چیزی که امروز میبینیم، بیشتر شبیه به یک «تعلیق مطلق» است؛ تعلیقی که نه فقط لیگ و فوتبال داخلی را نیمه جان کرده، بلکه کل فوتبال کشور را در وضعیتی بلاتکلیف، فرسایشی و بیاعتبار قرار داده است.
ماجرا از جنگ ظالمانه علیه ایران شروع شد؛ اتفاقی که طبیعتا فوتبال کشور را هم مثل همهچیز تحت تاثیر قرار داد و تعطیلی مسابقات در آن مقطع، تصمیمی اجتنابناپذیر بود. هیچکس نمیتوانست انتظار داشته باشد در آن شرایط، لیگ طبق روال عادی ادامه پیدا کند اما مشکل از جایی آغاز شد که پس از آتشبس، همهچیز وارد فاز جلسه، تعویق، بررسی، دودلی و فرار از تصمیمگیری شد.
تیمها تمریناتشان را از سر گرفتند و پس از نزدیک به ۴۰ روز، منظم و روزانه فعالیتهای عادی خود را از سر گرفتند اما پس از برگزاری چندین و چند جلسه حضوری و غیرحضوری و بررسی سناریوهای مختلف، خروجی یک چیز بود: هیچ!
در نهایت هم سادهترین تصمیم گرفته شد و قرار شد لیگ بعد از جامجهانی برگزار شود؛ تصمیمی که شاید روی کاغذ کمهزینه به نظر میرسید اما در عمل، فوتبال ایران را وارد بحرانی بزرگتر کرد.
با این حال اما سوالی که احتمالا هیچکس در فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ حاضر نیست به آن جواب بدهد، این است: چرا همان زمان لیگ را برگزار نکردید؟
حتی اگر مسابقات با سختی، فشردگی یا شرایط خاص برگزار میشد، تا امروز یا لیگ تمام شده بود یا حداقل بخش مهمی از بازیها انجام شده بود. در آن صورت، فشار مسابقات بعد از جامجهانی (اگر برگزار شود!) تا این اندازه سنگین نمیشد و فوتبال ایران با یک فصل نیمهکاره و آیندهای مبهم مواجه نبود.
اما حالا چه داریم؟ یک لیگ معلق، باشگاههای سردرگم، بازیکنانی که ماههاست حقوق نگرفتهاند و نمیدانند تکلیف قراردادشان چه خواهد شد، تیمهایی که نمیدانند فصل بعد در چه شرایطی باید بسته شوند، مربیانی که برنامهریزی ندارند و از همه مهمتر، فوتبالی که عملا از اولویت افکار عمومی خارج شده است.
در این شرایط مهمترین نکته این است که مشکل اصلی، اشتباه کردن نیست، بلکه ترس از تصمیم گرفتن است. همه میدانند که در شرایط غیرعادی این روزهای کشور، هیچ تصمیمی بینقص نیست. اگر لیگ ادامه پیدا کند، عدهای معترض میشوند. اگر لیگ تعطیل شود، باز هم اعتراض وجود خواهد داشت. اگر تیمهای آسیایی بر اساس جدول فعلی انتخاب شوند، بعضی تیمها ناراضی خواهند بود. اگر تیم سقوط نکند، یک گروه ناراحت میشود و اگر سقوط اعمال شود، گروه دیگری اعتراض خواهند کرد. تمام اینها طبیعی است، چون وضعیت کشور طبیعی نیست.
اما سوال اصلی اینجاست: آیا در چنین شرایطی نباید کماشتباهترین تصمیم را گرفت و با تمام قدرت پایش ایستاد؟
آیا مدیریت چیزی جز این است؟ اینکه وقتی همه انتخاب هر مسیری تبعات دارد، مسیری را انتخاب کنی که کمترین آسیب را بزند؛ نه اینکه ماهها هیچ تصمیمی نگیرید و کل فوتبال را در حالت کما نگه دارید.
در شرایطی که فصل آینده تقویم لیگ تداخل جدی با برنامه تیم ملی برای حضور در جام ملتهای آسیا خواهد داشت، چطور قرار است ادامه رقابتهای لیگ امسال بعد از جام جهانی برگزار شود؟
اتفاقی که اگر رخ بدهد، نظم لیگ بعدی را هم به کلی تحتتاثیر قرار خواهد داد!
وقتی واقعا امکان برگزاری منطقی لیگ وجود ندارد، فدراسیون باید صریح و شفاف اعلام کند و بگوید لیگ در همین نقطه به پایان رسیده و شایستهترین تیمهای جدول به عنوان نمایندگان ایران در آسیا معرفی شوند و و تاریخ نقل و انتقالات فصل جدید هم رسما اعلام شود.
آیا با این تصمیم هم مخالفت خواهد شد؟ قطعا! اما حداقل فوتبال از این وضعیت معلق و فرسایشی خارج میشود.
در حال حاضر نه لیگ برگزار میشود، نه تعطیل میشود، نه نقل و انتقالات شروع شده، نه تیمها میتوانند برنامهریزی کنند و نه کسی میداند فصل آینده اصلا چه شکلی خواهد بود و این بلاتکلیفی، از هر تصمیم اشتباهی مخربتر است.
به داد فوتبال برسید
فوتبال همیشه یکی از مهمترین سرمایههای اجتماعی کشور بوده؛ چیزی فراتر از یک ورزش. اما ادامه این وضعیت، فوتبال را بیشتر از همیشه به حاشیه خواهد برد.
مردم وقتی میبینند همهچیز از نظم عادی خود خارج شده، فوتبال را هم از اولویت ذهنیشان خارج خواهد کرد. باشگاهها بیاعتبارتر میشوند، کیفیت پایینتر میآید و فصل بعد هم قبل از شروع، وارد بحران خواهد شد. از آن طرف حالا تقریبا روشن است که فصل آینده باید با لیگ ۱۸ تیمی برگزار شود، چون عملا هیچ سازوکار مشخص و قابل اجرایی برای تعیین سقوطکنندهها وجود ندارد.
تمام سناریوها بارها مطرح شدهاند. همه راهحلها بررسی شدهاند. مشکل این نیست که گزینهای روی میز نیست؛ مشکل این است که هیچکس حاضر نیست مسئولیت تصمیم نهایی را بپذیرد.
باز هم تاکید میکنیم که در نهایت هر تصمیمی گرفته میشد، مخالفانی داشت و قطعا هیچ راهحل کاملاً عادلانهای وجود نداشت اما چیزی که امروز کاملا روشن است، این است که بزرگترین ضربه را نه جنگ، نه تعطیلی اولیه و نه حتی فشردگی تقویم، بلکه «بیتصمیمی» به فوتبال ایران وارد کرده است.
فدراسیون و سازمان لیگ، ماهها فرصت داشتند تا تکلیف فوتبال را روشن کنند اما هر بار تصمیمگیری را عقب انداختند، وارد جلسهای تازه شدند و باز هم از اعلام یک حکم قطعی فرار کردند. و حالا نتیجه مشخص است:
فوتبالی نیمهتعطیل، باشگاههایی خسته، بازیکنانی بلاتکلیف و فصلی که قبل از شروع، بوی بحران میدهد.