به گزارش افکارنیوز به نقل از جام جم آنلاين، سرزمين ايران از ۲۱۰ تا ۱۳۰ميليون سال پيش و بويژه در دوره ژوراسيك (۲۰۵ تا ۱۴۰ ميليون سال پيش) يعني در دوران دوم زمينشناسي كه به عهد دايناسورها معروف است به شكل مجمع الجزايري در اقيانوسي واقع در جنوب خشكي بزرگي كه شامل آسيا و اروپاي امروزي است، قرار داشت.

آب و هوای گرم و مرطوب آن زمان باعثرشد انبوهی از گیاهان به شکل جنگل‌ها و بوته‌زارهایی در این جزایر شده بود که آثار آنها امروز به شکل معادن زغال سنگ در شمال و مرکز کشور دیده می‌شود. این موضوعات شرایط را برای زیست دایناسورها در ایران مهیا کرده بود و بقایای فسیلی و آثار دایناسورهای ایرانی نیز تاکنون از چند نقطه از کوه‌های البرز و همین‌طور مناطقی از شمال کرمان یافت شده است. آثار یافت شده به طور عمده شامل ردپاها و به تعداد انگشت‌شماری شامل بقایای اسکلتی از قبیل قطعات استخوان و دندان است.

اولین آثار یافت شده دایناسورها در ایران ردپاهایی بود که در نتیجه پی‌جویی‌های اکتشاف زغال‌سنگ در دره نیزار در شمال زرند کرمان سال ۱۳۴۸ کشف شد. از قضا قالبی از این ردپاها در نمایشگاه بین‌المللی آسیایی که آن سال در تهران برگزار ‌شد به نمایش گذاشته شد.

این نمایش عمومی موجب جلب توجه مسئولان به حضور دایناسورها در ایران شده و مدت کوتاهی پس از آن اولین سفر اکتشافی برای یافتن آثار و بقایای دایناسور‌ها در ایران توسط سازمان زمین‌شناسی و با رهبری دایناسورشناس معروف فرانسوی آلبرت دولاپارن، که بسیاری از نقاط جهان را در جستجوی دایناسورها در نوردیده بود، در چند ناحیه از کرمان ترتیب داده شد.

در نتیجه این جستجوها آثار ردپای بیشتری از دایناسورها در دره نیزار کشف شد ولی بقایایی از اسکلت دایناسور‌ها بدست نیامد. بخشی از ردپاهای یافت شده به موزه سازمان زمین‌شناسی منتقل شد، اما اولین و زیباترین ردپای دایناسور ایرانی که همچنان به شکل طبیعی خود تا همین اواخر در دره نیزار قرار داشت، مدتی است توسط افراد سودجو و ناآگاه دچار تخریب‌شده و بخشی از آن از بین رفته است. پس از این اکتشافات ابتدایی، اثر دیگری از ردپای دایناسور در منطقه زیرآب مازندران(البرز غربی) یافت شد که نمونه فوق هم توسط دولاپارن مطالعه و به عنوان نمونه جدیدی از ردپای دایناسور نامگذاری شد.

متاسفانه به دلیل برخی سهل‌انگاری‌ها این اثر از بین رفته یا در محل نامعلومی نگهداری می‌شود. پس از این اکتشافات اولیه، ۳۰ سال فعالیت خاصی در زمینه اکتشاف و مطالعه دایناسورها در ایران صورت نگرفت تا آن که سال ۱۳۸۱ با تلاش‌های من و سازمان زمین‌شناسی کشور، دومین عملیات پی‌جویی دایناسورها در ایران با حضور متخصصانی از کشورهای برزیل و ایتالیا در منطقه کرمان برگزار شد.

در جریان این کاوش‌ها علاوه بر بررسی مجدد آثار ردپا در دره نیزار و کشف چند اثر دیگر در همان منطقه، با کمک، توصیه‌ها و راهنمایی‌های گزارش‌های دولاپارن توانستیم اولین آثار اسکلتی دایناسورها، که شامل چند قطعه استخوان و یک دندان بود را در رسوبات قرمز رنگ مشهور به سری‌بیدو در مسیر جاده کرمان ‌ راور پیدا کنیم. پیش از این برنامه اکتشافی نیز بررسی‌های من در این مناطق منجر به کشف آثار دیگری که می‌توان آن را به دایناسور‌ها نسبت داد، شد.

پس از این برنامه اکتشافی و باوجود اشتیاق متخصصان خارجی به ادامه پی‌جوی‌ها در ایران، فرصت ده ساله دیگری در اکتشاف دایناسور‌ها در ایران رخ داد و طی این دوره آثار ردپایی از یک دایناسور کوچک در منطقه هرزویل(البرز شرقی) مطالعه و معرفی شد. همچنین تخته‌سنگی که حاوی تعداد زیادی ردپای دایناسور با ابعاد مختلف بود در بین مصالح ساختمانی یک خانه روستایی در منطقه دشت خاک کرمان، ‌شناسایی و به موزه سازمان زمین‌شناسی کرمان منتقل شد.

از ابتدا و با کشف اولین آثار ردپای دایناسورها در ایران مشخص شد که همزمان دایناسورهای گیاهخوار و گوشتخوار در ایران ساکن بوده‌اند. عمده آثار ردپاهای موجود در کرمان به دایناسورهای گوشتخوار تعلق داشته، کشفیات بعدی از دور و نزدیک از جمله ردپاهای یافت شده در نقاط مختلف البرز و همچنین ردپاهای جدید کرمان نیز نشان از بیشتر بودن تعداد دایناسورهای گوشتخوار نسبت به گیاهخوار دارد. آثار اسکلتی اندک یافت شده نیز بیانگر تعلق آنها به گوشتخواران است. بنابراین بیشتر آثار دایناسورهای ایران که تا امروز یافت شده به گوشتخواران دو پا با جثه‌هایی متوسط یا کوچک مربوط بوده است.

با این حال باید توجه داشت که وفور گوشتخواران در یک منطقه نیازمند تعداد فراوان‌تری از موجودات گیاهخوار است تا امکان تغذیه و بقای آنها را فراهم کند. بنابراین بدون تردید باید دایناسورهای گیاهخوار فراوانی نیز در ایران دوره ژوراسیک وجود داشته باشند.

با تغییر در شرایط جغرافیایی دیرینه ایران و با پیشروی گسترده دریاها در ابتدای دوره کرتاسه(۱۳۰ میلیون سال پیش) که آثار آن در اکثر نواحی کشور قابل مشاهده است، دریاهای کم‌عمق و عمیق بیشتر نقاط سرزمین‌مان را فراگرفت و نواحی خشکی موجود در البرز و ایران مرکزی که زمانی زیستگاه دایناسور‌ها بود به زیر آب فرورفته و در نتیجه دیگر محیط زیست مناسبی برای زندگی دایناسورها در ایران وجود نداشت تا این موجودات به زندگی خود ادامه دهند.

در یکی دو سال گذشته آثار ردپای فراوانی از دایناسورها در ناحیه بلده(البرز مرکزی) یافت شده است که متاسفانه عمده این آثار در اثر پدیده زمین لغزش از بین رفته است. عملیات پی‌جویی دایناسورها در منطقه کرمان نیز از سال گذشته دوباره به طور مقدماتی آغاز شده و امید است با تداوم آن در سال‌های آینده و در نواحی بیشتر، کشفیات قابل توجهی صورت پذیرد.

با توجه به گستردگی رسوبات مستعد حاوی دایناسور در ایران که بیشتر آنها در نواحی شمال کرمان و البرز مشاهده شده‌اند، باید عنوان کرد که کاوش‌های انجام شده تا امروز که عمدتا چند روزه و با تعداد نفرات اندکی همراه بوده است نمی‌تواند جوابگو باشد.

برای گسترش پی‌جوی‌ها نیاز به افراد علاقه‌مندی است که روزها در نواحی مستعد به پی‌جویی و کاوش بپردازند و لازم است مخاطرات پی‌جویی در برخی از این نواحی نیز رفع گردد تا آثار بیشتر و ارزشمندتری از دایناسور‌ها در ایران یافت شود.

تا آن روز علاقه‌مندان می‌توانند تعدادی از ردپاهای اصلی و همچنین قالب تعدادی دیگر از آنها و نیز آثار استخوانی و دندان یافت شده از دایناسورهای ایرانی را در موزه سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی کشور واقع در خیابان معراج تهران از نزدیک بازدید کنند.

ادعاهای دروغین، خطری در کمین دیرینه‌شناسی

يكي از مخاطراتي كه در سالهاي اخير گريبانگير ديرينهشناسي و بويژه دايناسورهاي ايران گشته، ادعاهاي برخي افراد فاقد صلاحيت و تحصيلات مرتبط در اين عرصه است؛ ادعاهايي سراسر نادرست و كذب كه از نظر ديرينهشناسان بسيار مضحك و موجب وهن اين علم و جايگاه آن است. اين افراد با ديدن تكه سنگي كه در زايش خيال و تصورات اشتباهشان همانند سر يك موجود است ادعاي كشف دايناسورها، آن هم نه يكي، دو تا بلكه صدها و هزاران، در كشور نمودهاند. اين در حالي است كه مشكل اين افراد احتمالا از بازديد برخي غارها و ديدن برخي تصاوير زاده خيال در اين نقاط (مانند ستوني كه در غاري به شكل پاي عقاب يا... درآمده) و سپس تعميم اين خيالپردازيها در كوه و بيابان است. اگر قرار بود اين خيالپردازيها ملاك باشد احتمالا همه افراد ميتوانند در كوهها و صخرهها آثاري از انواع و اقسام موجودات را بيابند. متاسفانه دامن زدن به اين اخبار و ادعاهاي بيپايه و اساس توسط اين افراد يا يك خبرگزاري باعث شده تا حتي دانشجويان رشته ديرينهشناسي را نيز بعضا به خطا انداخته و به بيراهه كشانده شوند. بايد گفت آثار دايناسورها هم در ايران و هم در بيشتر نقاط جهان بسيار اندك است و اين نايابي است كه باعث ارزش آنهاست. بيگمان اگر كشف قابل ملاحظه و واقعي در اين زمينه در كشور صورت پذيرد، همانند ديگر كشفياتي كه تاكنون انجام شده همگي در سمينارهاي معتبر داخلي و خارجي ارائه خواهند شد و مقالات تخصصي آنها نيز در ژورنالهاي علمي و پژوهشي معتبر به چاپ خواهند رسيد. بنابراين به همه علاقهمندان توصيه ميشود در جستجوي اخبار، آثار دايناسورهاي واقعي را تنها در مجموعه مقالات همايشها و مقالات مجلات معتبر بيابند و نه در ميان اخبار و مطالب اينترنتي كه توسط هيچ متخصصي درستي و نادرستي آنها بررسي نشده است.