غرب توان پاسخ نظامی ایران را پس از تهدیدهای تازه ترامپ چگونه ارزیابی می‌کند؟

همزمان با تشدید تهدیدهای لفظی دونالد ترامپ علیه ایران و افزایش تحرکات نظامی آمریکا در منطقه، ارزیابی دوباره توان پاسخ ایران به یکی از محورهای اصلی تحلیل‌های رسانه‌های غربی و اندیشکده‌های امنیتی تبدیل شده است. از واشنگتن تا لندن، گزارش‌ها نشان می‌دهد که برخلاف ادبیات تند سیاسی، نگاه نظامی آمریکا و متحدانش به ظرفیت واقعی ایران محتاطانه و محاسبه‌گرانه باقی مانده است.

تهدیدهای تازه و بازگشت ادبیات «گزینه نظامی»

در روزهای اخیر، ترامپ در چند موضع‌گیری علنی، هم‌زمان با ناآرامی‌های داخلی ایران، بار دیگر از «گزینه‌های سخت» سخن گفت و هشدار داد که اگر تهران مسیر خود را تغییر ندهد، «پاسخ بسیار سنگینی» در انتظارش خواهد بود. این اظهارات با بازنشر گسترده در رسانه‌های آمریکایی و اسرائیلی همراه شد و بلافاصله تحلیل‌هایی درباره احتمال اقدام نظامی محدود یا فشار امنیتی جدید را به دنبال داشت. با این حال، در همان بازه زمانی، هیچ نشانه عملی از تصمیم فوری برای آغاز یک درگیری مستقیم مشاهده نشد.

پاسخ رسمی ایران؛ تمرکز بر بازدارندگی فعال

در تهران، واکنش‌ها بیش از آن‌که متوجه تهدید مستقیم باشند، بر مفهوم بازدارندگی فعال متمرکز شد. مقامات سیاسی و فرماندهان نظامی تاکید کردند که ایران آغازگر جنگ نخواهد بود، اما در صورت هرگونه حمله، پاسخ آن «سریع، گسترده و فراتر از تصور» خواهد بود. این ادبیات، به‌ویژه در سخنان فرماندهان سپاه، با یادآوری تجربه درگیری‌های ۲ سال اخیر در منطقه همراه شد؛ درگیری‌هایی که نشان داد ایران و متحدانش توان ایجاد هزینه مستقیم برای طرف مقابل را دارند.

 

تمرکز غرب بر توان موشکی ایران

بخش مهمی از گزارش‌های غربی در روزهای اخیر، به توان موشکی ایران اختصاص یافته است. روزنامه تلگراف در گزارشی نوشت که ایران در جریان جنگ ۱۲ روزه اخیر تنها بخشی از ظرفیت موشکی خود را به‌کار گرفت و همچنان صدها موشک بالستیک عملیاتی در اختیار دارد. بر اساس این گزارش، برآوردها نشان می‌دهد که تهران پس از این درگیری‌ها هنوز دست‌کم حدود هزار تا هزار و ۵۰۰ موشک بالستیک میان‌برد در زرادخانه خود نگه داشته است؛ عددی که به‌تنهایی می‌تواند معادلات دفاعی اسرائیل و پایگاه‌های آمریکا در منطقه را پیچیده کند.

میان‌بردهایی که فراتر از منطقه عمل می‌کنند

تحلیلگران غربی تاکید دارند که بخش قابل‌توجهی از موشک‌های ایران در دسته «میان‌برد» قرار می‌گیرند، اما این اصطلاح در ادبیات نظامی ایران و حتی استانداردهای بین‌المللی، به معنای تهدید صرفا منطقه‌ای نیست. موشک‌هایی با برد هزار و 200 تا 2 هزار کیلومتر، عملا اسرائیل، پایگاه‌های آمریکا در خلیج فارس، عراق، سوریه و حتی بخش‌هایی از جنوب اروپا را در تیررس قرار می‌دهند. همین موضوع باعث شده که در گزارش‌های اندیشکده‌هایی مانند موسسه مطالعات جنگ و شورای آتلانتیک، از این موشک‌ها به‌عنوان ستون اصلی بازدارندگی ایران یاد شود.

دقت، نه صرفا برد

نکته‌ای که در گزارش‌های جدید بیشتر از گذشته برجسته شده، مسئله دقت موشک‌هاست. رسانه‌های غربی اذعان می‌کنند که ایران طی سال‌های اخیر تمرکز خود را از افزایش صرف برد، به بهبود دقت و قابلیت نفوذ در سامانه‌های پدافندی معطوف کرده است. تجربه حملات دقیق به پایگاه عین‌الاسد، عملیات‌های موشکی در سوریه و حملات نقطه‌زن نیروهای هم‌پیمان ایران، به‌عنوان شواهدی از این تحول مورد استناد قرار می‌گیرد. به‌ویژه پس از حملات اخیر، برخی تحلیلگران آمریکایی هشدار داده‌اند که سامانه‌های دفاع موشکی اسرائیل و آمریکا در صورت حمله انبوه، با چالش جدی مواجه خواهند شد.

شبکه منطقه‌ای؛ ضلع مکمل توان موشکی

بخش دیگری از ارزیابی‌های غرب، به شبکه نیروهای هم‌پیمان ایران در منطقه اختصاص دارد. گزارش‌های منتشرشده طی یک هفته اخیر نشان می‌دهد که از نگاه واشنگتن، تهدید ایران صرفا به خاک این کشور محدود نیست، بلکه شبکه‌ای از ظرفیت‌های عملیاتی در لبنان، عراق، سوریه و یمن را شامل می‌شود. این شبکه، به‌زعم تحلیلگران، امکان پاسخ چندلایه و هم‌زمان را فراهم می‌کند؛ سناریویی که هزینه هرگونه اقدام نظامی علیه ایران را به‌طور قابل‌توجهی افزایش می‌دهد.

چرا آمریکا محتاط مانده است؟

با وجود تهدیدهای پررنگ ترامپ، اغلب تحلیل‌ها به این جمع‌بندی می‌رسند که آمریکا در شرایط کنونی تمایلی به ورود به یک جنگ مستقیم ندارد. تجربه درگیری‌های اخیر، نگرانی از گسترش جنگ در خاورمیانه، فشار افکار عمومی داخلی و هزینه‌های اقتصادی و نظامی، از جمله عواملی هستند که در گزارش‌های غربی به‌عنوان دلایل اصلی این احتیاط مطرح می‌شوند. حتی برخی رسانه‌ها تاکید کرده‌اند که تهدیدهای لفظی بیش از آن‌که مقدمه اقدام نظامی باشند، ابزاری برای فشار سیاسی و روانی محسوب می‌شوند.