به گزارش افکارنیوز،

ذکر گفتن، دعا کردن، توسل، نماز خواندن، قرآن خواندن، سفر به اماکن مذهبی، نذر و نیاز و ... این ها نمونه هایی از اعتقاداتی و اعمالی است که بیشتر بچه مسلمان ها با آن آشنایی دارند و برخی سعی می کنند برای بهبود روابط خود با پروردگارشان بیشتر به این موضوعات بپردازند ، آنقدر زیاد که بعضا زده می شوند، خسته می شوند و دیگر حالی برای عبادت واجب خودشان هم نمی ماند .

امام علی (ع) می فرمایند:

"دل گاهی میل دارد و گاهی میل ندارد (اقبال و ادبار). هر گاه حال خوشی داشتید، نافله را هم بخوانید. هر گاه می بینید میل ندارید، به واجبات اکتفا کنید".

حال با این تفاسیر یک سری اذکار هستند که آنقدر طولانی اند و سخت که اگر حال نداشته باشیم شاید سبب شود که کلا قید ذکر گفتن را بزنیم، که در همین راستا و برای جلوگیری از چنین اتفاقی باشگاه خبرنگاران جوان قصد دارید تا شما را با مراد از ذکر گفتن و فلسفه اذکار طولانی و همچنین مناسب ترین زمان برای ذکر گفتن آشنا نماییم، پس پیشنهاد می کنیم اگر از این حالت گریزان هستید این مطلب را از دست ندهید.

مراد از ذکر چیست؟

ذکر و یاد خدا آثار سازنده روحى و اخلاقى فراوانى دارد که یاد متقابل خدا از بنده، روشنى دل، آرامش قلب، ترس از (نافرمانى) خدا، بخشش گناهان، و علم و حکمت از جمله آنها است. معمولاً ذکر را به دو نوع قلبی و لسانی تقسیم کرده اند که از ذکر لسانی به "ورد" هم تعبیر می شود.

ذکر در معنای حقیقی خود به معنای به یاد آوردن است و ازاین دیدگاه هر موجودی بسته به مرتبه وجودی خود در مقامی خاص از یاد خدا قرار دارد و هر انسانی هم به میزان خود آگاهی نسبت به مبدأ خود در درجه ای از یاد خدا قرار دارد یا دچار نسیان نسبت به هویت حقیقی خود شده است؛ از همین روی انسان کامل تجسم یاد و اوج به یاد آوردن خداوند است، همان گونه که یکی از نام های پیامبر اسلام (ص) هم ذکر است.

ورد یا ذکر لسانی هم که در شریعت و عرفان هر کدام به نوعی خاص مورد توجه قرار گرفته است، هدف از آن توجه دادن انسان به خداوند و احیای قلب با یاد او است تا آن جا که در پرتو این ذکر و یاد مداوم، حجاب های بین ذاکر و مذکور از میان برداشته شود. از همین روی طریقه اذکار در عرفان هم مقدمه ای برای نیل به این هدف بزرگ است که قابلیت لازم برای کنار زدن حجاب های عوالم کثرت و ظلمت را در وجود سالک فراهم می کند.

فلسفهء ذکرهای طولانی چیست ؟

افراط و تفریط در هر کاری ، نه تنها انسان را به نتیجه دلخواه نمی رساند ، بلکه گاه نتیجه عکس می دهد .این حکم کلی در مورد عبادات هم صادق است . اگر میزان عبادت ها با ظرفیت انسان متناسب نباشد ، چه بسا باعث دلزدگی از کل عبادات شود .

بنابراین به جا است که انسان در امور عبادی خود نیز مدیریتی واقع گرا داشته باشد .

در امورعبادی اولویت را به انجام واجبات و ترک محرمات داده ، سعی کنید به طورتدریجی به آنچه که ملاک اسلام است، نزدیک شوید .

در مستحبات اصلا به خود فشار نیاورید . سختگیر نباشید و به اندازه حالی که دارید ، مستحبات را انجام دهید . در صورتی که انگیزه ای برای عمل مستحبی ندارید، به خود فشار نیاورید .

از بعضی روایات استفاده می شود که همیشه حالات روح را باید ملاحظه کرد. از هر گونه اکراه و اجبار و تحمیل اجتناب ورزید.

امام علی(ع) با تأکید بر این مطلب ، دلیل را چنین می فرماید:

"إنّ القلب إذا أکره عمی؛ دل اگر مورد اجبار قرار گیرد، نابینا می شود".

یعنی شوق و رغبتش می رود ، کسالت و بی حالی عارضش می شود .

ایشان در جایی دیگر می فرماید : "دل گاهی میل دارد و گاهی میل ندارد (اقبال و ادبار). هر گاه حال خوشی داشتید، نافله را هم بخوانید. هر گاه می بینید میل ندارید، به واجبات اکتفا کنید".

 از نماز ها یا دعاهای طولانی مدت که خستگی و کسالت روحی برای شما دارد ، جدا بپرهیزید . در اسلام بیش از کمیت برکیفیت عمل تاکید شده است.

به تدریج بکوشید همراه با تنظیم وقت برای عبادات ، معرفت و شناخت خود را از مسایل عقیدتی مانند خداشناسی ، پیامبر و امام شناسی و معاد شناسی بالا ببرید . تا ظرفیت تحمل شما افزوده شود و بتوانید از عبادت لذت ببرید .

درباره فلسفه احکام و عبادات و اسرار باطنی و حقایق پنهان آن مطالعه نمایید.

مثل کتاب اسرار عبادات آیت الله جوادی آملی ، پرواز در ملکوت امام خمینی ، معراج السعادة نراقی ،فصل اسرار وضو و نماز و حج .

زیرا وقتی عبادت همراه با شناخت و معرفت باشد ، حالت نشاط و شادابی در انجام آن ها حفظ خواهد شد .

اهل سیر و سلوک معتقدند که روح انسان همانند جسم هم به تغذیه نیاز دارد و هم به ورزش نیاز . تقید و پایبندی به انجام واجبات در اولین لحظات وجوبش مثل خواندن نماز های واجب در اول وقت، و ترک گناهان کوچک و بزرگ است ، ولی ورزش روح آن است که باید متناسب با میزان معرفت و آگاهی از احکام ظاهری و اسرار باطنی و ظرفیت و توانایی های روح به گفتن برخی ذکر ها و انجام برخی مستحبات و ترک بعضی مکروهات پرداخت .

همان گونه که اگر یک وزنه بردارتازه کار، وزنه بزرگی را بر دارد ، یا کسی که تاکنون کوهنوردی نکرده ، بخواهد مسیر طولانی و پر فراز و نشیب و سنگلاخی را بپیماید ، نه تنها برای سلامت جسمش مفید نیست ، بلکه ضرر مأیوس کننده و باز دارنده از ادامه ورزش را همراه دارد ، ورزش روحی نیز همین وضعیت را دارد .

از این رو اهل سیر و سلوک گفتن بعضی ذکرها و خواندن برخی نمازهای مستحبی را برای بعضی افراد تجویز نمی کنند. .به همین خاطر است که در بعضی کتاب ها نوشته شده که در حرم ائمه علیهم السلام زیاد نمانید ، پیش از آن که خسته شوید، از حرم خارج شوید تا دوباره با اشتیاق بدان جا برگردید.

دعا چند قسم دارد؟!

دعا بر دو قسم است:

قسم اوّل:

گاه انسان به زبان خود، خدا را می‌خواند و از او حاجت طلب می‌کند.

در این گونه دعا خواندن دعا به صورت دستورات وارده شرط نیست؛ هر کسی می‌تواند به زبان خود خدا را بخواند و با او مناجات کند.

خداوند نیز به تمام آن چه بنده می خواهد، به هر زبان و به هر شکل باشد، احاطه دارد.

قسم دوم:

دعاهایی است که به زبان عربی و به کیفیت خاص نقل شده است؛ مانند دعای ایام خاص و با فضیلت.

اگر بخواهیم فضیلت این گونه دعاها را به صورت کامل درک کنیم ، باید آن ها را به زبان عربی و به همان صورت که گفته شده بخوانیم؛ البتّه اگر معنای آن ها را بفهمیم، دعا کامل‌تر است.

چون مضامین عرفانی و ملکوتی آیات الهی و ادعیه از طرف معصومان، انس خاصی با فطرت معنوی هر انسان حقیقت طلبی دارد. هنگامی که ادا می شوند, با روح و روان آدمی همراه می شوند.

گویا ملکوت دعاها و الفاظ با سرشت و خمیره بشر آمیخته است . علاوه بر آن که در بسیاری از موارد ادعیه ماثوره راه و روش دعا کردن و چگونگی بیان خواسته ها و مهم تر اینکه چه چیز هایی را از خدا خواستن به ما یاد می دهند . البته در بعضی موارد طولانی شدن دعا ها یا زیارت ها به جهت مضامین آن ها و در واقع جنبه آموزشی دارد مثل زیارت جامعه کبیره یا دعای جوشن کبیر .

روشن است که هر کس باید به اندازه ظرفیت خود به آن ها بپردازد و از آن ها بهره برداری کند.