سبب شد که آن‌ها تا چند روز نسبت به این حادثه سکوت کنند، به گونه‌ای که برایان هوک ناچار شد برای تقویت روحیه صهیونیست‌ها به سرزمین‌های اشغالی سفر و آن‌ها را دلداری دهد.

 

۷- نگرانی اروپایی‌ها کمتر از نگرانی صهیونیست‌ها و کشورهای عربی نیست. آن‌ها که در جریان یک جنگ احتمالی در منطقه، به ویژه از بحران انرژی بیشترین خسارت را می‌بینند، بعد از این حادثه به تکاپو افتاده‌اند تا بتوانند به زعم خود زمینه مذاکره بین ایران و امریکا را فراهم و امریکایی‌ها را به دادن امتیاز به ایران متقاعد کنند.

 

۹- این حادثه ضمن اثبات آمادگی دفاع ایران حتی از محدوده آب‌های سرزمینی، پیامدهای احتمالی یک درگیری را به امریکایی‌ها نشان داد و ثابت کرد که بر خلاف جنگ نفتکش‌ها در سال‌های ۶۶ و ۶۷، این بار محدوده درگیری برای آن‌ها قابل کنترل نیست و به همین دلیل، این حادثه خود به عنوان مقدمه‌ای برای جلوگیری از هرگونه درگیری نظامی در منطقه، در محاسبات دشمنان جلوه گر شده و موقعیت و توان بازدارندگی ایران را اثبات کرده است.

 

۱۰- تلاش ناکام امریکایی‌ها در ایجاد اجماع بین‌المللی علیه ایران از دیگر پیامدهای این حادثه است، به گونه‌ای که در نشست شورای امنیت نیز در محکوم کردن ایران ناکام ماندند. در روزهای اخیر سفر دوره‌ای جان بولتون، پمپئو، برایان هوک و وزیر خزانه‌داری امریکا، حتی به همراهی کشورهای منطقه با امریکا نیز منجر نشد و آن‌ها هم تلاش کردند از سیاست‌های تندروانه امریکا فاصله بگیرند.

 

۱۱- با توجه به ادعای ترامپ مبنی بر قصد امریکا بر حمله به سه نقطه ایران در شامگاه روز پنج شنبه و ادعای اینکه آمار ۱۵۰ کشته احتمالی باعث شد که تصمیمش را لغو کند، با استناد به گزارش نشریه نیویورک تایمز، آنچه باعث لغو این تصمیم شد پاسخ‌های قطعی ایران و نیروهای مقاومت به تجاوز احتمالی کاخ سفید بود که تلفات سنگینی را برای امریکا به همراه داشت و اعتبار نظامی امریکا را بیش از پیش زیر سؤال می‌برد. آمادگی و ظرفیت پاسخگویی ایران و نیروهای مقاومت این روزها به عامل بازدارنده‌ای در برابر تهدیدات احتمالی امریکا تبدیل شده است.

عباس حاجی نجاری